07:43 14 اکتوبر 2019
در افغانستان دور جدید جنگ دور نیست

در افغانستان دور جدید جنگ دور نیست

© AFP 2019 / David Furst
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 20
ما را در دنبال کنید

از اوایل سال امریکا پیشبرد مذاکرات فعال با «طالبان» ( ممنوع در روسیه) راجع به خروج نیروهای خود و حل اوضاع در جمهوری اسلامی افغانستان آغاز کرد. موافقت نامه اولیه راجع به خروج قسمی نیروها و مسدودکردن برخی پایگاه های نظامی حاصل گردید.

در مقر اطرافی رئیس جمهور دونالد ترامپ در کمپ دیوید باید با نمایندگان طالبان و حکومت رسمی کابل برای عقد موافقت نامه صلح ملاقات میکرد. اما در تاریخ 8 سپتامبر در کابل عمل تروریستی رخ داد که در بین کشته شدگان سرباز امریکایی نیز شامل بود. ترامپ خشمگین شده به جامعه راجع به قطع مذاکرات خبر داد.

بر اوضاع در افغانستان و منطقه بطور کل به «ریتم اوراسیا» کارشناسان در عرصه امنیتی تبصره نموده که توجه شما را به آن جلب میداریم.

مدیر مرکز ابتکارهای تحقیقاتی "مائو" بختیار ارگاشیف (ازبکستان) معتقد است که وضعیت فعلی مذاکرات ناتمام وضعیت قبلی که بدون نتیجه پایان یافته بود، تکرار می کند.

ضمن صحبت راجع به آخرین دور خاتمه یافته مذاکرات بین ایالات متحده و طالبان، لازم به یادآوری است که این وضع برای تمام دهه گذشته مشخص است. از زمان اولین تماس ها در پایتخت قطر، جایی که طالبان نمایندگی دیپلوماتیک خود را گشودند، چنین بار وقفه های مکرر صورت گرفته است.

و این آخرین باری نیست که مذاکرات بدون نتیجه باقی مانده است که برای من اصلاً تعجب آور نیست. اولتر از همه، به این دلیل که اولاً، همه طالبان در دوحه نمایندگی ندارند و ثانیا، مخالفت جدی از طرف حکومت رسمی افغانستان در کابل وجود دارد. و هر قدر که آنها بگویند که حکومت فعلی کاملاً وابسته به امریکایی ها است، باز هم در برابر مذاکرات با طالبان سرسختانه مقاومت می کند. بنابراین چنین بود و خواهد بود.

-  آیا مذاکرات جدید امکان پذیر است؟ فعالیت فرزند احمدشاه مسعود بر دورنمای آنها چگونه تأثیر خواهد کرد؟

-  اولا، جستجوی جدی میدان های جدید مذاکره صورت خواهد گرفت که می توان طالبان و حکومت رسمی افغانستان را به دور یک میز بشانند. این جستجو از طریق تشکیل میدان های مسکو و تاشکند انجام می شود.

این مذاکرات لازم است. در واقع، هم طالبان و هم کابل این را درک میکنند که اکنون آنها اساساً کشور را بین خودشان تقسیم می کنند، هر یک تقریبا نیمی از قلمرو را کنترول می کنند. این وضع بنبست است که در آن دو نیرو درگیر شامل اند، وقتی هیچ یک از طرفین نمی توانند پیروز شود.

عرصه دوم این است که یک دشمن مشترک وجود دارد که با هر دو طرف مخالف است، و این قدرت هرچه بیشتر تقویت می شود و این داعش است (گروه تروریستی ممنوع در فدراسیون روسیه – تبصره مدیریت مسوول). اما این که چقدر این امر آنها را در مقابله با داعش متحد خواهد کرد، سوال بزرگ است.

فعلاً ما نمی بینیم که این تهدید مشترک به عاملی تبدیل شده است که کابل و طالبان را باهم متحد می کند. این دو نیرو رویارویی را ادامه میدهند.

بنابراین هیچ تغییر بزرگی پیش بینی نمی شود، اما من فکر می کنم ازبکستان ممکن است بتواند طالبان و نمایندگان حکومت مرکزی افغانستان را به دور میز مذاکره بشاند. اخیراً، اشرف غنی، رئیس جمهور جمهوری اسلامی افغانستان، از ازبکستان به خاطر کمک تاشکند در حمل و نقل کالاهای افغانستان از طریق قلمرو خود به چین ابراز قدردانی کرد. و این در واقع، با وجود این واقعیت که این فقط یک قطار بود، بسیار مهم بود.

افغانستان به طور جدی علاقه مند ایجاد روابط اقتصادی است که می تواند زمینه ساز آغاز روندهای حل و فصل شود. منافع اقتصادی همیشه متحد کننده هستند. توانایی تجارت با همسایگان، تولید چیزی برای فروش - این یک عامل بسیار مهم است که می تواند به یکی از مشوق های اتحاد طرف های متخاصم تبدیل شود.

-  افغانستان پس از سال 1991، و با تشکیل دولت ها در آسیای میانه، همواره راهرو بوده است که از طریق آن انتقال تهدیدات مختلف - تروریستی، قاچاق مواد مخدر (که در سالهای اخیر ده برابر شده است) جریان داشت. اما اکنون همانطور که اکثر کارشناسان می گویند، خود تهدیدها دگرگون خواهند شد.

-  من هیچ یک متخصص جدی را نمی شناسم که بگوید، طالبان به کشورهای آسیای میانه حمله ور خواهند شد. طالبان به منطقه ما احتیاج ندارند؛ آنها در خود افغانستان به قدرت احتیاج دارند. این تهدید فقط می تواند از شبه نظامیان داعش ناشی گردد که به طور فزاینده از نظر کمیت و کیفیت در حال افزایش هستند که طبق منابع مختلف، تعداد آنها از 4 تا 9 هزار نفر هست و همچنین، عامل مرزهای حفاظت شونده ضعیف بین ترکمنستان و افغانستان را نیز نباید فراموش کرد.

درمورد «ایتلاف شمالی»، ما باید تفاوت بین وضعیت سیاسی و نظامی-سیاسی در افغانستان را از زمان ایتلاف قبلی و وضعیت فعلی درک کنیم. احمد شاه مسعود از سال 1979 تا 1989 مصروف نبرد افسانه ای علیه سربازان شوروی بود. در آن زمان بود که او به شخصیتی افسانه ای و شخصیتی جدی در مبارزات سیاسی مبدل گشت. و باید درک کنید که «ایتلاف شمالی» خود یک اتحاد پیچیده و بحث برانگیز است که پس از عقب نشینی نیروهای شوروی و ظهور تهدیدی جدید طالبان، توانست به دور شاه مسعود متحد شود.

پسرش به هیچ وجه ویژه گی های فکری و معنوی پدرش ندارد و نه هم از اعتبار و احترام به سطح پدرش در بین مردم برخوردار است. من شک زیادی دارم که این جوان قادر خواهد بود نیروهای سیاسی بسیار پراکنده شمال افغانستان را به دور خود متحد کند.

اکنون احیای مجدد «ایتلاف شمالی 2.0» دشوار خواهد بود. اولتر از همه، به خاطر آن که نیروهای سیاسی شمال کشور به خودی خود ضعیف هستند. آنها که برای منافع منطقه ای قبایل و نخبگان کار می کنند، در عین حال می خواهند با کابل روابط خوبی برقرار کنند. ولی، این علایق همیشه باهم مطابقت ندارند و این را باید درک کرد.

از سوی دیگر، نه طالبان و نه هم کابل به طور عمده به احیای مجدد «ایتلاف شمالی» علاقه ندارند. تعداد کمی از مردم به این نیاز دارند و این جنبش زعیم برازنده و مدبر ندارد. حتی مارشال فهیم نتوانست وحدت اتحاد شمال را پس از مرگ مسعود حفظ کند، آنها هم در داخل و هم در خارج مشکلات بسیار زیاد دارند.

کارشناس مسایل امنیتی مارس ساریف (قرغیزستان) معتقد است که ایالات متحده علاقه ای به ترک افغانستان ندارد، مرگ یک سرباز امریکایی دلیل خوبی برای ایجاد اختلال در مذاکرات بود.

-  برای ترامپ این حمله به دلیل رسمی برای متوقف کردن مذاکرات مبدل گشت. احتمال اینکه خود امریکایی ها در کشته شدن سرباز خود دخیل باشند، مستثنی شده نمیتواند. ایالات متحده نسبت به اوضاع از نقطه نظر پروژوی برخورد میکنند، به خاطری آن، هنگامی که مذاکرات جریان داشت، آنها توانایی های طالبان: پتانسیل آنها، امادگی برای روند مذاکره، چگونگی شکل گیری اوضاع در کشور، در صورت که اگر آنها به توافق تاریخی در مورد خروج نیروها برسند، را بررسی کردند.

ولی، برای ایالات متحده خروج نیروهای شان از این کشور به هیچ وجه مفید نیست، زیرا آنها به دلایل ژئوپلیتیکی به کار خود ادامه میدهند. اکنون ارزیابی وضعیت فعلی جریان دارد.

واقعیت این است که امریکایی ها از چشم انداز احیای ایتلاف شمال وحشت دارند. فرزند احمد شاه مسعود قیام كرده و یكی از مناطق را از طالبان آزاد كرد. آنها وانمود میکنند كه تاجکان و احتمالاً هزاره ها را رهبری می كنند، گرچه آنها شیعه هستند و بیشتر به سمت ایران گرایش دارند. بنابراین، این چشم انداز وجود دارد که اقلیت های ملی به طور مستقل با طالبان و مقامات کابل مخالفت کنند.

-  این وضعیت از یک سو برای ایالات متحده کاملاً مناسب نیست. از طرف دیگر، باید درک کنیم که اکنون تشریک مساعی شدیدی بین چین و ایران جریان دارد ...

-  بلی، در روزهای اخیر اطلاعاتی مبنی بر اینکه چینی ها 5000 سرباز خود را برای محافظت از تأسیسات نفتی که شرکت های آنها در آنها کار می کنند، به آنجا فرستاده اند، منتشر شده اند. آنها قصد دارند 250 میلیارد دالر سرمایه گذاری کنند. و اگر امریکایی ها افغانستان را ترک کنند، یک کمربند مداوم برای تعامل پیکن و تهران شکل خواهد گرفت.

این وضعیت همچنان مورد پسند حامیان قوی یهودیان در ایالات متحده قرار نگرفته است. بنابراین، اگر این توافق نامه را با طالبان امضا میکرد، ترامپ در وضعیت بسیار نامساعدی قرار میگرفت. در هر صورت، هنوز یک سال برای برگزاری انتخابات بعدی باقی مانده است.

در این شرایط، ایالات متحده چیزی را از دست نمی دهند، سربازان باقی می مانند، اما اکنون مواضع مقامات رسمی افغانستان بسیار متزلزل شده میروند. طالبان نیز چیزی را از دست نمی دهند و پتانسیل خود را حفظ می کنند. من فکر می کنم که ایالات متحده خوب بازی کردند - آنها اوضاع، پتانسیل طالبان، اوضاع عمومی را تحلیل کردند و فهمیدند که خروج نیروها در حال حاضر به نفع آنها نیست.

از سرگیری مذاکرات امکان پذیر است، اما طالبان فهمیدند که آنها را توسط این حملات راکتی غافلگیر نموده و چون آنها نیز چیزی را از دست نداده اند، پس کشور در همان وضعیت نامشخص باقی می ماند. جنگ بین طالبان و مقامات رسمی همچنان ادامه خواهد داشت.

در کل، خروج سربازان امریکایی از افغانستان به نفع روسیه و چین خواهد بود، زیرا این قلمرو کاملاً به منطقه ای نفوذ سازمان همکاری شانگهای - SCO تبدیل می شود. چون اعضای SCO به هند و پاکستان می پیوندند، چین برای حل و فصل اوضاع مداخله خواهد کرد.

چانس های زیادی وجود داشت که سرانجام افغانستان با ثبات شود، اما این به نفع ایالات متحده نیست، زیرا به این ترتیب اتحاد قدرتمندی در چارچوب SCO ایجاد میشود. در آن، کابل هنوز موقف ناظر دارد، اما می تواند عضویت کامل کسب کند، در نتیجه، وضعیت کلی در قاره وسیع ثبات حاصل میکند. این موضوع مورد پسند واشنگتن نمی باشد.

کارشناس کلوپ بین المللی جروبحث هایی والدای، سیاست دان فرهاد ابراگیموف (روسیه) معتقد است که استعفای بعدی «عقاب» جان بولتون، مشاور امنیت ملی رئیس جمهور امریكا، به این معنی نیست كه امریكا جنگ را تمام می كند.

-  اکنون که مذاکرات مختل شده است، و بولتون اخراج شده است، آیا این بدان معنی است که ایالات متحده موضع خود را در مورد ایران نرم تر می کند و افغانستان را ترک می کند؟

- شاید، برخی از حرف ها تغییر کند، اما در اینجا باید درک کرد که در اطرافیان ترامپ افرادی وجود خواهند داشت که نسبت به ایران برخورد منفی دارند. رئیس جمهور ایالات متحده در حال حاضر اولویت های خود را در خاورمیانه تعیین کرده است و بعید است که چیزی تغییر دهد.

ضمن صحبت در مورد افغانستان، بدون توجه به اینكه بولتون برکنار شده یا شخص دیگری او جایگزین او گردد، گمان نمی رود که چیزی تغییر كند. به عقیده برخی از کارشناسان حتی این امر آسیای مرکزی را تحت تأثیر قرار نمی دهد، مگر اینکه عملیات جدیدی فعال نظامی در افغانستان آغاز گردند.

-  آیا در این مورد درگیری شدید بین ایران و ایالات متحده امکان پذیر است؟ تهران را مقصر حمله طیارات بی پیلوت اخیر در عربستان سعودی دانست.

-  وضعیت طیارات بی پیلوت هنوز مشخص نیست. جای تردید است که ایرانیان ممکن است به نوعی در این امر دخیل باشند، در غیر این صورت امکان تقابل به سطح اقدام نظامی فعال افزایش می یابد. دخالت ایران در این حملات تردید آمیز است. هیچ مدرکی در باره دخالت ایران در این حادثه ارائه نه شده است.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر