ثبت نام با موفقیت انجام شد!
لطفا لینک ارسال شده به ایمیل را دنبال کنید

غرب پوسیده میشود، ولی روسیه استحکام می یابد؟

© Sputnik / Alexey Nikolsky / ورود به گالری تصاویرغرب پوسیده میشود، ولی روسیه استحکام می یابد؟
غرب پوسیده میشود، ولی روسیه استحکام می یابد؟ - اسپوتنیک افغانستان
تیر موس (Walter Moss) در نشریه History News Network (امریکا) می نویسد، آیا راست است که جهان غرب پوسیده میشود، ولی روسیه استحکام می یابد؟ اگر بر کتاب گلین دیسین (Glenn Diesen) تحت عنوان «زوال مدنیت غربی و رستاخیز روسیه» (2018) باور کرد، پس بلی.

بگذار چنین نتیجه گیری برای کسی غیرمنتظره معلوم گردد، اما آن نو نیست و قبلاً در قرن XIX چنین نظر در حلقات ناسیونالیستان روسیه بر سر زبانها بود. ولی، با تعبیرنمودن سخنان مارک توین(Mark Twain)  راجع به مرگ خود به عباره دیگر، ما میتوانیم بگوئیم که اطلاعات راجع به نابودی جهان غرب — چه در قرن XIX یا امروز — «بسیار مبالغه آمیز است».

به عقیده دیسین، «مقدمات جیواقتصادی سلطه غرب» که طی 500 سال اخیر ادامه داشت، خاتمه می یابد، — و این به خاطری رخ میدهد که غرب در باره ارزیابی  قرارداد اجتماعی انفرادی، معقولتر و بی طرفانه به زیان کلکتیفی که همه چیز غیرمعقول، غریزوی و معنوی را بالاتر از هر چیز قرار میدهد، از مبالغه کار گرفته است. («با پذیرش لیبرالیزم و معقولیت مدنیت غربی شگوفان بود، اما در این صورت، با درک نمودن خود بطور استثنایی از طریق منشور این ارزش ها، خود را به زوال محکوم نمود».) در پاسخ به این جهش عوامفریبی غربی بوجود آمد که توسط تنفر نسبت به جهانی شدن و مهاجرت کتلوی تحریک میشود و توسط سیاستمداران، مانند دونالد ترامپ (Donald Trump) در ایالات متحده، مارین لی پین (Marine Le Pen) در فرانسه تشویق میگردد.

دیسین می نویسد، مصائیب معاصر غرب پوست مدرنیزم در فرهنگ و سیاست تسریع نمود:«با دورانداختن خودآگاهی، فرهنگ، ملیت ها، مذاهب، خانواده، مسایل جنس و خود مدنیت عنعنوی به مثابه تحولات تصادفی، این بی دانشی مخرب حقوقی را بوجود می آورد. تحت تائثیر نسبیت گرایی فرهنگی و اخلاقی تحمل پذیری تحریف میشود و به ابتذال کشانده میشود». دیسین همچنان عقیده دارد که سیاست مخلوط با خودآگاهی، ایدیال های «دیگ ذوب کننده» را تحت الشعاع قرار داده — جای آن را «کاسه سلاد» گرفته است.

دیسین در ادامه میگوید که فروپاشی غرب بعد از جنگ سرد تسریع گردید. با تسریع جهانی شدن و گسترش تکنالوژی های نو، «که بر مواصلات، اتوماتیزیشن و روبوت تخنیک متمرکز شده اند»، نابرابری افزایش می یابد و «ابتدایی ترین نزاکت از بین میرود». بجای آن قطبی شدن سیاسی و مهاجرت و یکجا با آن خصومت نسبت به مهاجرین، افزایش می یابد.

او عقیده دارد که روسیه، برخلاف، به پا ایستاده میشود — قسماً به خاطریکه «به قلب یوریشیا نقل مکان نموده» که به آن امکان کاهش وابستگی به غرب فراهم ساخته « و همزمان وابستگی دیگران را به روسیه افزایش میدهد». اما برعلاوه به خاطری آنکه «انکشاف اقتصادی، فرهنگ و عنعنات را برای حل پرابلم های که در خود طبیعت انسان نهفته اند» و همچنان برای «حفظ خودآگاهی خاص در دنیای در حال جهانی شدن سریع» متوازن تر ساخته است.

در اواسط قرن XIX مورخ میخائیل پوگودین نوشته بود که امریکا «دولت نه، بلکه کمپنی تجارتی است». به عقیده او، آنها «فقط به فکر منفعت اند« و «گمان نمیرود که کدام وقت به کدام چیزی کبیر شباهت پیدا کند». نبات شناس نیکولای دانیلوفسکی در کتاب خود «روسیه و اروپا» (1869) می گفت که ارزش های همگانی وجود ندارند و اینکه مدنیت اروپایی یگانه مدنیت نیست و مدنیت های دیگر نیز وجود دارند و اینکه اروپا و روسیه به انواع مختلف تاریخی — فرهنگی تعلق دارند. او پیشبینی میکرد که اروپای غربی پوسیده میشود و جهان را مدنیت در حال بوجودآمدن پانسلاویان تحت رهبری روسیه به آینده راهنمایی خواهد کرد.

داستایفسکی در «یادداشت های زمستانی راجع به خاطرات تابستانی» خود (1863) غرب را به خاطر انفرادیت و ماتریالیزم مورد انتقاد قرار میداد. بعدها، در سخنرانی های سال 1880 راجع به پوشکین شاعر روسی، او پیشبینی کرد که روسیه به غرب در احیای محور معنوی جامعه کمک خواهد کرد.

دیسین میگوید که روسیه چیزی مشابه را در حال حاضر پیشنهاد میکند. او می پرسد:«آیا زوال غرب به نابودی کامل آن به مثابه مدنیت منجر خواهد شد؟ یا به آن روسیه کمک خواهد کرد و جریان نو را در عنعنویت و معنویت آن وارد خواهد کرد؟». ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در دسمبر سال 2013 اعلام داشت که امروز در بسیاری کشورها «بر نورم های اخلاقی و معنوی تجدیدنظر صورت میگیرد» و «عنعنات ملی و تفاوت ملیت ها و فرهنگ ها از بین برده میشود». به گفته او، این پروسه با « شناسایی برابری حتمی نیکی و شر، مفاهیم متضاد نظر به مفهوم» همرا می باشد.

دیسین یاداوری میکند، به زودی بعد از این سخنرانی پیت بیوکینین (Pat Buchanan) — نظریه پرداز جناح راستگرای حزب جمهوریخواه — در مقاله نوشت:«پوتین، چه، یکی از ماست؟» بیوکینین ابراز عقیده نمود که «در نقش مدافع ارزش های عنعنوی» پوتین کاملاً با محافظه کاران امریکایی همنوا می باشد. او افزود:«طوریکه پوتین میگوید، ملل تمام جهان از روسیه در "دفاع از ارزش های عنعنوی" در برابر تحمل پذیری نامنهاد" حمایت میکنند که او بدون جنسیت و خنثی خوانده است». او در خاتمه می نویسد:«پوتین، ضما با اظهار اینکه از نام بخش قابل ملاحظه بشریت سخن میگوید، اشتباه نمی کند».

تاریخ به ما راه های پرخم و پیچ، فراز و نشیب ها، موفقیت ها و ناکامی های کافی نشان داده، تا با اطمینان آینده را پیشبینی کنیم. الکساندر گیرسین مهاجر روسی قرن XIX نسبت به پیشگویان خودخوانده دانیلوفسکی، شپینگلر، دیسین و دیگران به حقیقت نزدیکتر ثابت شده است. گیرسین در مقاله خود راجع به سوسیالیست-خیالپرست روبرت اووین (Robert Owen) نوشته بود:« نه طبیعت،نه تاریخ به هیچ جای نمیروند و از همینرو به آنجای میروند که آنها را هدایت کنند، اگر این ممکن باشد… امکانات، صحنه ها، کشفیات در آن و در طبیعت بلاانتها در هرقدم خوابیده اند».

 

نوار خبری
0
ابتدا جدیدها ابتدا قدیمی ها
loader
پخش زنده
Заголовок открываемого материала
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала