05:30 22 اگست 2019
هانیبال قذافیهانیبال قذافی

هانیبال قذافی: مرا به جرم اینکه فرزند قذافی بودم، زندانی ساختند

© AFP 2019 / Morten Juhl/Scanpix © AP Photo / Abdel Magid al-Fergany
1 / 2
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 0 0

جنجال بر سر اهانت به بیرق لیبیا در بیروت و امتناع بعدی لیبیا از شرکت در گردهمایی اقتصادی جامعه دول عربی یکبار دیگر، مانند بسیاری سالها قبل باعث بروز بحران در مناسبات بین دو کشور گردید.

حزب بانفوذ «عمل» نمیخواهد در بیروت هیچ یک نمایندگان رسمی لیبیا را، تا زمانی ببیند، تا معلومات موثق راجع به سرنوشت امام موسی الصدر رهبر مذهبی خود و دو همکار او که ده سال قبل در طرابلس ناپدید شدند، دریافت نکند. منازعه بین دو پایتخت توجه را به اوضاع پیرامون هانیبال یکی از پسران معمر قذافی جلب نموده است. از سال 2015 او در زندان لبنان قرار دارد. او را به پنهان نمودن معلومات راجع به ناپدیدشدن موسی الصدر متهم می سازند.

هانیبال قذافی برای اولین بار از لحظه بازداشت خود به پاسخ دادن به چند سوال رسانه ها موافقه نموده است. او در مصاحبه با رفائیل دامینوف خبرنگار خبرگزاری «ریا نووستی» در این باره معلومات داد که چگونه به زندان لبان افتاد و اینکه آیا به او واقعاً همه جزئیات ناپدید شدن مبلغ شیعه معلوم اند یا نه.

سوالات به هانیبال که در زندان قرار دارد، همچنان مانند پاسخ ها به آنها از طریق ریم الداری نماینده ذیصلاح هانیبال دریافت شده اند.

- چه کسی شما را در سوریه اختطاف نمود؟

— من در سوریه توسط باند مسلح در تاریخ ششم دسمبر سال 2015 ربوده شدم. مرا بصورت غیرقانونی از سوریه به لبنان به منطقه بقاع آوردند. اختطاف کنندگان از نوار اختصاص یافته برای نظامیان استفاده کردند، تا سوریایان موتر را تلاشی نکنند. مرا در آنجا یک هفته نگاه کردند، شکنجه میکردند، هم بطور فزیکی و هم روحی برای آن، تا مرا به افشای معلومات، مربوط به ناپدیدشدن موسی الصدر و دو تن از همراهانش — شیخ محمد یعقوب، این پسر او بود که عملیات اختطاف مرا آماده ساخته و عباس بدرالدین در سال 1978، مجبور سازند.

- شما در لبنان به اتهام پنهان نمودن معلومات در باره دوسیه موسی الصدر زندانی شده بودید. آیا کدام تحقیق رسمی در باره این دوسیه انجام میگردد و آیا پروسه قضایی آغاز شده یا نه؟ و آیا شما واقعاً هم کدام معلومات راجع به ناپدیدشدن موسی الصدر و دو تن از همکاران او دارید یا نه؟

— من در زندان اداره امنیت لبنان قرار دارم. از لحظه ظهور من در اینجا با من قضات ملاقات نموده که کار دوسیه ناپدیدشدن موسی الصدر و دو تن از همکاران او را پیش می برند. این کار را بطور خلص میتوان چنین تشریح کرد: در سال 1978 هنگام بازدید از لیبیا موسی الصدر با دو تن از همراهانش محمد یعقوب و ژورنالیست عباس بدرالدین ناپدید میشود. در سال 1982 دوسیه ناپدیدشدن او به شورای عدلی لبنان سپرده میشود. در سال 2008 پدر من معمر قذافی را به اختطاف موسی الصدر و همراهانش متهم میکنند. اما من در باره این دوسیه از سال 1981 به هیچ گونه ارتباط نداشتم، نه مظنون، نه شاهد و نه هم متهم نبودم. به این ترتیب معلوم میشود که علت بازداشت من هیچگونه ارتباط به این دوسیه قضایی نه دارد، مرا فقط نسبت آن بازداشت نموده که من پسر معمر قذافی ام.

بعد از آن که من به قاضی که دوسیه ناپدیدشدن موسی الصدر را تحقیق میکرد، گفتم که من هیچگونه معلومات راجع به ناپدیدشدن موسی الصدر ندارم، مرا به پنهان نمودن معلومات راجع به این دوسیه متهم ساختند. واقعیت اینست، وقتیکه این حوادث در سال 1978 رخ دادند، من فقط دو سال عمر داشتم.

- آیا همسر و اطفال تان از شما بازدید میکنند؟ آنها حالا در کجا هستند؟

— نه خیر، آنها تا به حال نتوانسته از من دیدن نمایند. من به خاطر آنها بسیار نگرانم. در سوریه، به ارتباط حوادث در آنجا، آنها در امن قرار ندارند و همچنان هیچکس از آنها مواظبت کرده نمی تواند. آنها به پدر نیاز دارند.

- وضع جسمانی شما، صحت شما چطور است؟

— وضع جسمانی من قناعت بخش نیست. من از درد در ناحیه سینه، نارسایی تنفسی، درد در قسمت تحتانی کمر، پرابلم جلدی نسبت نبود نور آفتاب رنج می برم. همچنان بینی من شکسته و داغ ها در سر نسبت لت و کوب وجود دارند که مرا هنگام اختطاف زدند.

من میخواهم نقطه مهم را تذکر دهم، من از سازمان ملل متحد خواهش میکنم، تا به لبنان گروپ دوکتوران برای معاینه من در زندان روان کند، تا آنها راجع به وضع من نتیجه گیری طبی نمایند.

- شرایط شما در زندان چگونه اند؟

— شرایط نگهداری در زندان قناعت بخش نیستند. از همینرو من نمی توانم با نمایندگان رسانه ها و آنهایی که نزد من می آیند، تماس بگیرم و بار دیگر آمدن آنها را به لبنان ممنوع می سازند.

آیا شما پلان شرکت در زندگی سیاسی بعد از آن که از زندان آزاد شوید، دارید یا نه؟

— صحبت راجع به این هنوز قبل از وقت است، من حالا نمی توانم این موضوع را بررسی کنم و یا کدام فیصله اتخاذ نمایم.

میخواهم به این نقطه اشاره نمایم که در سال های کار من در لیبیا من هیچگاه مقامات در ادارات امنیت نداشتم. من فقط در عرصه حمل و نقل بحری مشاور بودم.

ما به نقش بزرگ روسیه، به مثابه دولت بزرگ، در صورت چنین موارد ظلم امیدواریم.

قابل یاداوری است که بعد از سقوط رژیم معمر قذافی در لیبیا در سال 2011 علیه شخص او، اقارب و همکاران نزدیک او شکار واقعی آغاز گردید. شورشیان، با اشغال سیرت شهر آبایی دگروال، نه تنها خود رهبر جماهیری، بلکه پسرش معتصم را با بی رحمی کشتند. سیف العرب کوچکترین پسرش هنگام بمباردمان طرابلس به قتل رسید. پس دیگر او حامیس، طبق اطلاعات رسانه ها، در نبردها به خاطر شهر تارخون سر خود را فدا کرد. سیف الاسلام — یکی از همکاران نزدیک قذافی که در فعالیت های پدر خود سهم بسیار فعال داشت، گرفتار گردید. در سال 2016 افراد مسلح اعلام داشتند که او را آزاد ساختند. بطور متناوب از نام او اعلامیه های پر سر و صدای سیاسی طرفداران رژیم سابق منتشر میشوند. یک پسر دیگر معمر قذافی بنام سعد یکجا با صدراعظم سابق کشور در زندان طرابلس به سر می برد. او را به سرکوب مسلحانه اعتراضات علیه پدرش در سال 2011 متهم میکنند. عایشه دختر قذافی، و همچنان همسرش صفية فركاش و محمد بزرگترین پسر او یکجا با اطفال توانستند نجات یابند، ابتدا به خاک الجزایر و از آنجا به عمان فرار کردند.    

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر