ترامپ شیوه نو برای بربادکردن «نیروی نرم» امریکا یافته است

© REUTERS / Brian Snydeترامپ شیوه نو برای بربادکردن «نیروی نرم» امریکا یافته است
ترامپ شیوه نو برای بربادکردن «نیروی نرم» امریکا یافته است - اسپوتنیک افغانستان
Telegram
رهبری جهانی توسط توانایی جلب مهاجرین از کشورهای دوردست و خیلی متنوع به طرفداری از خود تعیین میگردد.

لیونید بیرشیدسکی (Leonid Bershidsky) در مطلب منتشره در نشریه «Bloomberg»، چاپ امریکا می نویسد، بیائید برای یک دقیقه آن وضع غیرعادی را فراموش کنیم که رهبر دولت «سوراخ های مطعفین» می نامد (روشن است که رئیس جمهور دونالد ترامپ، هنگام شکایت از این که به امریکا تعداد بسیار زیاد مهاجرین از هایتی و کشورهای فقیر افریقایی می آیند و تعداد بسیار کم مردم از دول مانند ناروی می آیند، این سخنان را ایراد کرده است). ممکن، او به نحوه عادی خود صحبت میکرد و پروای عواقب آن را نه داشت، به چیزی که امریکایان و اروپایان عادت کرده اند.
من که یکی از 7،257 میلیون نفر هستم که امروز در وطن آبایی خود زندگی نمی کنند، من باید به این مردم چیزی بگویم: کشورهای شما به بسیار سرعت موقف و اعتبار خود را در جهان از دست خواهند داد، اگر شما جهت محدودساختن مهاجرت مردم از دول ثروتنمدتر تلاش نمائید.

ترامپ در آن کشورهای نبود که او تحقیر نموده، ولی من با قبول نمودن ریسک میخواهم فرض کنم که مقصد او فقط این بود که آنها چقدر فقیر و یا بدبخت اند. فهرست های مختلف اعتبارات وجود دارند که میتوانند آنها را به اساس چنین محک ها و شاخص ها، مانند درآمد سرانه، سطح آزادی یا یک نوع شاخص های مجموعی نوع کیفیت زندگی و خوشبختی تفکیک نمایند. چون ما راجع به مهاجرت سخن میگوئیم، پس در اینجا همه این شاخص ها قابل استفاده نیستند. اگر راجع به مهاجرت صحبت نمود، پس بدترین کشورها آنهایی هستند که در آنها بخش اعظم مردم میخواهند و امکان رای دادن توسط پاه ها دارند. بطور مثال، کوریای شمالی طبق تعریف کشور خوبی نیست، ولی سرحدات آن مطلقاً بسته اند. و ناروی، اگر از مثال ترامپ استفاده کرد، این کشور ثروتمند و خوشبخت است. ولی بخش قابل ملاحظه اتباع ناروی (مطابق معلومات سازمان ملل متحد، 200 هزار نفر، یا 7،3% جمیعت) در حال حاضر در خارج به سر می برند.

این فهرست بسیار روشن «سوراخ های مطعفین» نیست. میتوان گفت که تمایل مردم جهت مهاجرت به هیچ وجه بصورت حتمی ثروتمندی یا خوشبختی را تعیین نمی کند. فلسطین و سوریه را به هیچ وجه نمی توان با پرتگال یا لیتوانیا نظر به سطح زندگی مقایسه کرد، ولی وجه مشترک بین این کشورها در اینست که مردم که در آنها تولد شده اکثراً به زندگی کردن در کدام محل دیگر ترجیح میدهند.
به اساس علل دارای خصوصیت جغرافیایی و سیاست مهاجرتی جریان اساسی مهاجرین به امریکا از آن فهرست کشور اولی صورت نمی گیرد که مردم میخواهند آنها را ترک کنند. طبق معلومات سازمان ملل متحد، بزرگترین جوامع مهاجرین در امریکا — مردم پورتیریکو، اتباع جمایکا و سلوادور می باشند. ولی در انجا همچنان تعداد زیادی کانادایان، انگریزان، جرمنان و پولندیان و همچنان اتباع کوریای جنوبی، هندوستانیان و چینایان موجود اند.

اکثر یت مهاجرین به ایالات متحده از آن کشورها میروند، جای که تعداد نسبتاً کم مردم وجود دارند که نمی خواهند در وطن خود زندگی نمایند. کسانی هم (تعداد آنها کم است) از جاههای می آیند که تعداد زیادی باشندگان آنها میخواهند آن را ترک کنند. تعادل بین این گروپ ها عامل مهم است که به امریکا در مورد حفظ اعتبار کشور خوب برای زیستن کمک میکند. اگر در امریکا باشندگان محلی موفق و راضی وجود نمی داشتند، ادعای این کشور در مورد رهبری جهانی برای اکثریت خارجیان آنقدر قانع کننده معلوم نمی شد.
ایالات متحده میتوانند در سیاست مهاجرت خود تغییرات وارد کند و مردم را از آن جاها بپذیرد که به امریکا به اساس شاخص خوشبختی، وسایل مناسب برای زندگی و درآمد سرانه، نسبتاً نزدیکترند. نظر به لست کشورهای که مردم میخواهند از آنها مهاجرت نمایند، امریکا جریان قابل ملاحظه اروپایان دریافت میکرد (ولی بیشتر از همه اینها لاتویایان، لیتوانیایان و رومانیایان خواهند بود، نه مردم ناروی).

کشور آبایی من روسیه در فهرست مطلق مهاجرت در جهان مقام چهارم دارا می باشد. به اینجا عمده تاً باشندگان جمهوری های سابق شوروی می آیند. آنها به وطن شان پول انتقال میدهند و راجع به زندگی در شهرهای غنی روسیه معلومات میدهند. این همه تا اندازه زیادی به تحکیم «نیروی نرم» روسیه کمک میکند. در عین حال اتباع روسیه که در کشورهای غربی زندگی میکنند، از نظر تعداد جوامع در جهان مقام سوم دارا می باشد. 
جغرافیای مهاجرت برای کشور وسیله مهم نفوذ بین المللی محسوب میشود. آلمان، با پذیرفتن تعداد زیادی مهاجران از ترکیه، به یکی از شرکای کلیدی خارجی این کشور مبدل گشته و در ماهیت امر آن نقطه اتصال می باشد که ترکیه را با جهان غرب وصل مینماید. برعلاوه این، در آلمان جامعه بزرگ روسان وجود دارد و قسماً نسبت همین آلمان مهمترین شریک مذاکرات روسیه در اروپا محسوب میشود. حالا، زمانیکه تعداد زیادی مهاجران از شرق نزدیک به آلمان مهاجرت مینمایند، جرمنی ناخوداگاه نقش بزرگ در امور این منطقه بازی خواهد کرد. این بعد از آن روشن خواهد شد، وقتیکه در سوریه صلح برقرار گردد.

امریکا که سیاست انزواگرایی را پیش می برد، طبعاً از کشورها و مناطق کامل روگردان میگردد. ممنوعیت ترامپ بر مهاجرت به کاهش ضرورت حضور و وزن این کشور در شرق نزدیک مساعدت میکند. اگر امریکا به مهاجران از امریکای مرکزی و حوزه بحیره کارابین اجازه ورود ندهد، عین اثر کاهش نفوذ آن وجود خواهد داشت. آیا امریکا واقعاً هم به تعداد بیشتر مردم از اروپا نیاز دارد؟ ممکن، اگر این نقطه را مدنظر گرفت که ترامپ با فعالیت های خود اعتماد نسبت به امریکا را در این طرف بحر اتلانتیک تخریب میکند. ولی این باید فیصله سنجیده شده باشد.

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала