05:02 18 نوامبر 2019
بازگشت به منطقه بحر هند-بحرالکاهل

بازگشت به منطقه بحر هند-بحرالکاهل

© Sputnik / Michael Klimentyev
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 50
ما را در دنبال کنید

نویسنده مقاله پیچیدگی های حساس روابط بین مراکز قدرت جهانی: روسیه، چین، هند و ایالات متحده را بررسی می کند. او نتیجه گیری میکند که روابط روسیه با هند علیرغم بی اعتمادی ابدی هند نسبت به چین و همچنان اتحاد رونماشده روسیه و چین در مقاومت در برابر فشار مستقیم ایالات متحده دورنما دارد. در عین حال، نویسنده به دیپلماسی روسیه، که به جلوگیری از مشارکت در رویارویی در کشمیر موفق شده، ارج میگذارد.

زورآور دولت سینگهه (Zorawar Daulet Singh) در نشریه The Hindu (هند) در ادامه می نویسد، گفتوگوی که در سال 1964 بین دیپلومات امریکایی چستر بولز (Chester Bowles) و سپس سفیر هند در مسکو تریکولی ناتهه کائول Triloki Nath) (Kaul ، برگزار شد، فرصتی شگفت انگیز برای درک بهتر جیوپولیتیک معاصر است. بولز در مورد آسیای جنوب شرقی اظهار داشت:

"این امر بد نخواهد بود که هند سعی کند اتحاد جماهیر شوروی و امریکا را باهم نزدیک سازند ... دوستی هند با هر دو کشور می توانست نقش پل را بین آنها بازی کند".

وی امیدوار بود که "با کمک هند، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی بتوانند به نوعی توافق راجع به جلوگیری از توسعه طلبی چین و نفوذ آن در جنوب شرقی آسیا برسند". کائول پاسخ داد: "هند خوشحال خواهد شد که نظرات ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را، تا جای که امکانات آن اجازه می دهد، باهم نزدیک سازد. در حقیقت، سیاست فعلی ما دقیقاً همین است".  چنین پاسخ به بازتابی جیواستراتژی هند در ان زمان، وقتیکه خود را به مثابه منطقه تفاهم بین دو ابر قدرت بررسی میکرد، می باشد.

در سپتمبر سال 1965، كائول تلگرام را بنام ایندیرا گاندی نوشت كه در آن توضیح داد:« منافع امریكا، اتحاد جماهیر شوروی و هند یک خصوصیت مشترک دارند و آن این است كه همه آنها متوجه جلوگیری از توسعه طلبی چین در این منطقه هستند. این به هند امکان کسب منفعت اعظمی از هر دو طرف و تقویت موقعیت خود را در آینده فراهم می سازد».

اما تاریخ در مسیر دیگری پیش رفت. در اواخر دهه 1960، مبارزات ایدیولوژیک چین و اتحاد جماهیر شوروی به نزاع نفرت آور در جهان کمونیستی منجر شد. این عجیب  به نظر می رسد که دهلی نو و واشنگتن این تمایل را بطور متفاوت تلقی نمودند.

جهان چند قطبی

برای استراتژیست های سیاسی انگلیسی-امریکایی، رویای دیرینه آنها: منزوی ساختن روسیه و بازگردان چین به مدار خود، تحقق یافت. برای هند همه چیز ناموفق به پایان رسید، زیرا نتوانست چین را از طریق توافق بین مسکو و واشنگتن متوقف کند و دهلی نو مجبور شد راه های جدیدی برای تأمین منافع و امنیت خود دنبال کند. در سال 1969، سیستم دو قطبی فرو ریخت و جهان به چند قطبی تبدیل شد. ایالات متحده و چین در آستانه برقراری روابط دوستانه قرار داشتند، در حالی که دهلی نو و مسکو به بالاترین سطح توافق استراتژیک در این مورد دست یافتند که چگونه به چنین آرایش جدید جهانی نیروها پاسخ دهند. در دسمبر سال 1971، وقتیکه بحریه شوروی وارد اقیانوس هند شد، تا تلاش های انگلیس و ایالات متحده برای مختل کردن عملیات نظامی هند در زمان آزادسازی بنگله دیش را خنثی کند، جهان چند قطبی مواضع خود را هنوز هم تحکیم نمود. همانطور که هفته گذشته Subramanyam Jaishankar وزیر امور خارجه هند در مسکو گفت، اساس مناسبات در آن دوران بسیار مهم گذاشته شده بود که چهل سال دوام کرد و در برابر همه تکان های سیاست بین المللی، از جمله پایان جنگ اول سرد در سال 1989 و از بین رفتن اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، تاب آوردند.

اگر زمان را به عقب بچزخانیم و به امروز نگاه کنیم، پس ما می بینیم که قانونمندی های تاریخی به زندگی فعال خود ادامه می دهند. در مثلث ایالات متحده - روسیه - چین، تحرک پیچیده و متناقض حفظ شده که اغلباً در مباحثات استراتژیک در هند نادیده گرفته میشود یا تحریف می شود.

تحرک پیچیده

اگرچه اداره دونالد ترامپ در روابط با چین در وقفه قرار دارد و تلاش می ورزد شرایط این روابط را تغییر دهد، اما ما هنوز استراتژی قابل اعتماد و پایدار واکنش نسبت به قوی شدن جمهوری مردم چین مشاهده نمی کنیم. و روابط در حال انکشاف روسیه و چین منجر به ارزیابی مجدد عمیق تفکر امریکایی نشده اند. ما در سال های اخیر شواهد زیادی مشاهده میکنیم که مسکو و پیکن چگونه به یک دیگر حمایت روانی و دیپلوماتیک مبذول میدارند.

طوریکه دمیتری ترنین میگوید، روابط روسیه و چین در حال حاضر بر پایه این اصل بنا شده است: "نباید هرگز علیه یکدیگر عمل کرد، اما لازم نیست حتما با هم مشترکاً عمل نمائیم". در این فورمول اهمیت درجه یک به "مشارکت مستحکم مسکو و پیکن، در جای که منافع آنها با یکدیگر مطابقت میکنند، اجازه نه دادن به منازعه در جای که آنها باهم مطابقت نمی کنند و انعطاف پذیری زیادی در مواردی که منافع فقط  قسماً با هم مطابقت میکنند» داده میشود. بطور مثال، ما این انعطاف پذیری هر دو کشور را در شورای امنیت سازمان ملل دیدیم، هنگامی که روسیه و چین در دو طرف سنگرها، هنگام واکنش نسبت به سیاست جدید هند در کشمیر قرار گرفتند.

هنگامی که سیاستمداران امریکایی به مثلث عظیمی از قدرت و اقتدار در چهره ایالات متحده، چین و روسیه نگاه می کنند، پیش داوری ها و ترجیحات آشکار جیواستراتژیک آنها را همه و هرکس به وضاحت مشاهده میکند. غرب که می خواهد چین را از روسیه جدا سازد و از تضعیف موقعیت امریکا در جهان جلوگیری کند، درهای خود را بروی پیکن باز نگه می دارد. البته، دهلی نو، مانند دهه 1960، می خواهد نتیجه دقیقاً برعکس ببیند. اظهارات جیشانکار در نشست کلوپ معتبر Valdai در مسکو حاوی استدلال هایی به نفع فصل جدید در روابط روسیه و هند است. در حقیقت ، وی گفت كه آسیا وارد عصر چند قطبی شده است و منطقه بحر هند و اقیانوس آرام فقط به یک مفهوم محدود نمی شود.

مولف میگوید، روسیه میتوانست نقش مهمتر، نسبت به آنچه که امروز بازی میکند، ایفا کند. روسیه در حال حاضر اساساً بر جیوپولیتیک منطقه بحر هند و اقیانوس آرام تأثیر می گذارد، بدون اینکه پیکن را عصبانی سازد. او میتواند همکاری نزدیک با طرف های متخاصم درگیر در مناقشات در باره بحیره چین جنوبی حفظ نماید.

روسیه، با کسب اطمینان از اینكه هند به امریكای قدرتمند نمی پیوندد، اما صادقانه به امنیت آزاد و بدون موانع و مفکوره اعمار نظم اعتقاد دارد، می تواند روند طرح نمودن نقش معین برای خود در منطقه بحر هند و اقیانوس آرام آغاز كند. و در اینجا او میتواند به وضاحت تجربه غنی دیپلوماتیک و مهارت استراتژیک خود را نشان دهد.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر