زنان در عرصه علوم: از «کمپیوترهای زنده» تا جوایز نوبل

© AFP 2022 / Manjunath Kiranزنان در عرصه علوم: از «کمپیوترهای زنده» تا جوایز نوبل
زنان در عرصه علوم: از «کمپیوترهای زنده» تا جوایز نوبل - اسپوتنیک افغانستان
باگذشت هرسال زنان دانشمند در سراسر جهان افزایش می یابد. برخلاف نظر اکثریت عوام، علم و نقش زنان در آن، به بسیار پیچیدگی و راه پرخم و پیچ در ابتدای بوجودآمدن مدنیت انکشف میکرد.

تاریخ موجودیت زنان دانشمند، نه تنها مردان دانشمند، عملاً در تمام منابع تحریری جهان باستان وجود دارد، اگرچه موقف زنان و برخورد نسبت به آنها بصورت حیرت انگیز در تمام جوامع زمان باستان از هم تفاوت دارد.
قاعده تاً، کار در عرصه علوم در تمام آنها امتیاز مردم ثروتمند و مشهور شمرده میشد که برای چنین معجزات، بدون درنظرداشت جنس و عمر آنها، وقت داشتند.
اولین زن دانشمند بصورت عنعنوی زن خاندانی مصر باستان بنام میریت-پتاح، بر اساس رشته تخصصی طبابت و یکی از پیشاهنگان در عرصه طبابت بود که در حدود پنج هزار سال قبل درگذشته است. پسر او که راهب بلندپایه گردید، برای مادرش آرمگاه جداگانه در جوار اولین اهرام فراعنه در ساکار اعمار نمود.
میریت-پتاح — به هیچ وجه یگانه زن دانشمند در مصر قدیم نبود، باوجود ساختار نهایت جدی اجتماعی و مذهبی آن، زنان تقریباً، مانند مردان، از حقوق یکسان برخوردار بودند و میتوانستند کاتبان — کارمندان عالی مقام، و همچنان راهبه ها، طبیبان و حتی فرعونان باشند. برعلاوه میریت-پتاح، به ما همچنان چنان زنان- طبیب مصر قدیم، مانند پیسیشیت، کلیوپاترا و یک عده دیگر، معلوم اند. بسیاری آنها مکاتب خودی داشتند و از خود آثار در باره اساسات طبابت و هنر دایی ها بجا گذاشته اند.
منظره های مشابه در یونان باستان نیز مشاهده میشدند — زنان میتوانستند آزادانه به مکاتب فلسفه بروند و ریاضی دان، فزیکدان، طبیبان و یا فیلسوفان ساده شوند. به گونه مثال، ایپاتییه از اسکندریه یکی از منورین عمده علوم زمان خود و سازنده بسیاری سامان آلات ستاره شناسی و علمی — استرولابیه، نقشه های آسمان، دستگاه مقطرسازی و یک عده وسایل دیگر محسوب میشد. اسپاسییه، همسر پیریکل، یکی از اتباع بسیار بانفوذ و دانشمند پخته آتن بود که سقراط و فیلسوفان دیگر اکثراً جهت جروبحث ها به خانه او می آمدند.
اوضاع بعد از فروپاشی امپراطوری روم و گسترش ادیان معاصر در اروپا زمان شدیداً تغییرکرد — وقتیکه «قرون تاریک» فرارسیدند، و به زنان که مصروف کار در عرصه علوم بودند، به مثابه بلا یا موجود کثیف می نگریستن. نه تنها کتابخانه ها با دانستنی های جمع شده، مانند کتابخانه اسکندریه در سال 399 میلادی، بلکه حاملین آن، از بین رفتند. بطور مثال، در سال 415 میلادی متعصبین مذهبی ایپاتییه را نسبت آن کشتند که او طرفدار نظریات فلسفی افلاطون و بلوتین بود او از پیگرد بت پرستان در جروبحث های سیاسی در داخل اسکندریه حمایت نمی کرد.
بازگشت واقعی زنان به علوم فقط بعد از 12 قرن، در عهد رستاخیز و رینسانس علوم اروپایی، صورت میگیرد. اولین زن دانشمند زمان نو را میتوان مارگریت کاویندیش محسوب نمود که یک عده آثار را در موضوعات فزیک نوشته و جهت جلب توجه زنان دیگر به علوم سعی مینمود.
باوجود آنکه د قرون 17-18 زنان دانشمند بصورت متناوب ظهور میکردند، همکاران آنها از جمله دانشمندان مرد از شناختن جدی آنها به مثابه شخصیت های برابر با خود امتناع می ورزیدند. حتی منورین عمده آن زمان، مانند ژان-ژاک روسو، عقیده داشتند که طبیعت زنان را برای تربیت اطفال برگزیده و آنها نباید با علم سروکار داشته باشند.
تنها قریب به اوایل قرن 19 شمول زنان در ترکیب پروفیسوران پوهنتون ها آغاز گردید و در نشرات جدی علمی آثار شان را منتشر می ساختند. برخی از آنها، به طور مثال ادا لاولیس ریاضی دان انگلیسی، موسسان رشته های کامل دانش، مانند پروگرام سازی و تیوری سیستم های محاسباتی شمرده میشوند.
مثال برازنده این پروسه به اصطلاح «کمپیوترها» — گروپ متشکل از ده ها زن شمرده میشوند که در پوهنتون هارورد یکجا با ستاره شناس مشهور ادوارد پیکرینگ کار میکردند. او این زنان را برای آن استخدام کرد، تا هزاران تصویر ستاره گان را تحلیل و کتلاک کنند که توسط تخنالوژی قوی نو ورقه های پلاستیکی آن زمان بدست آمده بودند.
طوریکه پیکرینگ در آن وقت میگفت، او بدان علت زنان را به محاسبات مشابه جلب کرده که این کار نسبت یکنواخت بودن و خسته کن بودن شایسته دانشمندان واقعی نیست. ولی معلوم شد که او اشتباه میکرد — کار انجام شده «کمپیوترها» و استعدادهای تحلیلی رهبر آنها، ویلیام فلیمینگ، به کشف یکی از قانونمندی های عمده کائینات: وابستگی بین رنگ ستاره، طیف، ترکیب کیمیاوی و درجه حرارت روی آن، کمک نمود.
در نتیجه «کمپیوترهای» پیکرینگ سیستم معاصر تصنیف ستاره گان را ایجاد کردند، چند صنف ستاره گان متغییر، غبار و غیره اهداف را کشف کردند که بخش کشفیات آنها، نسبت افکار آن زمان، از ابتدا فقط به شخص پیکرینگ تعلق گرفته بودند.
در حوالی قرون XIX و XX نقش زنان در علوم، از برکت جنبش دادن حق انتخاب به زنان و جنبش تساوی حقوق زنان، بطور محسوس توسعه می یابد و تا اواسط قرن XX زنان دانشمند موجود عجیب شمرده نمی شدند و باعث عصبانیت اقشار داری روحیه محافظه کارانه جمیعت نمی شد. به نفع این گفته این امر گواهی میدهد که زنان قبلاً در سال 1903 سقف عمده «شیشیه یی» علمی — جایزه نوبل، را شکافتند. طی صد سال اخیر در جهان 17 زن دانشمند که در عرصه علوم فزیک، کیمیا و طبابت کشفیات نمودند و 13 زن دیگر در عرصه ادبیات، اقتصاد و حفظ صلح در روی زمین به دریافت این جایزه مفتخر گردیدند.
از جانب دیگر، در سال های اخیر تعداد زیادی فعالین در این مورد صحبت میکنند که زنان حتی امرزو هم بصورت نامتناسب کم در عرصه علوم، خاصتاً در عرصه ستاره شناسی و دیگر علوم طبیعی نمایندگی دارند. باوجود علاقمندی مساوی نسبت به آنها هنگام شمول در پوهنتون ها و کالج ها، زنان کمتر از یک چهارم فارغان موسسات تحصیلی امریکا در مضامین به اصطلاح STEM تشکیل میدهند و در برخی عرصه ها، مانند ریاضیات و ستاره شناسی، سهم آنها فقط 10% می باشد و معاش آنها بطور اوسط 20-30% پائینتر است.
شاید علت این کار، طبق نظریات مختلف، هم تبعیض سیستماتیک از جانب مردان دارای افکار محافظه کارانه نسبت به زنان که به آنها یکجا شده و هم این بوده می تواند که دختران محصل و اسپیرانت در مورد استعدادهای خود در عرصه ریاضیات باور کمتر دارند و از همینرو تحصیل را ترک میکنند و همچنان اینکه زنان اکثراً ترقی در کار یا معاش بلند را به خاطر خانواده و اطفال قربانی میکنند. طوریکه دانشمندان از «ابتکار 11 فبروری» امیدوارند، بوجود آمدن مودل های رهبری کننده از جمله زنان دانشمند موفق همین اکنون به شاگردان مکاتب و محصلات در عرصه پیداکردن جای پای در راه علم و حفظ باور بر اینکه آنها موفق خواهند شد، کمک میکنند.

 

 

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала