ثبت نام با موفقیت انجام شد!
لطفا لینک ارسال شده به ایمیل را دنبال کنید

جنگ جهانی سوم در سال 2050 آغاز میشود

© Flickr / Pierre J.جنگ جهانی سوم در سال 2050 آغاز میشود
جنگ جهانی سوم در سال 2050 آغاز میشود - اسپوتنیک افغانستان
نظری به آینده. بسیاری کارشناسان سعی نموده به جامعه فردا نگاه کنند. در سال 2009 جورج فریدمن راجع به مقابله با نفوذ ایالات متحده امریکا د ر کتاب خود تحت عنوان « 100 سال آینده: چشم انداز قرن XXI » نوشته بود.

سموئیل بلومینفیلد  (Samuel Blumenfeld)در مقاله منتشره در روزنامه Le Monde فرانسه می نویسد، جورج فریدمن (George Friedman) آن را به طور منظم بدون اشاره تمسخرآمیز و با اعتماد سرد به یاد می آورد: در عرصه جیوپولیتیک و پیشبینی ها باید همه چیز را بصورت دقیق در چارچوب زمانی قرار داد.

چند ماه قبل از انتشار کتاب او تحت عنوان « 100 سال آینده، پیشبینی برای قرن XXI » در دسامبر سال 2009 بانک Lehman Brothers خود را ور شکسته اعلام کرد و سرآغاز بحران را بنا کرد که از آن پایه های سیستم مالی جهان لرزان گردید.

یعنی این بدون توجه به حقایق لحظه کاملآ نامناسب برای کار دفاع راجع به این مفکوره محسوب میشد که ایالات متحده امریکا بخاطر قدرت اقتصادی ونظامی خود در قرن XXI موضع غالب خود را حفظ خواهد کرد.

فریدمن یادآوری میکند:«بعضی از مردم تصور میکردند که پیشگویی من مرده تولد شده، چون اقتصاد ایالات متحده امریکا از هم فروپاشیده و نمیتواند بهبود یابد».

به هرصورت، ماه ها بعد از نشر کتاب، اقتصاد ایالات متحده امریکا هنوز پایداری خود را حفظ میکرد و کتاب بنیانگذار « Stratfor» (ساختار اطلاعاتی خصوصی امریکا)، در لست پرفروشترین آثار The New York Times مقام پنجم احراز نمود.

مرکز ثقل نظام جهانی

ایالات متحده  امریکا بحران شدید مالی را تجربه کرد که به رکود تبدیل شد، اما هیچگاه با زوال بزرگ سال های 1930 در یک سطح قرار نگرفت.

علاوه بر این، به گفته سیاست دان این رکود به هیچ وجه از زمان پایان جنگ دوم جهانی بدتر نشد.

در هر صورت، این رکود یکبار دیگر نشان داد که امریکا مرکز ثقل نظام جهانی است: اگر آن در بحران قرار داشته باشد، پس تمام جهان با تهدید مواجه خواهد شد.

از همینرو، بحران در خارج از ایالات متحده امریکا، نسبت به خاک آن بیداد میکرد.

از این همه فریدمن چنین نتیجه گیری میکند: جهان تنها بعد از آن  از بحران رهایی یافته میتواند، وقتیکه امریکا به پای خود استاده شود. او به تحولات دیگر نیز اشاره میکند:  مداخله فاجعه آمیز اخیر در عراق اثرات کمتری نسبت به آنچه که تصور می شد، در قبال داشت.

ایالات متحده امریکا به عراق 200 هزار سرباز فرستاد و 5000 نفر را از دست داد که این تلفات 6-8 درصد تلفات جنگ در ویتنام وتنها 1% تلفات جنگ جهانی دوم را تشکیل میدهند.

رویدادهای بی سابقه

استدلال دیگری به نفع او حفظ خصوصیات جیوپولیتیک ساختاری ایالات متحده امریکا  است: آنها هنوز هم تمامی دریا ها را تحت کنترول دارند. این کنترول نه تنها اساس امنیت امریکا، بلکه توانایی اثرگذاری آن بر سیستم بین المللی محسوب میشود.

جورج فریدمن برعلاوه علائم ثانوی بحران مالی اثرات آن را بر درک جیوپولیتیک خاطرنشان می سازد: به گفته او، آن نشان میدهد که تقریبآ تمام حوادث قبلآ مثال ها داشتند و این که امکانات برای نشر مجدد نقشه ها عملاً وجود ندارند.

به این ترتیب، جیوپولیتیک از نقطه نظر او دراینست، تا چنین انواع برخورد را به خاطر آور و درک کرد که چرا انها تکرار میشوند. پیشبینی او  درکتاب " 100 سال اینده: پیشگویی های او در کتاب « 100 سال آینده، پیشبینی برای قرن XXI » به حد کافی جسورانه ثابت شدند. انها بر افق دقیقاً تشریح شده: یک قرن، مولف متکی می باشند.:وضوع ازطرف نویسنده نوشته شده است یک قرن. این افق به او امکان رهایی از مسوولیت به خاطر اشتباهات اش میسر می سازد.

