امریکا به تن ها سلاح هستوی چه ضرورت دارد

Telegram
بسیاری ها اعتراف میکنند که پرتگاه بین سیاست واقعی و تیوری های اکادمیک وجود دارد. پول نیتز (Paul Nitze) میگوید:« بخش اعظم آنچه که امریکایان نوشته و به مثابه «سیاست شناسی» بعد از جنگ دوم جهانی پیشکش میکردند، با تجربه عملی و عقل سلیم ضدیت دارد. ارزش کاملاً محدود داشت یا در عرصه سیاست واقعی به مثابه راهنمای عمل غیرمثمر بود».

زخاری کیک در مقاله منتشره در نشریه «The National Interest»، چاپ امریکا در ادامه می نویسد، این پرتگاه به ویژه در عرصه استراتیژی هستوی بصورت برازنده تبارزه میکند. در حلقات اکادمیک دانشمندان همیشه با پافشاری تاکید می ورزیدند که دولت هستوی به تعداد محدود سرگلوله های محاربوی نیاز دارد، تا برای خود پوتنسیال برای ضربه مطمئین انتقام گیری تامین کند و در اعمار زرادخانه های بزرگتر هیچ فایده وجود ندارد. ولی، در زمان جنگ سرد اتحاد شوروی و ایالات متحده ده ها هزار واحد سلاح می ساختند و مسکو با واشنگتن مانند گذشته ذخایر حفظ میکنند که به مراتب بیشتر از آنچه می باشند که تیوریسنان لازم می دانند. ضمن تلاش توضیح نمودن این پرتگاه، اکثریت دانشمندان به این دلیل رو می آورند که ابرقدرت ها اصلاً «غیرمنطقی» عمل میکنند، وقتیکه کار به استراتیژی هستوی میرسد.

میتیو کرینیگ (Matthew Kroenig) سعی نموده این پرتگاه را در کتاب خود تحت عنوان «منطق استراتیژی امریکا: چرا برتری استراتیژیک اهمیت دارد»، توضیح نماید. کرینیگ پروفیسور پوهنتون جورج تاون موضعگیری مبهم اتخاذ میکند و به دیدگاه های جاگزین شده، به ویژه آنهایی که در محیط «دانشمندان برجسته» بطور عام قبول شده اند، چلنج میدهد. در این صورت او به چنین نتیجه گیری های قانع کننده میرسد که حتی منقدین سرسخت او هم به سروکار داشتن با این دلایل مجبور شده اند.

«منطق استراتیژی امریکا»، ممکن، فعلاً به پروژه بسیار مهم کرینیگ مبدل گشته است. کتاب او نه تنها نظر کهنه شده راجع به استراتیژی هستوی امریکا را باشک و تردید مواجه می سازد، بلکه این کار را از موضعگیری انجام میدهد که جداً بر کارهای اتکا میکند که قبل از این انجام شده اند. به این ترتیب، کرینیگ با این موافقه میکند که برای جلوگیری از اکثریت حملات غیرهستوی پوتنسیال مطمئین برای ضربه دومی کافی می باشد، اما «میگوید که برتری نظامی هستوی اضافه تر از پوتنسیال ضربه دومی میتواند به دستیابی بر اهداف در عرصه امنیت ملی مساعدت کند».

بازهم، ریشه این همه به آثار خلاق چنین مفکرین عظیم، مانند توماس شیلینگ (Thomas Schelling) مربوط میگردد. طوریکه شیلینگ نشان داده، در جهان که با تهدید نابودی متقابلاً — تضمین شده متوجه باشد، کشورها به آغازنمودن جنگ تمایل کمتر دارند. بجای این، انها در مسابقه در سرحد جنگ شرکت می ورزند و دست به فعالیت های هرچه بیشتر خطرناک می زنند، تا یکدیگر را به راه دادن مجبور سازند.

ایالات متحده که یگانه کشوریست که متحدان خود را، بطور مثال، در صحنه های عمل اروپایی و آسیایی، با وسایل قابل ملاحظه بازداری تامین میکند، همیشه چیزی کمتر، نسبت به مخالفان اش مانند روسیه و چین، بکار خواهند گرفت. از همینرو امریکا در مناقشات همیشه برنده میشود.

به عقیده محافل اجتماعی، تفاوت کمی زمان اهمیت ندارد، وقتیکه ما راجع به چیزی ویران کننده، مانند جنگ اتمی صحبت میکنیم. کرینیگ نفی نمی کند که هر جنگ اتمی میتواند وحشتناک باشد، اما میگوید که تفاوت در مقیاس ها میتواند قابل ملاحظه باشد.

کرینیگ می نویسد:«اگر کسی عقیده دیگر دارد، پس او باید اعلام کند که ویرانی 86 شهر امریکا، بشمول هانولولو، نیواورلیان و پیتسبورگ، اهمیت ندارد. او همچنان به گفتن این امر مجبور خواهد بود که مرگ 20 میلون امریکایی نیز چندان مهم نیست. این موضعگیری اعتبار ندارد».

تفاوت های را بین ضربه اول و دوم هستوی روسیه را در شرایط معاصر ارزیابی میکنیم.

در ضربه اول روسیه 131 شهر امریکا نابود شده میتواند و به مرگ 70 میلیون نفر منجر شده میتواند. اگر ذخایر تسلیحات روسیه قبل از این مورد ضد ضربه نظامی امریکا قرار می گرفت، پس ضربه دومی آن 12 شهر را هدف قرار میداد و باعث تلفات 28 میلیون نفر میشد. این ارقام شکل کاملاً دیگر میداشت، اگر امریکا دست به خلع سلاح هستوی یک جانبه می زد، طوریکه برخی ها پافشاری میکنند.

کرینیگ می نویسد:«برتری هستوی از تهاجم جلوگیری میکند». اثر منتشره چندی قبل تود زیچزیر (Todd S. Sechser) و میتیو فورهمان (Matthew Fuhrmann) ثابت می سازد که سلاح هستوی — این وسیله بد بازداری است. ریچارد نیکسون و هینری کیسینجر همیشه شکایت میکردند که دستیابی اتحاد شوروی بر توازن هستوی، آزادی عمل آنها را محدود ساخته است. آنها باوجود این از جبر هستوی استفاده میکردند و روشن نیست که آیا آنها در این عرصه قضاوت درست میکردند یا خیر.

کرینیگ بعد از بررسی تیوری خود این را رد میکند که به عقیده او، منقدین راجع به خطرات و پرداختن بهای به خاطر تلاش جهت برتری هستوی حرف خود را خواهند زد.

در آخرین تحلیل «منطق استراتیژی هستوی امریکا» سهم مهم در ادبیات اکادمیک ایفا میکند، آن مهم است و مطالب بسیار خوب خواندنی برای سیاستمداران و حلقات وسیع اجتماعی فراهم می سازد. به این ترتیب، خود اثر کرینیگ ممثل از میان بردن پرتگاه بین جهان اکادمیک و سیاسی می باشد.

 

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала