ارزیابی یک سال حاکمیت طالبان بر افغانستان

© AP Photo / Ebrahim NorooziБоевики движения "Талибан" на месте взрыва в Сикхском храме в Кабуле, Афганиста
Боевики движения Талибан на месте взрыва в Сикхском храме в Кабуле, Афганиста - اسپوتنیک افغانستان, 1920, 15.08.2022
Telegram
مصاحبه با الکساندر الکسییویچ کنیازف، پژوهشگر و همکار برجسته انستیتوت مطالعات بین المللی، دانشگاه روابط بین المللی وزارت امور خارجه روسیه.
- سیاست داخلی، منجمله مسائل آموزشی و بیکاری را چگونه می توان ارزیابی کرد؟
یک سال قبل در خزان سال گذشته، پیش‌بینی‌های هشداردهنده زیادی پیرامون انکشاف وضعیت اجتماعی-اقتصادی در افغانستان وجود داشت. وضعیت واقعاً بسیار دشوار بود و است، اما این مورد را که کمک های منظمی که در دوره قبل از ایالات متحده امریکا و کشورهای غربی دریافت می شد، حالا وجود ندارد، باید در نظر داشت. برای بیست سال، افغانستان در واقع بر "نوک سوزن نشسته" بود و اقتصادش به جای توسعه، در حال رکود بود.
طی سال گذشته، زمانی که اقساط نقدی جداگانه، عمدتاً بنام کمک های بشردوستانه از خارج دریافت شد، در تحریک فعالیت‌های اقتصادی قابل توجه بود: حتی اگر فقط نوار خبری اسپوتنیک افغانستان را مرور کنید، به راحتی قابل مشاهده است. بلی، این تا اکنون تحرک غیرسیستماتیک است، اگر در بعضی جاها مشکل بیکاری را حل می کند، نیز خیلی محلی است، اما در هر صورت پیشرفت وجود دارد. موضوع بیکاری مستقیماً به وضعیت عمومی اقتصاد بستگی دارد که به نوبه خود عوامل زیادی دارد: مسدود کردن دارایی های افغانستان در خارج از کشور توسط ایالات متحده امریکا و متحدانش، محدودیت های بانکی که نیز از خارج ایجاد شده است. در این رابطه، کنفرانس افغانستان که در جولای سال جاری در تاشکند برگزار شد، قابل توجه است، جایی که دستور کار مذاکرات از این جهت بسیار مثبت بود و به تعامل واقعا سازنده اختصاص داشت: مسائل اقتصادی و پروژه های فرامرزی، به مثابه عوامل تأمین کنندۀ امنیت، بخش بسیار مهم کنفرانس تاشکند بود. در دو دهه گذشته، در لندن، توکیو، ژنو و جاهای دیگر، گردهمآیی هایی از سوی کشورهای کمک کننده افغانستان برگزار می شد. کمک کنندگان! مَثَل معروفی در این باره وجود دارد: "اگر به گرسنه ماهی بدهید، یک روز او را تغذیه کرده اید. اگر به او چوب ماهیگیری بدهید، ماهیگیری را به او بیاموزانید، او را مادام العمر تغذیه کرده اید". بنابراین، اکنون نیازی به صحبت در مورد کمک مالی نباید باشد، که کل حوزه اجتماعی-اقتصادی افغانستان به آن بستگی داشت، بلکه باید در مورد کمک به توسعه مستقلانۀ کشور صحبت کرد.
دیدار دوستم، نور و محقق - اسپوتنیک افغانستان, 1920, 14.08.2022
شورای مقاومت ملی: اگر طالبان بر جنگ پافشاری کنند، مقاومت به سراسر افغانستان گسترش پیدا خواهد کرد
با سپری شدن یک سال، می توان به ارتقای قابل توجه سطح امنیت در کشور اشاره کرد که به تدریج بر فعالیت اقتصادی مردم افغانستان تأثیر خواهد گذاشت. حکومت تحریک طالبان مهارت های مدیریتی ندارد، و بسیاری از اقدامات آن بسیار متناقض است، این قابل درک است. اما اگر به طور عینی نگاه کنید: توقع این مهارت ها از تحریک اساساً چریکی دیروز چگونه خواهد بود؟
بر این وضعیت غلبه خواهد شد، اما این روند سریعی نیست. در این مورد نیز، مانند توسعه اقتصادی به طور کلی، مشارکت خارجی جایگاه مهمی را خواهد داشت. فقط این نباید کمک ساده باشد: اولاً سرمایه گذاری لازم است که با آن مدیران در پروژه های مختلف بیایند، فناوری ها بیایند، خود افغان ها نیز تجربه کسب کنند. به طور کلی، آموزش در این شرایط بسیار مهم است، در درجه اول آموزش حرفه ای: اقتصادی، انجینری و مدیریتی. و در همین زمینه، نه تنها تحصیلات عالی مهم است، بلکه یک سیستم آموزشی همگانی در رشته های خاص مورد نیاز است که بتواند به گونۀ مثال در پروژه های سرمایه گذاری مفید باشد. این استقامت تعامل با افغانستان از بیرون است که در چهارچوب آن باید به کشور کمک شود. کارهای در حال انجام است: دانشجویان افغان در روسیه، ایران، هند و قزاقستان تحصیل می کنند، اما اگر در مورد لزوم تسریع بهبود اقتصاد افغانستان صحبت شود، این به وضوح کافی نیست.
در مورد آموزش زنان، به نظر من، این یک امر صرفاً داخلی افغانستان است و فشار بیرونی بر این موضوع تقریباً بی مفهوم به نظر می رسد. بلی، البته، من علاقه دارم دختران افغان درس بخوانند و در زندگی کشور شرکت کنند. اما ویژگی امروز افغانستان به حدی است که با یک فرمان حکومت یا امیر قندهار این مسئله حل نمی شود. تحریک طالبان یک جریان محافظه کار و غیر متجانس است و روند ثبات و تکامل آن در حال انجام است، هرچند که البته بسیار کند اتفاق می افتد و با مشاهده از بیرون، علاقمند تسریع آن میشویم. اما تکرار می کنم، این یک امر داخلی افغانستان است.
- سیاست خارجی تحریک طالبان را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا آنها با موفقیت شریک یابی میکنند، نتایج چیست؟ آیا موفق به برقراری تماس با کشورهای مختلف می شوند و روابط اقتصادی چگونه ایجاد می شود؟
- تعداد زیادی از کشورها از وضعیت افغانستان منحیث ابزار جهت دستیابی به اهداف سیاسی و ژئوپلیتیک خود استفاده می کنند، که حتی گاهی رابطۀ مستقیم با افغانستان ندارد. دلیل این دستکاری ها موضوع به اصطلاح "به رسمیت شناختن" حکومت طالبان است. مشروعیت یا رسمیت شناسی مفهوم نسبتاً انتزاعی است، به ویژه با توجه به این که تعریف مشروعیت یک دولت در سطح بین المللی توسط هیچ قانون جهانی مشخص نشده است.
Международная конференция Ситуация в Афганистане - اسپوتنیک افغانستان, 1920, 27.07.2022
نشست تاشکند؛ تاکید بر تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان
در حال حاضر، جنبش طالبان تمام قلمرو کشور را کنترول می کند، هرچند که نمیتوان این کنترول را مطمئن دانست. اما سطح امنیت در داخل افغانستان و سطح ثبات در این کشور در مقایسه با آنچه در آستانۀ به قدرت رسیدن طالبان در کابل بود، چندین برابر ارتقا یافته است. من در رابطه با فعالیت های سازمان ملل با کنایه زنی و احتیاط برخورد می کنم، اما حتی کارشناسان آن سازمان نیز مجبور به اعتراف این واقعیت هستند. معمولاً، به رسمیت شناختن دولت ها منحصراً در سطح دوجانبه، زمانی که روابط دیپلماتیک برقرار می شود، صورت میگیرد.
بسیاری از کشورها سفارت های خود را در کابل حفظ کرده اند و تعدادی از کشورها مانند چین، روسیه، پاکستان و ترکمنستان دیپلمات های حکومت طالبان را در کشورهای شان اعتباردهی کرده اند، حتی اگر هنوز در سطح سفرا نیست، اما در موقف سرپرست ها. به هر حال، این یک رابطه قطعی، نه تنها عملی، بلکه حقوقی دوجانبه است، به این معنی که سطح مشخص رسمیت شناسی وجود دارد. .
علاوه بر کشورهایی که قبلاً ذکر شد، می توان و باید به کسانی اشاره کرد که در حال مذاکره با نمایندگان طالبان هستند، یعنی با کسانی که بالفعل کشور را در زمینه های مختلف بطور سازنده نمایندگی می کنند: اینها ترکیه، قطر و تا حدی هند است. علیرغم مشکلات موجود، ایران با دولت افغانستان بطور مثبت همکاری می کند و بسیاری از مشکلات دوجانبه فوری را حل می کند. در عین حال، تداوم فعالیت های سفارتخانه های دولت پیشین افغانستان که جنبش طالبان را به رسمیت نمی شناسند و همچنان منعکس کننده منافع رژیم سابق هستند که در واقعیت وجود ندارد، عجیب به نظر می رسد.
نمایندگی افغانستان در سازمان ملل نیز کاملاً غیرعادی به نظر می رسد، جایی که "سرپرست نمایندگی" نصیر احمد فایق، که نه از منافع دولت سابق غنی، که علناً از آن کناره گیری کرده بود و نه از طالبان که بر ضد آن بیانیه میدهد، نمایندگی میکند، بلکه فقط به قطعنامه های ضد روسیه رأی می دهد و در خدمت منافع غرب است که میتوان و باید مسئله مشروعیت آن را مطرح کرد.
کشورهای یوروآسیا باید با افغانستان در سطح دوجانبه و منطقه ای کار کنند و در همکاری های سازنده شرکت ورزند.
واضح است که اگر وضعیت اقتصادی-اجتماعی بهبود نیابد، بیکاران را در جهت شمولیت در صفوف جنبش‌های مخالف، تحرکات خرابکارانه و تروریستی وادار خواهد ساخت که به متشنج شدن اوضاع امنیتی منجر می‌شود. بنابراین باید با حاکمیت که موجود است، کار کرد و در قدم نخست در حوزۀ اقتصادی. تکرار وضعیت دهه 1990، زمانی که انزوای طالبان به رادیکالیزه شدن شدید و ادغام آن با تروریزم بین المللی ممد واقع شد.
- وضعیت امنیتی فعلی را چگونه ارزیابی میکنید و کی ها در حال حاضر با طالبان خصمانه برخورد می کنند و مانع ثبات اوضاع در کشور می شوند؟
من قبلاً یک ارزیابی کلی از وضعیت امنیتی ارائه کردم. این وضعیت هنوز ناپایدار است، هیچ تضمینی برای حفظ و رسیدن به سطح مطمئن تر آن وجود ندارد. دو مشکل وجود دارد و آنها ارتباط مستقیم با بازیگران خارجی دارند.
اول، موجودیت گروه های تروریستی بین المللی که اعضای آن در بیشتر موارد منشاء غیرافغانی دارند.
به ویژه، "دولت اسلام" بدنام که بنام "داعش شاخۀ ولایت خراسان" از سال 2015 بدینسو فعال بوده و با تحریک طالبان روابط خصمانه دارد. باید تذکر داد که فعالیت آن در سال گذشته نسبت به دوره حکومت اشرف غنی کاهش چشمگیری داشته ولی این فعالیت ها از لحاظ جغرافیایی به ولایات شمالی انتقال یافته است. طبیعتاً این گروه ها سفارش های خارجی ها را انجام می دهند و احتمالا از خارج تمویل می شوند.
در عین حال، اکثر بازیگران خارجی ابزارهای مختلفی برای تأثیرگذاری با اثربخشی متفاوت بر رویدادهای افغانستان در اختیار دارند که به کمک آنها سطح درگیری ها کنترول می شود. این اقدامات به نسبت تضاد منافع، رویارویی های چند لایه را ایجاد می کنند که بطور کلی، مسبب شدت بیشتر تصادمات میشود تا کاهش آنها.
ثانیاً اینها چندین گروه نیمه مجازی هستند که برخی از آنها علاوه بر تبلیغات در شبکه های اجتماعی، در صدد انجام فعالیت های خرابکارانه هرچند کوچک هستند. در واقع، چنین اقدامات خرابکارانه فقط طالبان را به انجام نوعی اقدامات سرکوبگرانه تحریک می کند که البته کمکی به ثبات نمی کند. این گروه ها بدون استثنا به دنبال حمایت امریکا و اروپا و مشتاق تشدید جنگ هستند.
در واقع، چنین معلوم می‌شود که گروه‌های تروریستی بین‌المللی و آنهایی که به عنوان "جبهه" ضد طالبان اعلام شده‌اند، در نهایت همان وظیفه حفظ وضعیت جنگی در افغانستان را انجام می‌دهند.
نوار خبری
0
برای شرکت در گفتگو
ورود به سیستمیا ثبت نام کنید
loader
بحث و گفتگو
Заголовок открываемого материала