دو بلاک، دو ائتلاف

سیاست دان اعلام میدارد که رکود سریع در انتظار دول در حال انکشاف تحت رهبری روسیه و چین  می باشد.

علاوه بر این، این دانشمند  تا سال 2050، جنگ جهانی سوم دو بلاک را پیشبینی کرده است.

بلاک اولی را ایالات متحده امریکا، پولند(این کشور به رهبر اروپای مرکزی مبدل خواهد شد)، انگلستان ، هند و چین تشکیل خواهند داد و پیمان دوم شکل ایتلاف ترکیه و جاپان خواهد داشت.

واشنگتن بااستقرار راکت ها در اروپا بازی هستوی  خطرناک را پیش میبرد - اسپوتنیک افغانستان
واشنگتن با استقرار راکت ها در اروپا "بازی هستوی " خطرناک را پیش میبرد

منازعه با حمله هماهنگ ترکان و جاپان آغاز خواهد شد.

آنها جهت اشغال یا نابودکردن ایالات متحده تلاش نخواهند کرد، بلکه جهت حصول موافقت نامه سعی خواهند کرد، تا ساحه نفوذ شان تضمین شود: شمال غرب اقیانوس آرام برای جاپان و شرق میانه برای ترکیه.

جورج بریدمن در دورنمای نسبتآ دورتر (حوالی سالهای 2080) جنگ میان ایالات امریکا و مکسیکو تصور میکند.

گرچه ایالات متحده امریکا همین اکنون سرحد خود را بروی مهاجرین مکسکویی مسدود میکنند، بعد از 20 سال، این تحرک می تواند به علل وضع جمیعت تغییر کند: ایالات متحده می تواند جهت تلاش برای جبران پیرشدن نیروی کار، روش تسهیل صدور ویزای کار و حتی مشوق های مالی برای همه کسانی که مایل به کار با آنها هستند  در پیش گیرد(اولتر از همه برای مکسیکویان ، بخاطرکه مرز مشترک طولانی با امریکا دارد).

مرکزیت امریکا

تا سال 2080، مکسیکو به یک دولت نیرومند اقتصادی تبدیل خواهد شد که یک جمیعت بزرگ در ایالات متحده دارد. این میتواند تهدیدی برای منافع ملی امریکا باشد. چه چیز باعث درگیری دوکشور خواهد شد.

کتاب در زمان انتشار یک سلسله ارزیابی های مثبت کسب کرده بود. دریافت کرده است. روزنامه واشنگتن پست پیشبینی حفظ ایالات متحده امریکا به مثابه ابرقدرت در قرن 21 برحق خوانده بود، اگر چه بقیه استدلال ها به نظر روزنامه بیشتر مشکوک معلوم گردیده بود. نیویورک تایمز، به نوبه خود، نیز موافقت کرد که ایالات متحده امریکا یک ابرقدرت باقی خواهد ماند که نیروهایش تنها رشد خواهند کرد.

سان فرانسیسکو کرونیکل « The San Francisco Chronicle » موضعگیری بسیار سخت تر در پیش گرفته است، و کتاب مرکزیت امریکا "Americanocentrism" را مورد انتقاد قرار داده و آن را با تیوری و منطق «شخص ترسیده و کسی مقایسه نموده که در خواب رنج می برد که نمی تواند از «عصر امپراطوری» رهایی یابد، به خاطر که او به شدت می خواهد، تا زمانی که خورشید نه برامده، پیروز شود". در فرانسه، این کتاب در سال 2011 توسط انتشارات Zdl چاپخانه کوچک ترجمه شد.

نا سیو نالیسم اروپایی

جورج فریدمن به این عقیده است که شیوه عملکرد او بر عقل سلیم متکی  است: در پیشگویی برجسته ساختن چیزهای روشن بسیار مهم است. جهان ما بر اتکا بر اسرار مخفی نه، بلکه بر چیزهای خوب محسوس کار می کند. فقط بی تفاوتی مزاحم کار ما میشود.این بسیار دشوار است که باورکنیم که نهاد های مهمی که امروز وجود دارند، یک وقت وجود نخواهند داشت و یا اینکه جهان در انتظار تغییرات رادیکال قرار دارد. در هرصورت، تغییرات رادیکال هر 20 سال رخ می دهند".

به عبارت دیگر باید با دقت تمام آنچه را تعقیب کرد که تحول بزرگ مبدل خواهد گشت.

او یادآوری میکند که که دول اروپایی درسال 1900 در جهان سلطه داشتند ولی بعد ازجنگ جهانی اول درسال 1920 در مخروبه ها قرار داشتند. « هرکس فکر میکرد که المان دیگر ختم شده، اما بعد از 20 سال فرانسه را اشغال کرد و اولین قدرت قاره شد. بعد از سقوط دیوار برلین جیوپولیتیک پایان یافت، جنگ دیگر نباید باشد". اما 11 سپتمبر اتفاق افتاد.

" چه چیز در 20 سال آینده برای ما اشکار خواهد شد ؟ — او ادامه میدهد — من درکتاب خود مینوسم که در اروپا ناسیونالیسم ظهور خواهد کرد. سال 2009 به سادگی غیر قابل تصور بنظر رسید، زیرا اتحادیه اروپایی بر اساس لغو مرزها ومفکوره مبارزه با ناسیونالیسم ایجاد شده است. امروز من چیزی نمی بینم که زوال اتحادیه اروپا را متوقف کند ".

زوال روسیه وچین

با توجه به پیشبینی های کوتاه مدت، جورج بریدمن (برای سال های 2010) تنها به این واقعیت مخالف است که او فکر میکرد که زوال روسیه و چین بعداً اغاز خواهد شد. مشکل که چین با آن روبرو است، اینست که ثروت را از مناطق ساحلی به داخل کشور انتقال دهد. و این کار آسانی نیست. رشد بی سابقه قبلی اقتصاد چین به سطح عادی همانطور که درگذشته در جاپان رخ داد، بر میگردد. فقط در حال حاضر درکشور یک ملیارد نفر فقیر وجود دارد.

به گفته سیاست دان، چین از نقطه نظر جغرافیایی مشکل دارد: این شبیه یک جزیره است که توسط آب ها نه، بلکه زمین های وحشی احاطه شده است، آنها آن را از بقیه جهان جدا می سازد و هژمونی خود را به جنوب شرق آسیا منحصر می سازد.

پلان دیوانه وار امریکا در باره بقا بعد از ضربه هستوی اتحاد شوروی - اسپوتنیک افغانستان
پلان دیوانه وار امریکا در باره بقا بعد از ضربه هستوی اتحاد شوروی

اما روسیه، عمدتآ به حساب صادرات هایدروکاربن ها زنگی میکند و چون قیمت انها کاهش یافته و همچنان سقوط میکند، روسیه در انتظار رکود اقتصادی به سر می برد.

در عین حال ممکن است،  فریدمن اشتباه جدی را بپذیرد و ان اینکه وی نتوانست تشدید درگیرهای شرق میانه را پیشبینی کند. او همچنان تهدیدی ویژه ای ناشی از اسلام را برای غرب و کشورهای عربی مشاهده نمی کند: « مشکل جهان اسلام این است که آن را به گروه های مذهبی و قومی تقسیم می کند».

هدف "دولت اسلامی" (که فعالیت اش در روسیه ممنوع است).باز گرداندن خلافت است و برای آن لازم است، تا وحدت جهان اسلام از قلمرو فلیپین تا مراکش اعاده شود و این کار در قرن 21 ناممکن است».

اعتقاد محکم

پیشبینی ها راجع به نگرانی راجع به جنگ جهانی سوم دقیق تر اند.

فریدمن در این مورد با شدت از دیدگاه خود دفاع می کند: "درتمام قرون جنگ های سیستماتیک موجود بود و این کار بخاطر اتفاق می افتاد که بعضی ها قدرت رابدست می آورند، در حالیکه دیگران در حال سقوط قرار داشتند. در طی جنگ جهانی دوم، سه قدرت پیشروی میکردند. آلمان، ایالات متحده امریکا و جاپان. فرانسه و امپراطوری انگلستان مواضع شان را تسلیم کردند. این عجیب خواهد بود که در قرن  XXI درسیستم هیچ تغییری رونما نه گردد".

به او اعتراض میکنند که به دلیل سلاح های مدرن ، جنگ جهانی جدید تقریبآ غیر ممکن است. مگر او پاسخ میدهد « جنگ همیشه غیر ممکن است…تاروزی که شروع میشود».«  من جاپان وترکیه را به عنوان کشورها نام بردم که قدرت های در حال ظهور اند. جاپان دوباره به یک قدرت منطقوی تبدیل خواهد شد که نیروهای هوایی و نیروی دریایی اش باید تقویت شود. این به معنی برخورد با ابر قدرت امریکایی است که به دنبال تسلط بر اقیانوس ها است".

ترکیه یکی دیگر از موارد است که به آن،  در طول 100 سال گذشته ترکشوری ناهنجاری  با توجه به گذشته امپراتوری بیزانس و عثمانی، اشاره شده است. این کشور قوی باید سلطه خود را در یک منطقه ناپایدار تائید کند.

سیاست دان می گوید: فرجام تجزیه و تحلیل قرن بیستم را به اسانی حدس زده میتوانیم. آلمان و ایتالیا در دهه 1930 و همچنین جاپان که در مسیر صنعتی شدن قرار داشت، خواهان تغییر نظام بین المللی بودند.

  عین موضوع به موقعیت مسلط ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در نیمه دوم قرن گذشته مربوط میگردد.

نوار خبری
0
ابتدا جدیدها ابتدا قدیمی ها
loader
پخش زنده
Заголовок открываемого материала
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала