23:08 22 نوامبر 2017
    سقوط بازار سهام چین

    تقسم نوبتی جهان به چه منجر خواهد شد

    © AFP 2017/ STR
    تحلیل و مقالات
    دریافت لینک کوتاه
    0 13610

    کشمکش بر سر تقسیم مجدد جهان

    ولادیمیر لیپیخین می نویسد: هر جنگ جهانی با تقسیم ساحات نفوذ بین دول فاتح تمام میشود. امریکا کدام تقسیم نو جهان را میخواهد بر سیاره تحمیل کند.

    توجه اقتصاددانان روسیه و خارجی در روزهای اخیر به موضوع کاهش بهای اسعار ملی چین توسط بانک مردمی جمهوری مردم چین معطوف گردیده که عواقب ان سقوط نرخ اسعار یک عده کشورهای دیگر، منجمله، بشمول روسیه، قزاقستان، ویتنام و مالیزیا گردیده است. به نظر من، در پشت کاهش یک عده اسعار ملی امروز تصورات وسیع چین و یک عده کشورهای دیگر که تا اندازه زیاد نه تنها با سقوط بهای دالر امریکایی، بلکه دفاع از اسعار ملی خود مربوط می باشند، قرار دارند. زیرا نوسانات کنونی برخی واحدهای پولی در زمینه گسترش منازعات نظامی در مناطق مختلف جهان با شرکت مستقیم یا غیرمستقیم امریکا صورت میگیرند.

     

    بسیاری کارشناسان باور دارند که علت عمده تشدید این منازعات — تلاش امریکا برای حفظ دالر به مثابه اسعار ذخیروی جهانی و بالنتجه، وسیله دریافت مفاد عملاً از هوا می باشد. به عقیده رون پول تحلیلگر امریکایی، " ایالات متحده امریکا را در صورت بحران اقتصادی تهدید میکند، اگر موقف دالر با چلنج مواجه گردد". یکی از مولفین روزنامه «وال ستریت ژورنال» در این روزها اظهار داشت: نزد مقامات امریکایی "عملاً وسایل مبارزه با بحران اقتصادی باقی نماینده است". اندکی قبل از این روزنامه «واشنگتن تایمز» سخنان تام پرایس رئیس کمیته بودجه مجلس نمایندگان کانگرس که اعلام داشته: " قرض ملی ما از کنترول خارج میشود"، نقل نموده بود.

     

    امریکا در چنین وضع چه میکند: ایا جهت تغییر چارچوب اقتصادی خود تلاش می ورزد؟ ایا کاهش مخارج بودجوی و اصغری ساختن قروض دولتی را پلان میکند؟ نه خیر، واشنگتن جهت حل نظامی پرابلم ها از خود تمایل نشان میدهد.

     

    اگر علل و عواقب دو جنگ جهانی را در قرن 20 به خاطر اورد، پس روشن میشود که هدف انها نه انقدر اشغال اراضی و تابع ساختن دشمن ، بلکه بیشتر از همه دستیابی بر سلطه در عرصه مالی بود. قبل از هر کدام از جنگ های جهانی بحران مالی وجود داشت که دول فاتح از ان با منفعت بنیادی خارج می شدند.

     

    طوریکه من تصور میکنم، اغاز جنگ جهانی سوم را باید سال 2009 محسوب نمود، زمانیکه چین پیشنهاد تعویض دالر امریکایی به مثابه اسعار جهانی ذخیروی توسط سیستم نو که توسط صندوق جهانی پول کنترول خواهد شد، پیشکش نمود. در این چوکات جوانب اساسی جنگ جهانی اینده معین گردیدند: امریکا و اقمار ان (قبل از همه اتحادیه اروپایی) — از یک طرف و چین با متحدین ان (منجمله، روسیه) — از طرف دیگر. به این ترتیب، نتائیج جنگ جهانی سوم اشکارا نه فقط تقسیم مجدد بازارهای جهانی، بلکه تغییر موقف اسعار جهانی خواهند گردید.

    فکر میکنم که امریکا، به مثابه گردانند رویارویی نو جهانی، دو تریند اصولی برنامه ریزی کرده است. اول اینکه، انها به تشکل سیستم جهانی مالی (شبکه بانک های چندملیتی) به مثابه نیروی مستقل که به کنترول بر هر نوع اسعار جهانی و دستگاه های طبع انها علاقمند می باشند و علاقمندی کمتری به اقتصاد امریکا دارند که هرچه بیشتر به طفیلی گری می لغزد. دوم اینکه، مقامات ممتاز امریکایی هنگام سیر صعودی اقتصادی و سیاسی دول نو و کاملاً مستقل جهانی، مانند چین و دولت بالقوه — هند، غافل شده بودند.

    در نتیجه در حال حاضر امریکا بیش از این نمی تواند کنترول مالی (یعنی کنترول همگانی) بر جهان بدون جنگ جهانی حفظ نمایند. یوان چین به اسعار خارج از کنترول واشنگتن (و حتی خطرناک برای ان) مبدل میگردد و بصورت تقریبی تا سال 2025 با دالر همچنان روپیه هند، امیرو امریکای لاتین و واحد پولی اتحادیه اقتصادی یوریشیا رقابت خواهند کرد.

     

    طوریکه به نظر میرسد، در حال حاضر امریکایان مجبورند به این امر  اکتفا کنند، تا جهت سلطه کمپنی های خود در این یا ان منطقه، بطور مثال، در اروپای غربی تلاش ورزند و همچنان بر حفظ کنترول بر یک عده مناطق نفت خیز شرق نزدیک حساب نمایند. درک  کاهش شدید نفوذ سیاسی امریکا توسط مقامات ممتاز امریکایی، به نوبه خود، به تسریع کننده عمده عملکرد تجاوزی، ولی غیرمتناسب وزارت خارجه امریکا در بسیاری جهات سیاست خارجی مبدل میگردد.

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک