03:30 23 اکتوبر 2017
    جایزه نوبل

    چه کسی شایسته جایزه نوبل در عرصه ادبیات می باشد؟

    © AP Photo/ Fernando Vergara
    تحلیل و مقالات
    دریافت لینک کوتاه
    0 48 0 0

    جایزه نوبل در عرصه ادبیات

    مطابق اساسنامه کمیته نوبل، «ادبیات نه تنها اثار هنری شعری و نثری، بلکه آثار دیگر هنری می باشند که نظر به شکل یا سبک ارزش هنری داشته باشند». کارشناسان، در عین حال، اظهار میدارند که مطالبات نسبت به آثار که برای این جایزه نامزد شده بودند، با گذشت زمان تغییر کرده یا تضعیف شده اند. به این ترتیب، حالا نه تنها آثار که در سال های اخیر نوشته شده، بلکه آثار سال های قبلی عین مولف بررسی می شوند. فقط یک شرط باید رعایت شود — «ارزش ان باید تا چندی قبل ارزیابی نشده باشد».

    همه تذکرات نوبل راجع به این به خاطر دارند که اثر باید این نفع را در «جهت ایدیولوژیکی ارایه کند». ولی در اکادمی سویدن انتخاب خود را به چارچوب عمومی بنیاد نوبل مربوط می سازند. اگر راست گفته شود، این محک ها بیش از حد مغشوش اند، از همینرو در نتیجه همان «ایدیالیزم» نوبل را به مثابه سطح عالی سبک و زبان — انچه که اثر را از چارچوب ادبیات معاصر جدا می سازد، تعبیر می کنند. سیاست دان الکساندر کونکوف خاطرنشان می سازد که در اینجا ارزیابی های عینی در درجه اول قرار میگیرد:

    جایزه نوبل در بخش ادبیات — جایزه جاه طلبانه الکسییویچ — نشان میدهد که در جای که دستاوردهای مشخص علوم طبیعی وجود دارند — این برحق است، این اعتبار بلند و شناسایی به سطح بلند است. ولی در جای که کار به چیزی ذهنی مربوط میگردد، مانند جایزه صلح، جایزه ادبیات، پس جایزه به بازیچه در دست نیروهای بانفوذ سیاسی مبدل میگردد.

    ولی این جایزه در هر صورت از همان ابتدا در سلطه وصیت نامه نوبل و سخنان او راجع به «ایدیالیزم» قرار داشت. از همینرو متخصصین میگویند که نویسنده انگلیسی ریدیارد کیپلینگ و جرمنی پاول هیزی برندگان جایزه نوبل شناخته شدند، در حال که لیف تولستوی به دریافت جایزه نوبل مفتخر نگردید. انتخاب به نفع اناتولی فرانس و بیرنارد شاو به نشانه ان مبدل گشت که جایزه از وصیت نامه عدول میکند. یک تعویض دیگر سمتگیری — و جایزه نوبل به گیرمن هیس و سموئیل بیکیتا مربوط میگیرد. پروفیسور ولادیمیر سمیرنوف امر دیپارتمنت ادبیات نوین روسی انستیتوت ادبیات بنام ماکسیم گورکی نتیجه گیری میکند که در نتیجه نمی توان همیشه با ارزیابی های گذشته موافقه کرد:

    آری، بعضاً این با استعداد عظیم و کارکرده های نویسندگان روسی و خارجی مطابقت دارد. ولی تعداد زیادی مردم تصادفی نیز به ان راه می یابند. ولی جایزه چیست؟ جایزه نه از بی استعدادبودن و نه از استعداد نجات نمی دهد.

    پروفیسور ولادیمیر سمیرنوف ضمن یاداوری قصه نابوکوف میگوید، اکثراً نویسندگان که ظاهراً، مدعیان عمده جایزه ادبیات نوبل بودند، به هیچ وجه به دلایل ادبی بدون جایزه نه مانده اند:

    سفارشات در باره او وجود داشتند. من سفارش نامه سولژنیتسین را دیدم، جای که او به اکادمی سویدن دادن جایزه به نویسنده دو زبان کبیر — روسی — انگریزی — نابوکوف را به افتخار استعداد بزرگ و خدمات دیگر پیشنهاد نموده بود. ولی انها با این کار حاضر نشدند. واقعیت امر اینست، وقتیکه او در جمله نویسندگان مشهور جهان شامل گردید، او در مصاحبه ها و مقالات مختلف نسبت به بسیاری نویسندگان مشهور بی دانشی بسیار بی شرمانه و جسورانه از خود نشان میداد. او به ایدیولوژی دلچسپی کمتر داشت — او به بی باکی راجع به سولژنیتسین، راجع به بوریس پاستیرنک، راجع به شولوخوف، راجع به همینگویی، کامیو، فولکنیر، توماس مانی می نوشت. به اشکال بسیار جسورانه و جنجال برانگیز می نوشت.

    جایزه نوبل در عرصه ادبیات از همه جوایز دیگر فقط یک فرق دارد — این یگانه جایزه است که هیچ یک از نامزدان دوبار دریافت نکرده است. ولی از ان امتناع نیز نه ورزیده اند. پاستیرنک در سال 1958 که ابتدا موافقه کرد، ولی بعداً نظر به دلایل معین از دریافت ان امتناع ورزید. در سال 1964 ان را ژان — پول ستار که هرگونه شناسایی را به سطح رسمی رد میکرد، ان را رد نمود.

     

     

     

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک