14:06 23 اکتوبر 2017
    مسکو

    روسیه به تصرف اراضی جدید ضرورت ندارد

    © Sputnik/ Alexander Vilf
    تحلیل و مقالات
    دریافت لینک کوتاه
    0 25510

    حملات کنونی غرب به روسیه بی اساس است.

    گریگوری کلارک  دیپلمات سابق استرالیا  اعلام نمود که  حملات  کنونی  غرب به روسیه بی اساس است.  وی در مقاله خود  موارد تحریف حقایق را  بررسی می کند  که غرب  در  زمان بحران اوکراین به آن متوسل شد.

    گریگوری  کلارک، دیپلمات سابق  استرالیا در صفحات  « جاپان تامیز» نوشت:  در زمان جنگ سرد، شاید اعتبار و سابقه مسکو مشکوک بود، اما  قلع و قمع کنونی روسیه از حد مجاز فراتر رفته است.

     به عقیده مفسر نشریه مذکور،  روسیه شوروی در افغانستان سعی کرد « چیزی  پیشرفته تر  از «آشی»  که اکنون در آنجا  مشاهده می کنیم بپزد».  مقامات کشور در  روسیه به  تمام اقوام ساکن در کشور، اجازه حفظ  زبان و فرهنگ خود را می دهند.  « امپراطوری شر» که رونالد ریگان اتحاد شوروی را نامید  آنقدرها هم « شر» نبود.   نیات روسیه پس از سال 1991 میلادی  که دست  خود را بسوی غرب دراز کرد،  در چشمان افراد  آگاه شفاف  بود. اما اکنون  تمام این ها به دلیل « تلاش های  بی معنی قلع و قمع  مسکو به  خاطر  جنگ داخلی در اوکراین و کریمه» از بین رفته است.

     ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه  از همان ابتدا فهماند که روسیه نیازی به تصرف اراضی جدید ندارد — کشور روسیه فقط از  روسی زبانان در شرق اوکراین برای رسیدن به خودمختاری حمایت می کند.  عدم کارایی  مقامات رسمی کیف که نهایتا منجر به  شکست آنها گردید  و «  تلاش احمقانه»  ممنوعیت زبان روسی باعث بروز آن حوادث شد.

    در عین حال، ولادیمیر پوتین  فراخوان کسانی را رد کرد که خواهان پیوستن  « اراضی  از نظر تاریخی روسی »  به فدراسیون روسیه بودند، هر چند چنین گامی  می توانست  با کنوانسیون  « مسئولیت  حمایت»  (R2P)- ضرورت دفاع و حمایت از  اقوامی که «  توسط نیروی برتر  مقامات مرکزی» سرکوب شدند همخوان باشد.  اما « بدلیل عجیبی این اقدام را  به  شکل تجاوز روسیه به خاک اوکراین  و  نفی  حاکمیت  اوکراین  ارائه کردند».

     اعلامیه ها در باره تجاوز روسیه  حتی پس از تصویب  موافقتنامه مینسک  در ماه فبروری ادامه یافتند.  در آنها  حاکمیت اوکراین تصریح شد  و اراضی که رزمندگان  می توانستند در آنجا به خودمختاری بپردازند بمراتب کمتر از آن بود که آنها  درخواست کرده بودند.  ماده قانونی  که چنین ساختاری را درنظر می گیرد بر خلاف «  اعتراضات خشونت آمیز  طرفداران نازی ها  و گروههای ضد یهودی که منتها تلاش خود را برای ادامه  جنگ در شرق اوکراین  به انجام  رساندند  و با کمک نابودی  سیاستمداران  حدود یک میلیون  نفر  روسی زبان را  مجبور  به فرار  به  روسیه  کردند »  به بررسی پارلمان اوکراین  گذاشته شده است.

     اما موافقت مسکو با این شرایط و پذیرش  پناهجویان  اوکراینی،  فقط  تحریم  و تشدید فشار نظامی ناتو بر روسیه بود.  نویسنده در ادامه می نویسد، جالب است که  دو  عضو عالیرتبه  ناتو — آلمان و فرانسه — که در  امضای  توافق های  مینسک شرکت داشتند  دست به چنین کاری بر علیه روسیه زدند.

    کلارک  یاد آوری می کند: « ناتو زمانی  بمباران بلگراد برای  استقلال اجباری کوزوو را مناسب دانست.  مسکو را به دلیل کمتری  محکوم کرده اند».

     دیپلمات سابق می پرسد: «  آیا  همه اینها  پیوستن کریمه به روسیه را  می تواند توجیه کند؟. برای یافتن پاسخ  این سوال  بهتر است به  شبه جزیره کریمه سفر کنید.  این منطقه از نظر تاریخی  روسی  بوده و باقی می ماند.  در سال 1954 میلادی آن را « برای راحتی شوروی» و بر خلاف  ضرورت حفظ  قوای بحری شوروی در سواستوپل به اوکراین دادند.  شبه جزیره کریمه می بایست  در سال 1991 میلادی بطور اتوماتیک به  ترکیب روسیه برمبگردید، بازگشت آن به ترکیب روسیه در زمان رویدادهای  سال 2014 میلادی  در کیف   غیر قابل اجتناب بود.

    بهانه دیگر فشار  ناتو بر روسیه —  گویا فشار  روسیه بر سه جمهوری بالتیک  عنوان می شود.  گریگوی کلارک می پرسد: آیا  آنها از  تبعیض شدید  و  خشن زبانی  و دیگر  اقدامات تبعیضی بر علیه  اقلیت  روسی زبان  که پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 در آن جمهوری ها جریان دارد، باخبرند؟» کلارک متذکر می شود که اطلاعات ارائه شده از طرف روسیه در اینباره  صاف و ساده نادیده گرفته می شوند. « اگر نارضایتی  مسکو در این باره  به  تجاوز می انجامد، پس  تجاوز باید بشکل جدیدی تعریف شود».

     ترس های قدیمی جنگ سرد و توسعه طلبی ناتو  تا حدودی توضیح گر« غیرمنطقی بودن گام های ضد روسی است» و جهل یک عامل دیگر است.  کسانی که  مسکو را متهم به  سرکوب زبان تاتاری   در شبه جزیره کریمه می کنند،فقط کافیست  تلویزیون را روشن کنند  و  برنامه روزانه  درس زبان تاتاری  را  تماشا کنند.  چه کسی در ائتلاف آتلانتیک شمالی  از آنچه در کشورهای حاشیه بالتیک رخ می دهد، باخبر است؟

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک