برادرم برای نجات خانواده اش از ایران به سوریه رفت

© REUTERS / Alkis KonstantinidisМигрант напротив накренившегося списанного пассажирского парома Panagia Tinou в порту города Пирей в Греции
Мигрант напротив накренившегося списанного пассажирского парома Panagia Tinou в порту города Пирей в Греции - اسپوتنیک افغانستان
Telegram
جنازه ی برادرم، دقیقا دو ماه بعد از رفتنش به خانواده اش برگردانده شد.

این داستان واقعی را یکی از افغان های که برادرش از ایران به جنگ سوریه فرستاده شده و در آنجا جان باخته فرستاده است. 

بنابر دلایلی اسم واقعی این مخاطب آژانس خبری اسپوتنیک را نمی نویسیم.
احمد که در یکی از کشور های غربی بسر می برد میگوید که جنگ قانون ندارد و در محیط بی قانونی، میتوان از هر چیزی سوء استفاده کرد.
برای مثال در جنگ های داخلی افغانستان، گروهای درگیر از تعصبات مذهبی و قومی افراد سوئ استفاده میکردند و انها را به عنوان عسکر خود به کار می گرفتند.

وضعیت اصفناک مهاجرین افغانستانی در یونان - اسپوتنیک افغانستان
وضعیت اصفناک مهاجرین افغانستانی در یونان

وقتی ما به اسرایی که از طالبان به جا میماند بنگیریم، می بینیم که افراد بسیار عادی و فقیری هستند که به خاطر لقمه ای نان تفنگ به دست میگرند و جان خود را فدای لقمه ای نان که سر دسترخوان خانواده ی خود ببرند میکنند. آن سرباز طالب نه از سیاست طالبان چیزی میداند و نه افرادی که در مقابل انها میجنگد میشناسد. فقط برای لقمه ای نان که به او وعده داده شده، همان طور که به او فرمان میدهد عمل میکند.
او می گوید وقتی که شخصی نیازمند باشد، افراد زورمند به راحتی میتوانند از نیاز انها سوئ استفاده کنند واز  ان افراد  به نفع خود استفاده کنند.
در بحران سوریه این سوئ استفاده ها در سطح بین المللی پررنگ تر به چشم میخورد.
پولیس سویدن - اسپوتنیک افغانستان
مهاجر افغان: ارزو دارم وارد دانشگاه پولیس سویدن شوم

از سویی کشورهای خلیجی، مسلمانان سنی مذهب روسیه، اسیای میانه و یا عرب منطقه را اجیر میگیرند و به میدان جنگ میفرستند و از سوی دیگر ایران شیعیان افغانستان و بعضا پاکستان را اجیر میگیرند و به میدان میفرستند.
فراموش نکنیم که در سوریه ، افغانها در دو جبهه می جنگند: یکی در جبهه ی داعش و دیگری در جبهه ی بشار اسد.
اما در هر دو طرف یک داستان روان است. چه ان افغان سنی مذهبی که برای داعش میجگد و چه ان افغان شیعه مذهبی که برای بشار اسد میجگد ، نه برای اعتقاداتشان ، بلکه برای پولی است که از این راه به دست می اورند.
باید گفت که بنا به اطلاعات به دست امده از سربازان فراری داعشی، معاش یک سرباز حدود ۲۵۰ الی ۳۰۰ دالر به همراه مسکن و غذای رایگان است که این مبلغ برای کسی در افغانستان یا اسیای میانه زندگی میکند مبلغ زیادی است.
این امکانات به همراه برخی تبلیغات مذهبی که مثلا این جهاد در راه خدا است، وسوسه ی خوبی برای یک افغان سنی میتواند باشد که به جبهه ی داعش بپیوندد. یعنی هم ثواب است و هم خرما. نیازی به اثبات نیست که این امکانات از کجا مهیا میشود که برای همه مثل روز روشن است که در تغذیه ی داعش، کشورهای خیلیجی نقش بسیار پررنگی دارند.
احمد که مدتی در ایران زندگی کرده می گوید که همه میدانند اکثر افغانهایی که در ایران زندگی میکنند اهل تشیع و از قوم هزاره هستند. 
New York Gov. Andrew Cuomo speaks during a cabinet meeting in the Red Room at the Capitol, Wednesday, Feb. 25, 2015 - اسپوتنیک افغانستان
والی نیویارک: ما همه مهاجر هستیم و ترامپ همچنان

چیز پوشیده ای نیست که یک افغانی در ایران از حداقل امکانات اجتماعی برخوردار نیست. یعنی حق کار ندارد، حق تحصیل ندارد، حق عبور مرور ندارد. حق ازدواج با ایرانی ندارد. در کل، هیچ حقوقی ندارد.
تنها چیزی که افغانها را در ایران نگه داشته است این است که انها میگویند، درست است که از هیچ حقوقی برخوردار نیستیم، اما حداقل این که در اینجا کسی ما را به قتل نمیرساند. در اینجا زبان مشترک و مذهب مشترک داریم.
افغانها در ایران تمام تبعیض ها را به جان میخرند که فقط بتوانند نفس بکشند و بس.
او ادامه داده می گوید، در بحران سوریه ، سپاه پاسداران ایران با بیشرمی تمام از این وضعیت اسفبار افغانهای مهاجر سوء استفاده میکند.
برای روشن تر شدن موضوع قضیه ای را که برای برادرم رخ داد برایتان بازگو میکنم.
صدور ویزه ایران در عراق و افغانستان مختل شد - اسپوتنیک افغانستان
صدور ویزه ایران در عراق و افغانستان مختل شد

پارسال بود که از فرط بیکاری برادرم از افغانستان به ایران بازگشت. در افغانستان کاری برای او وجود نداشت. تصمیم گرفت باز حقارت های ایرانی ها را تحمل کند و به ایران بازگردد شاید کدام جوالی گری برایش پیدا شود. ایشان با خانواده ی خود به ایران برگشته بودند و در یکی از مناطق مهاجر نیشین ایران سکنی گزیده بودند.

در یکی از روزها که مثل همیشه به کار میرفت، پولیس ایران ایشان را به دلیل اینکه بدون مجوز کار جوالی گری میکرد دستگیر میکند و بعد از ان او را به کمپ دیپورتی ها انتقال میدهد.
ایشان را تهدید میکنند که خانواده ات را هم با تو به افغانستان دیپورت میکنیم
برادرم بسیار پریشان میشود که اگر او و خانواده اش را به افغانستان دیپورت کنند، یا با انتحاری ها کشته میشوند یا از گرسنگی و بیکاری خواهند مرد.
او پیش پولیس گریه میکند و خواهش میکند که او را دیپورت نکنند.
یکی از پولیس ها با چهره ی مهربان به او وارد میشود و او را ارام میکند.
از او میپرسد که از کجای افغانستان است و چه شغلی دارد.
برادرم تمام دردهایش را به ان پلیس به ظاهر مهربان میگوید.


پولیس با ظاهر مهربان هم مانند افراد قهرمان میخواهد به او کمک کند و به او میگوید، چون تو شیعه ی اهل بیت هستی، به تو کمک میکنم که در ایران بمانی و به طور قانونی کار کنی و اقامت کاری بگیری و تمام فرزندانت اقامت بگیرند و به مکتب بروند.
او بسیار خوشحال میشود و دست پولیس را میبوسد.
پولیس به او میگوید: «ما شیعیان در این دنیا بسیار مظلوم هستیم. تمام دنیا به ما ظلم میکنند و مقدسات ما را هتک میکنند. کسی غیر از ما به فکر ما نیست»


پولیس ادامه می دهد، من و تو هستیم که باید دست به دست هم دهیم و با هم متحد شویم تا شیعه را از نابودی نجات دهیم.
پولیس با جملات احساسی و فلم هایی از تخریب امکان مقدس شیعیان او را به وجد می اورد، حس مذهبی او را به جوش می اورد، اما جوش امدن حس مذهبی ، دلیل کافی نمیشود که شخص جان خود را بگیرد و برود تا در سوریه بجنگد.
پولیس به او میگوید: «میبینی که داعش و وهابیت چطور به ناموس شیعه دست درازی میکند؟ چند روز دیگر داعش به زینبه میرسد و مزار عمه ی شیعیان حضرت زینب را هم خراب میکند. چطور ما شیعیان بی غیرتی کنیم و از عمه ی خود دفاع نکنیم؟»
برادرم به جواب پولیس میگوید: «بله شما راست میگویید».

اما او نمیدانست که پولیس میخواهد به او پیشنهاد انتقال به سوریه را بدهد.

Беженцы из стран Ближнего Востока на вокзале Вестбанхоф в Вене - اسپوتنیک افغانستان
امریکا تا تاریخ 6 جولای مهاجر می پذیرد

پولیس به سخنان خود ادامه مید هد. من فهمیدم که تو انسان دل پاکی هستی، شیعه ی خالصی هستی. به همین خاطر گفتم که به تو کمک میکنم که تو و خانواده ات در ایران زندگی کنی و اینده ی خود را بسازید. تو فقط کافی است سه ماه، به نگهبانی از حرم حضرت زینب به دمشق بروی، انجا جنگ نیست و امنیت است. سه ماه نگهبانی میدهی و ما به تو و خانواده ات اقامت میدهیم. غیر از این دیگر نمیدانم چطور کمک کنم. فقط از این راه است که میتوانم به تو کمک کنم که اقامت ایران را بگیری. ایران به عمه ی شیعیان احترام زیادی دارد، به همین دلیل است که کسی که از حرم عمه شیعیان حضرت زینب دفاع کند، ایران هم به احترام حضرت زینب از او پشتی بانی میکند و او را روی چشمهای خود جا میدهد.
احمد می گوید که برادرم با شنیدن این پیشنهاد به شک فرو رفت زیرا میدانست که اوضاع سوریه بدتر از افغانستان است. او میدانست اگر به سوریه برود احتمال یتیم شدن اولادهایش وجود دارد، اما اگر قبول نمیکرد، او را همراه خانواده اش به افغانستان دیپورت میکردند. در افغانستان امکان این وجود داشت که تمام خانواده در انتحاری کشته شوند و یا از بیکاری و گرسنگی هلاک شوند.
انتخاب سختی بود!
بلاخره تصمیم گرفت جان خود را فدای خانواده کند، از اینکه همه در افغانستان کشته شوند، یک نفر در سوریه کشته شود بهتر است.
او پیشنهاد پلیس را پذیرفت.
قرار بر این شد که او را به اموزش دفاعی ببرند. اموزشهای دفاعی و جنگی را فقط در یک هفته به صورت فشرده گذراندند.
روز اعزام فرا رسید، او را از میدان هوای امام خمینی تهران با تشریفات خاصی به سوریه انتقال داادند. همراه او چندین هزاره ی افغانی دیگر هم بود.
اما متاسفانه خبر شدیم که خلاف وعده ای که در ایران به افغانی های اعزامی میدهند، انها را در دمشق که امن است نگه نمیدارند و انها را به خط اول جنگ، یعنی حلب میفرستند. جایی که حتی خود مستشاران نظامی سپاه پاسداران ایران، یا ارتش بشار اسد و یا حزب الله لبنان جرات رفتن به انجا را ندارند.

از افغان ها دقیقا به عنوان سپر جنگی استفاده میشود، از انها به عنوان راه بازکن استفاده میشود.

ایران در مبارزه با تروریسم به افغانستان چه کمک میکند - اسپوتنیک افغانستان
ایران در مبارزه با تروریسم به افغانستان چه کمک میکند

احمد می گوید که تیپ فاطمیون که تشکیل شده از افغان ها است، کاملا بی نظم است. انها به صورت گله ای حمله میکنند. یعنی مثلا ۱۵۰ نفر با هم به طرف یک قلعه بدون برنامه حمله میکنند. داعش و یا مخالفین که این جمعیت را میبینند ، از ترس فرار میکنند. از این ۱۵۰ نفر ۱۴۰ نفر کشته میشوند و ۱۰ نفر باقی مانده ان قلعه یا مکان مورد نظر را فتح میکنند.
جنازه ی برادرم، دقیقا دو ماه بعد از رفتنش به خانواده اش برگردانده شد.
همان طور که ایران وعده کرده بود، به برادرم اقامت دائم ایران را دادند.
اما اقامت دایم در قبرستان ایران. به گفته احمد، به خانواده های کشته شدگان افغانی در ایران، ماهانه تقریبا ۳۰۰ دالر تعلق میگیرد و به فرزندان کشته شدگان، قرار است تذکره ی ایرانی تعلق بگیرد.
 تیپ فاطمیون.
تیپ فاطمیون ، تیپی است کاملا بی نظم و متشکل از شیعیان افغانستان. این تیپ در خط مقدم جنگ ساکن است.
و از انجایی که بدون هیچ تاکتیکی میچنگد، دشمن نمیتواند حرکات و برنامه های انها را پیش بینی کند. تیپ فاطمیون مانند گله ی بوفالو حمله میکند و هدفشان فقط فتح مکان است و برای فرماندهان تعداد تلفات اصلا مهم نیست.
به همین خاطر است که تلفات افغانها در سوریه حتی بیشتر از چچن ها و یا پاکستانی ها و یا ایرانی ها است.
احمد می گوید که افغانها مانند دیگر جنگجویان خارجی، از هیچ گونه حقوق بین المللی در مورد جنگ برخوردار نمیشوند زیرا بنا به قانون بین الملل ، انها اجیر به حساب می ایند. اجیر کسی است که برای کشوری غیر از کشور خود میجنگند.
پس اگر جنگجوی افغانی، اسیر شود، هیچ ستاد بین المللی هیچ گونه کمکی نمیتواند به او بکند. یعنی وقتی سر یکی اسیر افغانی بریده میشود، اینجا هیچ خلاف و جنایت جنگی صورت نگرفته. زیرا او اجیر جنگی بوده و نه اسیر جنگی.
برای مثال، در جنگ ایران و عراق، ایران از مهاجرین افغانی سوئ استفاده میکرد
افغانی هایی که برای ایران میجنگیدند، وقتی اسیر میشدند، به راحتی توسط عراقی ها سر بریده میشدند. سازمان ملل هم کاری نمیتوانست بکند و چیزی نمیتوانست بگوید
چرا که انها ایرانی یا عراقی نبودند و این جنگ به انها ربط نداشت. پس کشته شدنشان هم از لحاظ حقوق جنگی، کاملا بی اهمیت است.
در تکمیل صحبتهایم باید بگویم که درست است که در ظاهر انها هیچ جبری برای رفتن به سوریه ندارند، اما وقتی که موفقعیت ها را طوری بچیننند که راهی غیر از رفتن به سوریه نداشته باشند، اگر جبر نیست، پس چیست؟
داکتران ایرانی قلب، چشمان و گرده‌های چند مهاجر افغان را کشیده‌اند - اسپوتنیک افغانستان
داکتران ایرانی قلب، چشمان و گرده‌های چند مهاجر افغان را کشیده‌اند

همیشه این سوال را باید از خود بپرسیم که ان سرباز چچنی که برای داعش میجنگد و یا ان سرباز افغان که برای اسد میجنگد، و یا ان پشتونی که برای طالب میجنگد، چرا میجنگد؟ اگر عمیق مطالعه کنیم، بیش از هفتاد درصد این سربازان، برای بدست اوردن لقمه نانی برای خانواده ی خود میجنگند و نه به اسد دلبسته هستند و نه عاشق ابوبکر بغدادی هستنند.
در ایران افغانهای زیادی مانند سید عیسی حسینی مزاری هستند که افغانها را تشویق میکنند که به سوریه بروند. خود رسانه های ایران هم با ساختن مستندات در مورد شهدای افغانی، افغانی ها را تشویق میکند که به سوریه بروند.
در حوزه های علمیه، بسیار شدید روی طلبه های افغانی کار میکنند که انها را به سوریه بفرستند. به انها امتیازات بیشتری پیشنهاد میدهند که انها را مجاب کنند که به سوریه بروند.
خامنه ای هم سالی یک بار با خانواده های شهدای افغانی دیدار میکند که این مشوق خوبی برای افغانی ها است. مجلس ایران هم پارسال مصوبه ای را تصویب کرد که خانواده های افغانی های کشته شده، بتوانند تذکره ی ایرانی بگیرند.
ز انجايی كه به ظاهر، افغانها به صورت خود جوش و داوطلبانه به سوريه ميروند و هيچ مدركی وجود ندارد كه خانواده های بازماندگان ناراضی باشند، دستگاه ديپلماسی افغانستان نميتواند عكس العملی در مورد فرستادن شهروندان افغانی نشان دهد، تا جايی كه وزارت خارجه افغانستان از واكنش به اين موضوع چندين بار سر باز زد و سكوت اختيار كرد.

احمد می گوید که خانواده ی همين "برادرم" از وضعيت موجود بسيار راضی هستند و نيازی ندارند تا شكايتی از كسی بكنند. 

وقتی كه با انها در رابطه با اعزام افغانها به سوريه صحبت ميكنيد و ان را نقد ميكنيد، ناراحت ميشوند و ميگويند تو مسلمان نيستی و ضد جهاد هستی.
وقتی كسی رضايت داشته باشد، از چه بايد شكايت كرد؟
طبق گفته های احمد در این اواخر فرستادن افغان ها از ایران برای جنگ در سوریه خيلی زيادتر و بی سرصداتر از قبل شده است، چون ايران امتيازهای خيلی بيشتری برای انها ميدهد.

 

 

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала