06:12 10 دسمبر 2018
یکی از 1000 قربانی تجاوزات جنسی در پنسلوانیا:«او – روحانی بود و من به او باور داشتم»

یکی از 1000 قربانی تجاوزات جنسی در پنسلوانیا:«او – روحانی بود و من به او باور داشتم»

CC0 / Unsplash
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 0 0

جیم وان سیکل (Jim VanSickle) در صنف اول مکتب متوسطه مرکزی عیسوی بریدفورد در خزان سال 1979 شامل گردید. او در آنجا دانست که معلم نو زبان انگلیسی او – روحانی جوان بنام دیوید پاولسون – خواهد بود که چندی قبل لقب مقدس روحانی کلیسای کاتولیک کسب کرده بود.

ایساک ستینلی (Isaac Stanley-Becker) در مقاله در روزنامه «واشنگتن پست» در ادامه می نویسد، در زندگی نوجوان 16 ساله این دوران ناآرام بود. مادرکلان او مرد و پدرش مریض شد و کار کرده نمی توانست. او در مصاحبه گفت:«من پسربچه گیچ شده بودم».

در آن معلم که از او ده سال بزرگتر بود، او استاد خود را یافت. پاولسون از او حمایت نمود و کیپتان تیم شطرنج تعیین نمود که از شهر پنسلوانیای شمالی از طریق سرحد به نیویارک جهت مسابقات میرفت. و بعد از کیش و مات آنها با خوشی وقت گذرانی میکردند.

جیم که حالا 55 سال عمر دارد، پاولسون را به این متهم می سازد که او زندگی او را شکستاند و در آن خلا بجا گذاشت — «خلای که هیچگاه پر نخواهد شد». او میگوید که روحانی او را مورد تجاوز جسمانی و روحی قرار میداد و از رابطه موجود قوی بین آنها استفاده میکرد. جیم میگوید:«من به او راجع به خود آنچه را قصه میکردم که هیچکس دیگر نمیدانست».

 یکی از 1000 قربانی تجاوزات جنسی در پنسلوانیا:«او – روحانی بود و من به او باور داشتم»
© Sputnik / Maksim Bogodvid
یکی از 1000 قربانی تجاوزات جنسی در پنسلوانیا:«او – روحانی بود و من به او باور داشتم»

پاوسلون یکی از 300 روحانی کلیسای کاتولیک روم در پنسلوانیا است که در گزارش منتشره روز سه شنبه هیات منصفه قضایی شامل می باشد که رهبران کلیسا را به پنهان نمودن تجاوزات جنسی سراسری بر اطفال در طول 70 سال متهم مینماید. در جریان وسیعترین تحقیقات مقامات امریکا راجع به جنایات جنسی روحانیون هیات منصفه قضایی توانسته بیش از یک هزار قربانی تجاوزات جنسی تثبیت نماید و خبر داده که تعداد چنین قربانیان، احتمالاً، به مراتب بیشتر است.

گزارش نشان دهنده وحشتناکترن تجاوزات جسمانی و روانی می باشد.

در گزارش مفصلاً در این باره گفته شده که چگونه یک روحانی بر پنج دختر از جمله خواهران از یک خانواده تجاوز جنسی نموده بود. روحانی دیگر بر تجاوزات جنسی بر 15 پسر بچه به سن هفت سال و اینکه چگونه یکی از قربانیان را بسته بود و توسط کمربند می زد  و اینکه چگونه یک از قربانیان به اثر استعمال بیش از حد داروی ضد درد که نسبت زخم ها در پشت که هنگام تجاوز جنسی برداشته بود، جان داد، اعتراف نموده است. طبق قانون ایالت، قربانی تجاوز جنسی باید به محکمه قبل از رسیدن به سن 30 سالگی و 50 سالگی عارض شود، دوسیه های جزایی نسبت قدامت بسته شده اند.

 یکی از 1000 قربانی تجاوزات جنسی در پنسلوانیا:«او – روحانی بود و من به او باور داشتم»
Igor Zarembo
یکی از 1000 قربانی تجاوزات جنسی در پنسلوانیا:«او – روحانی بود و من به او باور داشتم»

قصه جیم وان سیکل که او به روزنامه « The Washington Post» بیان داشته، نه تنها خصوصیت جنایات جنسی را افشا می سازد، که به عتقیده هیات منصفه قضایی، رهبران کلیسا از مدتها بدینسو پنهان میکنند. در اوایل سال جاری پاولسون را به تجاوز بر دو پسربچه از سال 2002 تا 2010 متهم ساختند. او تا به حال به اتهامات وارده جواب نه داده است.

جیم وان سیکل میخواهد از فهرست روحانیون که در گزارش یاداوری شده، برای آن استفاده نماید، تا این موضوع به یاد فراموشی سپرده نشود، قربانیان احتمالی را پیدا کند، تا اسقف ها به مسوولیت کشانده شوند.

قبل از آنکه جیم وان سیکل از مکتب فارغ شود، او یکجا با روحانی پاولسون به اوهایو جهت زیارت کلیسای حضرت مریم رفته بودند. جیم میگوید، در راه بازگشت پاولسون در یک هوتل محقر بر او حمله ور شد و میخواست بر او تجاوز جنسی نماید. «او در آن وقت بر من حمله نمود و من برای اولین بار وحشت و ترس احساس کردم که او، طوریکه من تصور کردم، بر ضد دو دست من که من توسط آنها میخواستم از او رهایی یابم، هشت دست داشت».

در فبروری مادر جیم وان سیکل در بولتن خبری کلیسا خواند که پاولسون را به تجاوز جنسی بر اطفال متهم ساخته اند. هفته کامل جیم وان سیکل در تردد، زجر و شک به سر می برد و فکر میکرد که چه کار کند.

او میگوید:«من فیصله کردم که اگر راجع به این معلومات نه دهم، من نمی توانم با این زندگی کنم».

به گفته او، در نتیجه او بطور مفصل راجع به صدمه خود در «فیس بوک» معلومات داد که او از آن زمان به بعد به مثابه میدان ارتباط با آنهایی استفاده میکرد که مورد تجاوزات جنسی از جانب روحانیون در همه 50 ایالت و 11 کشور قرار گرفته اند.

اگرچه پلان خودی جیم وان سیکل روشنتر شده، او فهمید که جلب کردن دیگران و متقاعدساختن آنها راجع به بیان نمودن قصه شان کار ساده نخواهد بود. در روزهای رخصتی گذشته یک نفر به اندازه ترسیده بود که او را خواهند شناخت و موافقه کرد که در عقب  مرکز تجارتی بعد از رخصت شدن آن با من ملاقات نماید.

جیم وان سیکل گفت: آو تا سرحد مرگ — مانند من در آن وقت — ترسیده بود».

 

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک