21:21 22 اگست 2017
    تراژیدی مبهم تلفات انسانی در افغانستان

    تراژیدی مبهم تلفات انسانی در افغانستان

    © Photo/ J.A. Kargar
    تحلیل و مقالات
    دریافت لینک کوتاه
    0 13832

    افغانستان هنوز هم بعد از سوریه، دومین کشور ناامن جهان محسوب می شود.

    جامعه جهانی تقریباً دو دهه می شود که در افغانستان حضور دارد، اما افغانستان هنوز هم بعد از سوریه، دومین کشور ناامن جهان محسوب می شود. اینکه چرا جامعه جهانی در افغانستان ناکام مانده را می توان در چند بخش ذیل تبصره کرد.
    اول؛ مردم افغانستان اغلب بدین باور اند که افغانستان بعد از طالبان، یک فرصت طلایی برای رسیدن به ثبات و ترقی داشت که این فرصت بدست مقامات فاسد و حلقه مافیایی حاکم از دست رفت. درست ترین تعبیر از "فرصت طلایی" حضور جامعه جهانی و کمک های فراوان کشورها و نهادهای بین المللی به افغانستان است. کمک هایی که حیف و میل شد و حضوری که مات شد.
    دوم؛ ناامنی ها و تراژیدی مبهم افغانستان پهلوی دیگری هم دارد و آن چگونگی حضور جامعه جهانی در کل و ایالات متحده به صورت خاص است. اگر مرور کوتاهی از آوان حمله امریکا در افغانستان و سرنگونی رژیم طالبان تا امروز داشته باشیم، می بینیم که جامعه جهانی و مخصوصاً ایالات متحده امریکا در افغانستان در پی امنیت و ثبات نیستند.
    روابط کابل و واشنگتن در سال های اخیر حکومت حامد کرزی، رییس جمهور پیشین افغانستان، بسیار متشنج شده بود. کرزی نسبت به امضای پیمان استراتژیک امنیتی میان افغانستان و امریکا بدبین بود و متیقین بود که امضای این پیمان، باعث تامین امنیت در افغانستان نخواهد شد. برای همین، تا آخرین ثانیه های ریاست جمهوری اش، آن را امضاء نکرد و آن را مشروط به تعهد ایالات متحده به تامین امنیت سرتاسری گذاشت. امریکا این تعهد را به آقای کرزی نسپرد، برای همین، امضای پیمان استراتژیک میان کابل-واشنگتن، به حکومت بعدی موکول شد.
    محمد اشرف غنی که از دل یک انتخابات جنجالی و با پا درمیانی جان کری، وزیر امور خارجه ایالات متحده به عنوان دومین رییس جمهور منتخب افغانستان بعد از طالبان، انتخاب شده بود، در اولین روزهای ریاست جمهوری اش، بدون هیچ تعللی پیمان استراتژیک کابل-واشنگتن را امضاء کرد. عبدالله عبدالله به عنوان شریک اشرف غنی در حکومت وحدت ملی نیز نظر مثبتی در مورد امضای پیمان استراتژیک داشت.
    انتخابات به مثابه فرصتی برای اعمال رای و نظر مردم یک کشور، یکی از راه های مبارزه علیه بی ثباتی و ناامنی است. فرصتی که در آن مردم به کاندیدای مطلوب خویش رأی می دهند تا با رسیدن به ریاست جمهوری، با نابسانامی ها مبارزه کند. انتخابات در افغانستان همواره با حمایت جامعه جهانی برگزار شده و اگر انتخابات اخیر ریاست جمهوری را به عنوان آخرین حمایت جامعه جهانی از تمرین دموکراسی و احترام به آرای مردم افغانستان در نظر بگیریم، می بینیم که جامعه جهانی و به خصوص ایالات متحده امریکا در این انتخابات، نه تنها به رای و نظر مردم افغانستان احترامی نگذاشته، که عملاً آن را دست کاری کرده است.
    نظر به قانون اساسی افغانستان، انتخابات ریاست جمهوری باید یک برنده داشته باشد. حکومت وحدت ملی که بر اساس توافق سیاسی و نه قانون اساسی یا نتیجه انتخابات تأسیس شد، حاصل مداخلات و بازی های امریکا بود. حالا، اگر محمد اشرف غنی را گزینه مورد حمایت امریکا در نظر بگیریم و اوضاع کشور را در دوران حکومت آقای غنی را به بررسی بگیریم، می بینیم که تراژیدی مبهم تلفات انسانی در افغانستان، پهلوهای بسیاری دارد.
    آقای محمد اشرف غنی، سال گذشته را با این پیشفرض که مخالفین مسلح دولت با تمام توان علیه نیروهای امنیتی افغانستان خواهند جنگید، سال بقا نامیده بود. سالی که حکومت افغانستان حاضر شد چندین ولسوالی را با اعزام هیئت رسمی حکومت، با طالبان معامله کند. با عبور از سال بقا، تصور عمومی بر این بود که حکومت افغانستان، در امر مبارزه با تروریزم جدیتی بیشتری به خرج دهد. اما رویدادهای امنیتی امسال از شفاخانه چهارصد بستر در کابل گرفته تا قل اردوی 209 شاهین در مزار و انفجار موتربمب در دوصد متری ارگ ریاست جمهوری افغانستان و سقوط ولسوالی ها یکی پس از دیگر، روایت دیگری دارد و آن نبود اراده مبارزه علیه گروه های مسلح مخالف دولت است. نبود اراده مبارزه علیه تروریزم، ریشه در بیرون از ارگ ریاست جمهوری دارد. جاییکه بازیگران اصلی نشسته اند.
    برای همین، هر روزی که میگذرد، تلفات انسانی در افغانستان به یک امر عادی و اتفاق روزمره‌گی مبدل می شود. جان انسان افغانستان، نه نزد دولت و جامعه جهانی قیمتی دارد و نه هم برای گروه های تروریستی ارزشی. وضعیت تراژیک امروز، حاصل برنامه ریزی های روزهای گذشته است. روزهایی که بدست امریکا و متحدین داخلی اش در افغانستان خلق و مدیریت شده اند. و این ادعاها که هلیکوپترها شب هنگام برای گروه های تروریستی چون داعش در ولایات شرقی و طالبان در ولایات شمال تجهیزات و غذا می رساند، بخشی از بازی‌ایست که بر افغانستان و مردم افغانستان تحمیل شده است و هر روز قربانی می‌گیرد.
    حالا اگر شعارها و تظاهر به حمایت از دموکراسی، حقوق بشر و مردم سالاری را کنار تمویل و تجهیز گروه های تروریستی بگذاریم و جمع بندی کنیم، اجساد بی روح قربانیان جنگ و حملات تروریستی و معلولینی روی دست مان می مانند که از روح مسئله بی خبر اند. قربانیانی که فکر می کنند دولت افغانستان و حامیان قدرتمند جهانی اش، تمام تلاش شان را برای حفاظت از جان مردم انجام داده، اما موفق نبوده است. این بازی همچنان از مردم قربانی خواهند گرفت و این تراژیدی، کماکان مبهم باقی خواهد ماند.

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک