مهاجرت های اجباری افغانها و مصیبت های شان

© AFP 2022 / Aris Messinisمهاجرین
مهاجرین - اسپوتنیک افغانستان
Telegram
این همه عوامل است که ثبات سیاسی را در جامعه مختل می سازد و مردم باز هم فرار را بر قرار ترجیح می دهند

اگرنظر اجمالی در رابطه به علل و عوامل مهاجرت افغانها از کشور آبایی شان افغانستان عزیز بیاندازیم می بینیم که افغانها در طول تاریخ کشور شان عادت به مهاجرت نداشتند و به زندگی سنتی و موقر خود در کشور شان بسنده بودند.
مهاجرت های اجباری از سال ۱۹۷۸ شروع و از سال۱۹۷۹ این مردم مجبور به مهاجرت های دسته جمعی شدند٬ که علت آن همان جنگ سرد بین ابر قدرت های جهانی بود. افغانها یکه در غرب در همان آوان مهاجرت نموده بودند٬ خوب به یاد دارند که کشور های غربی نه تنها حضور شانرا با پیشانی باز می پزیرفتند ٬ بلکه حتی ایشان را تشویق می نموند که با سایر اعضای فامیل شان که در افغانستان باقی مانده اند اطلاع دهند تا به آنان بپیوندند.
پروسه مهاجرت در سال ۱۹۸۹ دامنه وسیع تر گرفت ٬ با آمدن به اصطلاح« مجاهدین»٬ افغانها جان و مال خویش را در خطر دیدند و فرار را به قرار ترجیع داده در آن زمان نه تنها نمایندگان حاکمیت حزب وطن ٬ بلکه بسیاری اتباع کشور عازم ممالک بیگانه شدند٬ با آمدن طالبان و استقرار حاکمیت "شریعت" در کشور عرصه زندگی برای بسیاری از مردم آزاد منش کشور تنگ گردید٬ و باز هم سیل از مهاجرین افغان به کشور های بیگانه رجوع آوردند٬ اما پروسه مهاجرت از کشور در سال ۲۰۰۱ نه تنها ساکت شد ٬ بلکه بسیاری از اتباع کشور ما از هر نقطه دنیا به آرزوی تامین زندگی آبرومند به کاشانه های خود برگشتند و با پوتانسیل که در این مدتها در خارج کشور کسب نموده بودند٬ خواستند در ین کشور به مصرف برسانند٬ اما با کمال تاًسف دیری نگذشت که همه آرزو ها و آرمان های پاک شان پایمال شد و در یافتند که در کشور شان همان هیولاهای سالهای ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ حاکم و مستقراست و اینبار با امکانات به مراتب بیشتر مادیاتی از آنزمان٬ قبضه سیاسی و اقتصادی کشور را بدست گرفته ٬ حاکمیت فساد بر کشور بیدادمی کند.

بسیاری از آنها نه تنها دو باره کشور عزیز شانرا ترک نمودند٬ بلکه به سایر هموطنان ما که خیال بازگشت را داشتند توصیه نمودند تا از رفتن به کشور شان اجتناب ورزن٬ اما باید گفت که یک مشت از فاسد و مزدور با حمایت های کشور های غربی به کشور باقی ماندند و از فرصت طلایی که برایشان میسر گردید٬ معاشات و ثروت های هنگفت را کمایی نمودند و بسیاری از ایشان تا به حال از نعمت های فساد در کشور به شکل از انواع استفاده ابزاری می نماییند.
سال ۲۰۱۴ این کشور را در انتخاب سخت قرار داد٬ یک سال تمام مردم در تلاش آن شدند که با حاکمیت فساد حامد کرزی وداع نمایند و امید های قوی در وجود دو رهبر آینده ای کشور ٬ جامعه و سیاسیون کشور را به دو دسته تقسم کرد٬ بعد از چنه زنی ها بین دو تیم ٬ امریکایی ها دست به اقدام شدند و جان کری بدترین نمونه قدرت را تحت عنوان حکومت وحدت ملی بالای جامعه و کشور تحمیل نمود ٬ نتایج آن برای ناضرین سیاسی در همان آوان تشکل آن واضع بود ٬ اگر به یاد داشته باشید من(داکتر سمیع الله پویا) هم به نوبه خود درآنزمان و همچنان بار ها تکرار نمودم که این بدترین نمونه قدرت است که تحمیل جامعه شده. تا حال این حکومت نتوانست کابینه خود را تکمیل نماید در کشور در حالت جنگ نمی توان قیاس نمود که هنوز وزیر دفاع بر حال ندارد٬ والیهای اکثر ولایات کلیدی کشور ما تعین نگردیده و سرپرستان اداره آنرا بدست دارند٬ قانون انتخابات ناقص است ٬گمان میرود که انتخابات پارلمان آینده کشور با تشنجات بسا شدید تر از انتخابات ریاست جمهوری روبرو گردد.

این همه عوامل است که ثبات سیاسی را در جامعه مختل می سازد و مردم باز هم فرار را بر قرار ترجیح می دهند ٬ همین است که مهاجرت در حال حاضر در کشور از معضلات عمده ایست که جامعه را در پهلوی جنګ ٬فساد اداری و موادی مخدر با آن مواجع گردانیده. این معضله نه تنها اسیب بزرکی به افغانستان می رساند ٬ بلکه جامعه جهانی را نیز مورد چالش های بزرگی قرار داده٬ که البته اگر از حق تیر نشویم این نتیجه سیاست کشور های غربی و دو همسایه کشور ماست که امروز خود با این معضله گرفتار شده اند ٬ بدون شک این حاصل همان سیاست های همسایگان و غرب بود که در افغانستان از همان سالهای ۱۹۷۸ تا به امروز دنبال می کنند. قسمی که شاعری می گوید: "دشمن دانا که افت جان بود بهتر از آن دوست که نادان بود".
بلی این همسایه های ما و غربی ها بادوست های نادان همراه شدند نه با دشمن دانا. فکر می کنم که تا به حال بدین منوال ادامه می دهند و هیچ پند نمی ګیرند.

در اصل این غربی ها و مخصوصا امریکا بسیار مشتاق صدور دیموکراسی به کشور های اسلامی می باشد ٬ که در واقع این دموکراسی به مثابه مذهب جدیدی برای شان تبدیل ګردیده٬ و به خاطر تامین آن شالوده سیاسی این کشور ها را درهم زدند٬ امروز افغانستان٬ عراق ٬سوریه ٬لیبیا٬ در آتش جنګ می سوزد ٬ که نتیجه همان سیاست امریکا و متحدین شان است٬ امروز از همین کشور ها سیل مهاجرین با مشکلات عظیم و مصارف هنګفت به طرف غرب از راههای خشکه و بحر روان استند٬ در واقع همه ایشان روزی در کشور شان زندګی آرام و موقر ای داشتند٬و در فکر آن هم نبودند که دست به فرار از سرزمین های آبایی شان بزنند٬ اما غربی ها نخواستند که دیګر ایشان به زندگی سنتی شان ادامه بدهند و باید دیموکراسی را پیاده نمایند٬ این آرمان و خواست امریکا و متحدین اش بود که این مردم باید در شرایط دیموکراتیک زندگی نمایند٬ اما متاسفانه به این آرمان خود نرسیدن.

حال این مردم خود می خواهد که در جامعه دموکراتیک زندگی نمایند و به همین خاطر است که به کشور های شما روان استند تا از این نعمت برخوردار شوند٬ بنا باید چنین چانس ای برایشان داد ٬ شما خود می ګوید که زندګی در شرایط دموکراسی حق مسلم ملت هاست ٬ بنا برایشان این حق را قایل شوید ٬ پیشنهاد می ګرددکه به همان اندازه ای که از این کشور ها مردم آرزوی زندګی را در کشور های غربی دارند ٬ باید چنین چانس برایشان داده شود و به همان اندازه از کشور های غربی به این کشور ها متخصصین چه اجبارا و یا چه دعواطلبانه فرستاده شوند تا در آن کشور ها دموکراسی و شرایط مساعد زندگی را فراهم نمایند ، در غیر آن این معضله غیر قابل حل باقی خواهد ماند و یک راه حل دیګری هم وجود دارد٬ باید غرب توبه نموده و از صدور دموکراسی به سایر کشور ها هر چه زود تر دست بکشد ٬ و بګزارد تا کشور ها خود سرنوشت خود را بدست داشته باشند.

می بینم هنوز غرب کاملا درک نکرده که با چه معضله برزګی از لحاظ امیګریشن در آینده نزدیک دچار خواهد شد٬ این هنوز هم شروع پروسه است ٬ اګر واقعا تغییربنیادی در سیاست خویش امریکا و متحدین اش درصدور به اصطلاح «ارزش های دموکراتیک » خود و همزمان حمایه از اپوزیسیون های بنیاد ګرای کشور ها ی که به میل ایشان عمل نمی کنند٬ بوجود نیاورند ٬ تعادل جهانی برهم خواهد خورد که ضرر اش ٬اګر بخواهند یانه خواهند٬ به کشور های غربی سرایت خواهد نمود.
صحبت مکمل را از زبان دوکتور سمیع الله پویا و محترم نعیم نظری رئیس شبکه جامعه مدنی و حقوقی بشنوید:

 

 

 

 

 

 

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала