06:32 22 اکتوبر 2019

آلمان قاطعیت پوتین را درست ارزیابی نکرده است

© Sputnik / Mikhael Klimentyev
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 20
ما را در دنبال کنید

در روز بعد پس از اجلاس G7 در بیاریتز رئیس جمهور فرانسه چند سخنرانی عجیب ایراد کرد. ماهیت آن این بود که ماکرون قاطعانه قصد دارد طرق نزدیک شدن با روسیه را جستجو کند و پوتین را در آینده به مثابه شریک استراتژیک بررسی میکند.

ماکسیملیان ترهالی (Maximilian Terhalle) در مقاله خود در نشریه NZZ (سویس) در ادامه می نویسد، به گفته ماکرون، در این عرصه در سال های اخیر «اشتباهات بزرگ» وجود داشت. با اطمینان نمی توان گفت که رئیس جمهور امریكا راجع به این سخنرانی از قبل می دانست. همچنین این واقعیت هم معلوم نیست که ماکرون تغییر موضعگیری خود را در باره موضوع سیاست امنیتی با کاخ سفید مورد توافق قرار داده باشد. ولی نتیجه آشکار است: نزدیکی فرانسویان با مسکو از نقطه نظر استراتژیک بدان معنی است که ترامپ و ماکرون با هم متفقانه عمل مینمایند. آنها در این مورد وحدت نظر دارند که پوتین - از جمله دو رژیم مخالف (روسیه و چین - مترجم) که برای تعیین نظم جهانی مبارزه می کنند، ضعیف تر است. از همینرو، او را باید به طرف خود جذب کرد، تا چین را تضعیف نمود که از نقطه نظر استراتژیک خطر واقعی به بار می آورد. و بخشی از این پلان جداسازی پیکن از متحدانش است.

آلمان در ارزیابی ها اشتباه کرد

دفتر صدراعظم آلمان، ظاهراً، در مورد سخنرانی ماکرون در پاریس آگاهی داشت - عدم موجودیت واکنش رهبری آلمان نسبت به سخنان وی دقیقاً همان چیزی است که ما را به چنین تفکر وادار می سازد. در عین حال، این به معنا اعتراف کردن به این امر است که پلان سال 2014 آلمان در مورد تحت فشارقراردادن روسیه با شکست مواجه شده است. در سراسر اروپا (و امریكا) از آلمان به خاطر اینکه به گازپروم اجازه اعمار خط دوم لوله گاز «جریان شمالی» داده، انتقادهای صورت میگیرند.

 حکومت فدرال، قاطعیت پوتین را درست ارزیابی نه کرده است. علاوه بر این، در بعد سیاست داخلی نیز بسیار هوشیارانه عمل نمی کند و ترامپ را به مثابه مخالف بررسی می کند و او را در سیاست واقعی قوی ترین متحد محسوب نمی کند. المان هنوز درک نه کرده که چین بازیگر استراتژیک است و به هیچ وجه از تحرکات مناسبات بین دو ابرقدرت به نفع خود استفاده نکرده است. اعلامیه های پی هم برلین در مورد تهدیدها برای نظم لیبرال جهانی ثبوت این ارزیابی های غلط است. از همینرو امروز آلمان مستقیماً بین تحولات تکتونیکی استراتژیک در سیاست جهانی قرار گرفته است.

اینکه ایا میتوان روسیه را از چین «جدا ساخت» سوال بزرگ است. پوتین بیشتر "طرفدار آسیا" است، نسبت به آن که بسیاری مردم در غرب نسبت به روسیه یک نوع احساس عاشقانه دارند. علاوه بر این، باید فهمید که پیکن هرآنچه ممکن است، انجام می دهد، تا مانع تلاش پاریس برای دستیابی به روابط نزدیک با مسکو شود. اگر بازهم ذرنگی غرب "کار دهد"، روسیه برای این کار قیمت بالایی را طلب خواهد کرد. چون جاه طلبی های آن بس بزرگ اند، و پوتین بسیار خوب می فهمد که امریکا از نقطه نظر استراتژیک به آن احتیاج دارد، به خاطریکه در زمینه منازعات دوامدار آن با چین، نمی تواند اجازه دهد، تا کسی امکان وارد ساختن ضربه از پشت بر آن داشته باشد. اما پوتین به کدام اروپا نیاز دارد، کدام توافقات دستیاب شده میتواند و آنها چقدر قابل اطمینان خواهند بود؟ پوتین، حداقل، به اوکراین، مولدووا و بلاروس و همچنین دسترسی مستقیم به آنسوی کالیننگراد نیاز دارد. و این بطور حتمی بدان معنی است که اروپا به تضمین امنیت نظامی، از جمله با استفاده از سلاح هسته ای ضرورت دارد.

توسعه طلبی اقتصادی، تکنالوژیکی و نظامی چین در اروپا از مدتها پیش چنان مقیاس کسب کرده که تضعیف تاکتیکی آن و مطالبات مربوط به آن در مورد همگرایی در نظم غربی با منافع آلمان کاملاً مطابقت دارد. رخ دیگر این «سکه» اینست که روسیه در اروپا ساحه نو برای مانور به دست می آورد.

در طول مدت زمان زیاد عملکرد آلمان توسط توانایی صدراعظم در امر ارزیابی اوضاع مشخص می شد. ولی رئیس جمهور فرانسه، با ارائه پیشنهاد استراتژیک به روسیه كه او را با ترامپ متحد كرده، به «عهد مرکل» در سیاست اروپا پایان بخشید. اتباع آلمان برای زمان آینده که در آن به گونه قدرت روزافزون چین محدود ساخته شود، آماده نبودند. وقت آن فرارسیده که آلمان، بالاخره، باید درک کند كه سیاست جهانی خصوصیت استراتژیک دارد.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر