خاطرات ناگوار دخترنواسه صدام حسین از سقوط بغداد

© AFP 2022 / INAصدام حسین رئیس جمهور اسبق عراق
صدام حسین رئیس جمهور اسبق عراق - اسپوتنیک افغانستان
Telegram
دوشیزه حریر حسین کامیل نواسه صدام حسین درمورد خاطرات اش از رهبر اعدام شده عراق سخن گفت.

به گزارش اسپوتنیک، کتاب خاطرات دختر نواسه صدام حسین از رویداد های که در جریان تجاوز امریکا در عراق صورت گرفته است، حکایت نمود.
این خانم اظهارداشته است که یگانه علت نوشتن خاطرات در مورد پدرکلان اش این بود که دید وی با آنچه بعضی ها در مورد رویداد های آنوقت می نویسند، بسیار فرق دارند و حتی از حقیقت دور اند. او فرض میداند حقیقت ها را که به چشم های خود دیده است به سمع همگان برساند.

مهمترین راز صدام حسین قبل از اعدام افشا شد - اسپوتنیک افغانستان
مهمترین راز صدام حسین قبل از اعدام افشا شد

به گفته وی، در روزهای که بغداد سقوط کرد، تصمیم در مورد نجات را زن های عضو خانواده قذافی اتخاذ نمودند که بی دفاع بودند و مردان خود را از دست داده بودند.
دختر نواسه صدام حسین حوادث آن زمان را بیاد آورده گفت: «پلان فرار قبلاً طرح ریزی نگردیده بود. مادرم تصمیم گرفت که ما باید تقسیم شویم، زیرا یکجا بودن ما خطر برای همه بود. در آن وقت ما صرف به نزدیکان خود می توانستیم حساب کنیم و خطر نابودی کامل خاندان ما وجود داشت».
قابل یادآوری است، مشاور پیشین امنیت ملی عراق که با خبرگزاری فرانسه گفت و گو می کرد درباره لحظات آخر اعدام صدام گفت:« درست است که او یک جنایتکار ، قاتل و سلاخ است اما تا آخر قوی ماند».
الربیعی افزود:" برخی دوست دارند بگویم که گویا او بی حال میشد یا اینکه تحت تاثیر تابلت بود ، اما حقیقت را برای تاریخ باید گفت ، صدام تا آخرین لحظات زندگی اش قوی ماند و هیچ علایم ترس در وجود او مشاهده نمیشد».
صدام حسین رئیس جمهور پیشین عراق پس از اشغال کشورش توسط آمریکا در 13 دسامبر 2003 از سوی نیروهای امریکائی دستگیر و در 30 دسامبر 2006 توسط دولت جدید عراق اعدام شد.
الربیعی در این مصاحبه گفته است:" وقتی او را آوردم اولچک به دستش زده بودند و یک نسخه قرآن در دست داشت. او را به اتاق قاضی بردم ، و در حالی که قاضی فهرست کیفر خواستش را می خواند ، صدام مرتباً می‌ گفت،" مرگ بر امریکا، مرگ بر اسرائیل، زنده باد فلسطین مرگ بر مغان پارسی».
مشاور سابق امنیت عراق همچنان گفته است: " صدام را به اطاق اعدام بردم. در آن جا بود که ایستاد، به طناب اعدام نگاه کرد، سپس به من نگاه دقیقی کرد و گفت، داکتر! این برای مردان است».

نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала