13:48 26 سپتمبر 2017
    شاید مرگ به آن اندازه تر سناک نباشد، طوری که بنظر میرسد

    شاید مرگ به آن اندازه تر سناک نباشد، طوری که بنظر میرسد

    © Fotolia/ Stuart
    تحلیل و مقالات
    دریافت لینک کوتاه
    0 620 0 0

    چند سال پیش، روانشناس "کورت گریی" ، با نوارهای ضبط شده آخرین حرف های 500 تن ازباشنده گان محکوم شده تکزاس که در دوران سال های 1982 تا 2013 اعدام شده، تصادفاً روبرو گردید.

    زندانیان به طور عجیب  شاد بودند که باعث تعجب و حیرت او گردید. او میپرسد،  آیا نگرش مثبت انها تصادفی و یا براساس قانونمندی عام روانشناسی بود.

    او مطالعات را در پوهنتون کارولینای شمالی انجام داد.

    "چپل هیل"، با توجه با نتایج منتشر شده که درتابستان امسال در مجله علوم روانشناسی به چاپ رسیده، سخنان متهمین به مرگ و بیماران  که علاج آن ناممکن بود، با سخنان کسانی که به سادگی نشان دهنده نزدیک به مرگ بودند، مقایسه کرد.

    علی الرغم تیوری که در مورد ترس فرد از مرگ وجود دارد، با نزدیک شدن واقعی آن ، مردم خوشبین تر میشوند.

    "گریی " و همکارانش در مرحله اول مطالعات،  نوشته های بلوگ را تحلیل و بررسی کردند که در باره افراد مبتلا به سرطان یا اسکلروز جانبی آمیوتروفی انجام شده بودند. (نشریات آن نویسندگان که بیش از ده ها پست در سه ماه آخر زندگی افراد نوشته بودند، مورد مطالعه قراردادند).

    "گریی" این نوشته ها را با نوشته های افراد نسبتاً سالم مبتلا به سرطان قابل درمان، مقایسه کردند.

    نتایج نشان دادند که بیماران مبتلا به بیماری های مزمن و غیرقابل علاج  به طور اوسط نسبت به افراد سالم، شادتر بودند. به طور مثال یکی از بیماران نو شت:«شاید من فقط چند هفته در این دنیا زنده بمانم اما من آن را با دوستان عزیزم  صرف میکنم و فرصت های که قبلاً از دست داده ام جبران میکنم. من از همه چیزهایی که در زندگی من اتفاق افتاده است سپاسگزارام. من فقط میتوانم بگویم ، با وجود وضعیت کنونی من از زندگی خیلی لذت میبرم».

    یک نوشتار دیگر: "خوشحالترین روزهای زندگی من است. من با مادرم و حیوانات خانگی وقت را میگذرانیم. این خیلی عالی است که همه ما همین اکنون کنار هم زندگی میکنیم! برای کسانی که دوست شان دارم، این چیزی است که همیشه برای من مهم و مهمتر است".

    علاوه بر این، بیماران که نزدیکتر به مرگ بودند، آنها اغلباً از کلمات احساسی مثبت (" شادی" ، " عشق" وغیره) استفاده میکردند.همه اینها نتیجه " سیستم معافیت روحی" است که توسط "دان هیلبرت" روانشناس پوهنتون هاروارد در سال 2007 در پرفروش ترین کتاب "Stumbling over Happiness" توضیح داده است.

    هنگام که ما در شرایط دشواری قرار داریم،  ذهن ما تلاش بزرگی برای آن انجام می دهد، تا ما را از دیدگاه مثبت آنچه اتفاق می افتد، ببیند، یا ما را متقاعد سازد که دلیل برای همه چیز وجود دارد. بطور مثال مردم تمایل دارند، خود را راحت سازند: " من این کار را هرگز دوست نداشتم"، « او یگانه کسی نبود" و یا " او به دنیای خوبتر رفت".

    چنین مودل رفتاری بطور کامل در آن لحظه بوجود میاید، هنگام که یک فرد بیشتر افسرده و یا رانده شده باشد، اما هیچ چیز چنین ترس را بدون مرگ قریب الوقوع الهام نمی بخشد.

    "گریی" تائید میکند: « سیستم معافیت روحی وقتی که چیزی بدی اتفاق می افتد، فعالیت اش به بالاترین درجه افزایش میدهد. و هیچ چیزی نمی تواند بدتر از مرگ باشد.

     

    بدین ترتیب، در شرایط مرگ قریب الوقوع، مردم تفسیر معنی دار ومنطقی را جستجو میکنند.

    این فرایندها به حد اعلی خود میرسد.

    باید توضیح شود چرا مردم در مرحله آخر سرطان یا افرادی که به اعدام محکوم شده اند، شادتر می شوند.

    "گریی" جایگاه خوشیبنی را در قسمت دوم تحقیقات خود یافته بود که در آن تیم وی آخرین سخنان و اشعار زندانیان محکوم به اعدام را با کلماتی که توسط اعضای آزمایش آنلاین که مانند افراد سالم در بخش اول آزمایش، به کار گرفته شده بود، مقایسه می کرد: تصور کنید که شما به اعدام محکوم شده اید و این حکم به زودی اجرا خواهد شد. آخرین کلمات خود را بنویسید.  باز هم، گفته های محکوم شده بیشتر مثبت و گرایش منفی کمتر بود و این چیزی بود که  شرکت کنندگان در آزمایش تصورمیکردند.

    زندانیان در آخرین لحظات از خانواده ها و دوستانشان قدردانی میکردند  و با آنها عشق میورزیدند و یا گفتند که آنها را در بهشت می بینند:«عزیزان من، دوستان عزیز من، شما را دوست دارم و قدردانی میکنم که با من بودید. من به بهترین مکان می روم.همه باید این راه راتعقیب کنند، سر خود را بالا نگه دارید، مبارزه را ادامه دهید. من اماده به پیش هستم".

    " من عاشق تو هستم، ایریین، و من می خواهم از تمام سال های شاد بودن و دوست داشتن تو تشکر کنم. من عاشق تو هستم".

    "پروردگارا، این کلمات قهرمان واقعی امریکا „Let's roll" ، (به احتمال زیاد، ما در مورد آخرین کلمات "تاد بیامر"، مسافر پرواز United Airlines Flight 93 که در 11 سپتمبر توسط ترورستها ربوده شده بود  و اوتوانست طیاره را ازهدف اصلی- کاخ سفید- منحرف کند، اما دریک میدان سقوط کرد، شخن میگوئیم) روح من در دست خداوند متعال است".

    " به پسرم بگوئید که من اورا زیاد دوست دارم.  خداوند همه را برکت دهد، شاید او شما را تنها نگذارد. به پیش "کاوبای ها" (Dallas Cowboys- تیم تقریباً جدید فوتبال امریکایی از آرلینگتون، تکزاس است!».

    مرگ بیماران غیرقابل علاج  باعث آن شده است که زندانیان منطقی فکر کنند- که اغلب شان نیازمند ، به فکرکردن  در مورد خانواده و یا مذهب هستند.

    "گریی" این فرضیه را توسعه می دهد

    " آخرین کلمات را مطالعه کردیم، ما دیدیم که مردم به نزدیکان خویش راجع به عشق خود می گویند و واقعا معنای مرگ را می یابند: " من مردم را ملاقات خواهم کرد ، که من آنها را دوست دارم"، " من برای عیسی کارخواهم کرد".

    از سوی دیگر "گریی" میگوید کسانی که به مرگ نزدیک نیستند. مایل به خودخواهی هستند و زمان که وقت به پایان میرسد.- ما در مورد خود فکر میکنیم — و برای ما چقدر سخت خواهد بود.

    مطالعه جدید شامل افراد کهنسال نمیشود که به مرگ نزدیک هستند. اما درسال 2016 دانشمندان پوهنتون کمبریج 42 نفر را درسن  95 و بالاتر از آن مطالعه کردند. و متوجه شدم که اکثر شان از مرگ نمی ترسند و در باره آن نگران هم نیستند. آنها درباره مرگ صحبت نمی کنند، اما بسیاری از انها متوجه شدند که به مرگ نزدیک هستند.

    یک شرکت کننده در مطالعات کمبریج گفت:" من آماده هستم که بیمرم" یکی دیگری میگوید" اجازه ندهید که من صد سال زندگی کنم".

    یکی از مهمترین نتایج این مطالعات مربوط به "قوانین مرگ با عزت " است  که در حال حاضر در کالیفورنیا، کولورادو، واشنگتن و منطقه کلمبیا پیش برده مشود.

    این قوانین به بیماران غیر قابل علاج  (کسانی که شش ماه و یا کمتر ازآن زندگی درپیشرو دارند) اجازه میدهند که مر گ شان تسریع شود.

    من از "گریی" پرسیدم که ایا در باره آن فکر کرده که تحقیقات اش میتواند از قوانین مرگ باحرمت حمایت کند." او جواب داد، البته — کسانی که هنوز به مرگ نزدیک نیستند، آن را به عنوان چیزی وحشتناک ارائه میدهند و فقط میخواهند از آن جلوگیری نمایند. اما اگر شما در آستانه مرگ قرار داشته باشید و نمیتوانید از آن جلوگیری نمائید و بعید به نظر میرسد که مرگ به تعویق بیفتد، پس شما فقط میخواهید به اساس شرایط خود زندگی را ترک کنید".

     

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک