مذاکرات امریکا با طالبان

Telegram
امریکا می داند که جنگ در افغانستان از طریق بمبارد و قتل مردم خاتمه نمی یابد و ادامه جنگ برای این کشور بسیار گران تمام میشود. به همین علت در جستجوی راه های حل مساله افغانستان مطابق خواست خودش است و حالا طرح مذاکرات جدید با طالبان را آغاز کرده است.

امریکا بعد از داخل شدن در قلمرو افغانستان در سال 2001 با مشکلات زیاد متوجه شد. اهداف را که در قبال داشت، نتوانست عملی نماید. در این جریان سه استراتیژی را برای حل مساله افغانستان طرح ریزی نمود که تا کنون به نتیجه نهائی نرسیده است.

امریکا می داند که جنگ در افغانستان از طریق بمبارد و قتل مردم خاتمه نمی یابد و ادامه جنگ برای این کشور بسیار گران تمام میشود. به همین علت در جستجوی راه های حل مساله افغانستان مطابق خواست خودش است.

امریکا یگانه راه بیرون رفت از بحران فعلی افغانستان را در سازش با طالبان میداند، تا باشد که راه آبرومندانه از شکست در افغانستان را پیدا کند.

قبلاً نیز با طالبان مذاکره کردند تا حد که در قطر با هم نشستند و نمایندگی طالبان را در قطر ایجاد نمودند. زیرا بدون موافقه امریکا، قطر نمی توانست علنی نمایندگی طالبان را در داخل کشور خود اجازه بدهد.

فاروق فردا، کارشناس مسایل افغانستان و روسیه طی مصاحبۀ به خبرگزاری اسپوتنیک در این ارتباط معلومات داده گفت: «این آوازه ها زیر تاثیر روابطی است که روسیه به خاطر تامین صلح  در افغانستان با طالبان رویدست دارد، ورنه طالبان  دست آفریده ی امریکا و پاکستان هستند. با دست پرورده ها نیاز به مذاکره نیست، آن جا امر ونهی کارش را می کند.

اما حالا که طالبان به چندین گروه تقسیم شده اند،امریکا می خواهد در تقابل با روسیه، یا گروهی از این گروه ها را تطمیع کند ویا این، که زیر این نام، گروه کاملا جدیدی را  ایجاد و تجهیز نماید، تا بر ضد کسانی بجنگند که می خواهند با روسیه به خاطر تامین صلح در افغانستان مفاهمه کنند.

اگر روسیه در گپ خود صادق باشد، که می خواهد به خاطر تامین  صلح و کمک به دولت افغانستان  در روند مذاکره با مخالفین نقشی ایفا کند، هر حرکت غیر از این،  روند صلح در افغانستان را بطی می سازد».

در پاسخ به سوال خبرنگار اسپوتنیک اینکه امریکا همیشه روسیه را مهتم به تماس با طالبان میکند، ولی خودش همیشه از معیار های دوگانه استفاده می نماید و حالا طالبان را به همکاری دعوت می کند. اینکه علت تغییر سیاست امریکا در قبال افغانستان چی است؟ آغای فردا گفت که برخورد ها در افغانستان بر مبنای معیار ها صورت نمی بندند. سیاست ایالات متحده در رابطه به افغانستان  دشتخوش تغییری نشده، اصلا امریکا در رابطه به افغانستان سیاستی ارایه نکرده است، جز مسأله ی  تروریزم و مواد مخدر که در از بین بردن آن موفق نشد.

سیاست امریکا در جای دیگریست که ممکن شما بعدا بدان تماس بگیرید، اما استراتیژِی هایی در قبال آن سیاست اند که در افغانستان پیاده می شوند. گزینش مهره ها نیز برای این استراتیژی در نوسان اند. این مساله از آغاز تشکل گروه هایی به نام تنظیم های متعدد تا طالب وداعش، سلفی، خراسان و صدها تنظیم اسلامگرا در پاکستان و5000 مدرسه با قدمه های مختلف در وزیرستان، منابع این مهره پروروی برای استراتیژی هایی اند که در زمان های مختلف  نظر به شرایط و توان جبهه ی مخالف تغییر می کنند.

او در مورد اینکه آیا امریکا و ناتو با بمبارد مواضع طالبان، می توانند طالبان را وادار به مذاکره با دولت کابل سازند؟. ابراز نظر نموده گفت: «شاید هیچ کس گفته نتواند که بمباردمان ها چی هنگامی و در کجا، صد در صد بر مواضع طالبان صورت بسته است؟.  قسمت اعظم بمباردمان هایی که تاکنون انجام یافته اند، بر خانه ها و اماکن زیست مردم عادی بوده اند. شما اگر رقم کشته شده های مخالفین دولت را با بمباردمان های انجام یافته از آغاز حکومت حامدکرزی تا کنون تول و ترازو کنید، شمار آن، نسبت به کشته شده های مردم عادی کمتر ولی نسبت به  قربانیان طالبان بیشتر است.

 ثانیا هیچ بمباردمان بر هیچ موضعی نه راه حل بحران به حساب می رود و نه بر باورمند ساختن مخالفین به منظور حاضر شدن شان به میز مذاکره موثراست، مگر این که روند صلح را طولانی تر می سازد. اگر تامین مذاکرات دولت و طالبان مطرح بحث است، این کار را روسیه آغاز کرده، بگذار این کشور آن را پیگیری کند، به بمباردمان و یا جنگ های رویارویی نیاز نمی افتد. در صورتی که طرف ها و یا دولت افغانستان بر روسیه بی باور باشند، به روسیه بگویند که از این روند دست بکشد. اگر نه، فراموش نکنید که درصورت صداقت طالب به این تفاهم و مذاکره با روسیه، مخالفت با امریکا در میان سایر گروه های طالب افزون می گردد. این به همان سیاستی می ماند که چه امریکا و یا چه کشور های دیگر ذینفع در افغانستان با گل آلود کردن آب، برای خود شان ماهی قزل آلا شکار می کنند و بار سنگین  خشونت ها را مردم افغانستان بردوش می کشند.

فردا افزود: «مقامات امریکا هیچ گاه نه تنها در مسایل افغانستان، بل در سایر مسایل بین المللی، جبهه گیری بر ضد هم ندارند، حتی  جمهوری خواهان و دموکرات ها،در مسایل بی المللی، در غایت امر همنظر اند، تنها در تاکتیک ها و استراتیژی ها روش ها و سلوک های متفاوت از هم دارند و این امر طبیعی است.

دولت افغانستان  با تهی دستی فکری واقتصادی خود، مجال تفکر و نگرانی را ندارد. زیرا میراث نا میمون حکومت گذشته، مبنی بر این که افغانستان را تخته ی خیز کشور های دیگر به سوی آسیای میانه ساخته، توام با جنگ های زرگری زمان اخیر حکومت گذشته، دولت کنونی افغانستان را دست و پا بسته در حیطه ی امر ونهی کشور های به اصطلاح کمک کننده قرار داده است. چنان که نمی تواند به عقب بنگرد و ببیند که وضعیت کشور و مردم در چی حالتی است؟».

کارشناس مسایل افغانستان  و روسیه اظهار داشت، بپذیریم که امریکا امکانات دارد، هم از لحاظ مادی و هم از لحاظ تاثیر گذاری های پیشین بر این جنبش. چه چند دستگی کنونی در میان آنان نیز خالی از تاثیرگذاری های ایالات متحده شمرده نمی شود. میخواهم به چند مسأله در این راستا جدا توجه صورت گیرد:

سرچشمه های هزینه های جنگی که طالب ادامه می دهد، در کجاست؟.برخی ها مواد مخدر افغانستان را دلیل می آورد، اگر رشته ی آن واقعا در دست طالب است، پس موجودیت مافیای مواد مخدر در داخل نظام کشور نفی می شود و اگر نفی نمی شود، این مافیا و طالب همدست هستند. وقتی مافیا و طالب همدست است، این ها بدون استیذان و حمایت کشورهای موجود در افغانستان کاری کرده نمی توانند. از این رو پیوستن طالب با امریکا مطرح بحث نیست، امریست که از پیش شده است جز چند گروهی که حال بر اثر اختلاف های سلیقه یی در راستای دیگر قرار گرفته اند.

اگر بپذیریم که این مسایل فراخور تأمل اند و گروه های موجود حاضر نمی شوند که با امریکا مذاکره کنند، گروه تازه نفسی شاید پیش از آن ساخته شده باشد و ملایی هم برایش در مقام رهبری مشخص باشد. تا جریان صلح در کشور به هر حالت مختل گردد و نقش روسیه در این زمینه را به اصطلاح خود شان  ضریب صفر سازند.

اما به این مسأله توجه شما را جلب می کنم که دیگر طالب به ابزار کهنه و سلاح زنگ زده ای می ماند که جز استفاده ی ابزاری از آن ،در حدی غیر تاثیر گذاری، دیگر چیزی نیست.

طالب تابع سیاست است. توجه نمایید ،این همان طالبی است که در سال 2001 با پنج بمبارد« بی 52 » با تمام ارگاه وبارگاهش از سراسر افغانستان میدان خالی کرد وحال با گذشت 15 سال و چندین بمبارد، تنها از ولسوالی زیری  قندهار گم نمی شود؟. آن گاه سیاست چنان بود و این گاه سیاست چنین است. ورنه همه می دانند که طالب به تفنگ خالی ای می ماند که هم صاحب تفنگ از آن می ترسد و هم دشمن.دشمن می ترسد که فیر نکند و صاحب می ترسد که تفنگ مرمی ندارد.

او در ارتباط نقش روسیه در حل بحران افغانستان گفت: « روسیه کشور بزرگ و تاثیر گذاراست. تاثیر گذار نه تنها بر مسایل افغانستان، بل دیده شد که  این کشور در چند سال اخیرپیرامون بیشترینه مسایل جهانی، گپ تعیین کننده می زند. از این رو نمی توان در متوازن ساختن  بیلانس های بین المللی بر توانایی آن شک کرد. اما در باره ی افغانستان، این کشور به مشوره های لازم نیاز مند است. چندگانگی های نظریاتی دپلومات های این کشور، به ویژه در یکی دو سال اخیر، در رابطه به مساله ای که شما مطرح کردید،عقلانیت سیاست فدراتیف روسیه را زیر سوال می برد.

فدراتیف روسیه  در روند صلح افغانستان ، در صورتی می تواند موثر واقع گردد که روش ها و سلوک هایش را برای پیشبرد روند صلح در افغانستان با عقلانیت سیاست خود انطباق و به انقطاب های موجود در این راستا خاتمه دهد.

از طرف دیگر افغانستان  کشور مصرفی است، جبهه ی مخالف روسیه در آن کشور میلیارد ها دالر سرازیر می کند. با آن که پول های شان را به گونه های مختلف دوباره بدست می آرند، اما برای روسیه تا کنون این مجال داده نشده است. این راستا نیاز به تفکر دارد. حرکت های کنونی روسیه به قصه ی  آذان همان ملای فقیر می ماند.

باید افزود که روسیه وامریکا  پیش از مسأله ی افغانستان، مشکلات دیگری داشتند که فراخور هموار سازی اند ومسأله ی افغانستان یکی از اجزای آن است. اما این جز به حدی مهم است که برای روسیه مانند آب وهوا به منظور زیست و تنفس ضروری می باشد.

بحران افغانستان در وجود مردم افغانستان نهفته نیست که به آنان  صلح دیکته شود ویا این که مردم افغانستان مخالف صلح و این دو کشور میانجی گردند. بحران کنونی افغانستان وابسته به ایجاد بحران در اسیای میانه است واز آن جا  گسترده ساختن ژرفای این بحران تا فدراتیف روسیه.این بحران، بحران افغانستان شمرده نمی شود، بحران منطقه شمرده می شود.

این هم پرسش های دیگری را به وجود می آورد، آیا امریکا حاضر است که بدون هیچ امتیاز از این همه بی آبرویی های معنوی واقتصادی  که طی چند سال به خاطر ایجاد پروبلم ها به روسیه ،عاید حالش شده است، بگذرد؟.روسیه می تواند به خوبی بدان پاسخ بدهد.

جهان به خوبی می داند که روسیه و افغانستان دو دوست نزدیک اند. این دو کشور در کنار هم باقی می مانند. اما روسیه فراموش نکند که اگر امروز در پس زدن رقبایش گام پیش رونده بگذارد، فردا افغانستان مرفه و ابادی را درکنار خود خواهد داشت و اگر این کار امروز نشود، روزی  با افغانستان ناتوان و از پا افتاده روبرو خواهد بود که هر آن برای روسیه مشکل افزا باشد، همدستی امریکا و روسیه در این زمنیه راهکاری را به وجود آورده نمی تواند چون که موضع گیری ها مشخص است. اما مشکل به گونه ی باید حل شود. مشکلی که امروز با دشواری حل می شود، فردا ناممکن خواهد بود.

می خواهم بگویم که روسیه، امروز کشور تنها و منزوی نیست.آسیای میانه و بر خی کشور های دیگر شوروی سابق را در کنار خود دارد که به نحوی با این مسأله مرتبط اند. سازمان همکاری های شانگهای، نیروی دیگریست که می تواند فشاری بر امریکا باشد. روسیه از این طریق ها باید وارد میدان عمل گردد.

فروق فردا افزود، دولت افغانستان نیز خالی از مکلفیت هایی نمی تواند باقی بماند و آن این است که با توجه به منافع ملی و سهم گیری در ختم جنگ،  دونر های خود را باید باورمند گرداند و خود را از قربانی شدن برای منافع دیگران رها سازد.

او در ارتباط دور نمائ دیالوگ بین امریکا و طالبان را گفت: « دور نمای مذاکرات طالبان از پیش منظر های مناسبات و مذاکره های  دو طرف که از سال 1995 تا کنون جریان دارد متفاوت نیست.

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала