نسل کشی حلب و کشتار خاموش کابل

© AFP 2022 / Wakil Kohsarنسل کشی حلب و کشتار خاموش کابل
نسل کشی حلب و کشتار خاموش کابل - اسپوتنیک افغانستان
و چه اشک های که مقام ها از سازمان ملل گرفته تا سفیران حقوق بشر نریختند، دو رویانِ صلح طلبی که سفیدی را آلوده به نیرنگ کردند و حال در حاشیه ماتم گرفته و در پشتِ جنایت ها نقش آفرینی می کنند.

به گزارش اسپوتنیک به نقل شبکه اطلاع رسانی افغانستان، جهانی که شاهد تلخ ترین و اسفناک ترین بحران های انسانی است و انسان امروز که در پی درس گرفتن از تاریخ بوده انگار به زمان عقب باز می گردد: برابری به برتری جویی، اتحاد به فردگرایی، احترام به ارزش های انسانی به افراط گری مذهبی و از شعار حقوق بشر به تقدیس پول و قدرت.
اگر تاریخ سرشار از افراط گریی ها و نسل کشی ها بوده و جنگ های ویران کننده جهانی چنان مصیبتی به بارآورد که بشر، حتی تصور تکرار تاریخ را مدفون کرده بود، اما باری دیگر در جای جای جهان در عصر بلوغ رسانه های جمعی، فجیع ترین جنایات بشری را شاهد هستیم.
کمی آن سوتر از مرزها، نسل کشی در جریان است و بمب بارانی که آوار بر خواب کودکان می شود که در مقابل دیدگان میلیون ها انسان در جهان اتفاق می افتد، حلب را می گویم که جدای از اینکه مقصر کیست و حقیقت چیست! قتل گاه انسان های بی گناه شده است.
و چه یادآور دوران تاریک افغانستان است، زمانی که هزاران تن در خاموشی دنیا به کام مرگ رفتند و کودکانی که با چشم های هراس بار، جان دادند؛ نسل کشی، گورهای دسته جمعی، کشتار مردم در گمنامی و تجاوزها که بیش از سه دهه از شوروی گرفته تا دوران جهاد و طالبان تا اکنون.
تنها سخن از افغانستان نیست، اینبار تخم افراط گری بر هر زمینی امکان رشد دارد، آن انتقام جویی که آلمان و فرانسه را هدف انتحار قرار می دهد یا تجمع عزاداران در مسجد کابل را غرق خون می کند، نه از سوی لشکری بزرگ بلکه از تفکرات رادیکالی به وجود می آید که می تواند خودجوش در هر نقطه ای از جهان به وقوع بپیوندد.
حلب تنها گوشه ای از فجایع ای می باشد که به دست رهبرانی شکل گرفته از یک ملت و از سوی گروه هایی در سراشیبی انحطاط و افراط گری سوق پیدا کرده از جوامعی باتفکرات فاشیستی که با استفاده از دین و یک مکتب چنین نسل کشی و جنایت های را رقم می زنند.
و از کابل گرفته تا هلمند، از هرات تا بدخشان و از بامیان تا بلخ، طی سال ها در تاخ و تاز افراط گری ها ویران شد و نابود، جنایت ها و دردهایی که هیچ دوربینی برای ثبت آن نبود و در گمنامی گورها دفن تاریخ شدند.
اگر حلب امروز شاهد نسل کشی و مرگ انسانیت است به همان سوی رفت و می رود که روزی کابل و بلخ رفت، آن روز که قندوز ویران شد و روزگاری که تنها زخم می خورند مردم در هر گوشه ای از این سرزمین ویرانی ها.
هرچه که در این دنیا از ذهن یک افراط گر تبدیل به اسلحه می شود در کشتارِ مردم، فرقی نمی کند از افغانستان باشد یا از سوریه، از آلمان باشد یا فرانسه بلکه بازگشت به تاریخ است که افراط گری ها آفریده می شود و از سوی دیگر کرامت و عزت انسانی تباه. همان رهبرانی که بر دولت ها برقرار هستند که در رسیدن به قدرت آنان، نقش داشته ایم.
هیلتر، عبدالرحمان و ملاعمر نه یک روزه بلکه در مقابل چشمان مردم، مرگ آفرین شدند و حال همانگونه که انیشتن گفت: دنیا به دست چند تبهکار ویران نمی شود، بلکه به دست اکثریت خاموشی ویران می شود که برای پایان دادن به جنایت، کاری نمی کنند.
و چه اشک های که مقامات از سازمان ملل گرفته تا سفیران حقوق بشر نریختند، دو رویانِ صلح طلبی که سفیدی را آلوده به نیرنگ کردند و حال در حاشیه ماتم گرفته و در پشت جنایت ها نقش آفرینی می کنند.    

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала