13:14 19 نوامبر 2019

چه میخواستیم و چه دریافت کردیم

© Sputnik /
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 60
ما را در دنبال کنید

در تاریخ 30 سپتمبر چهار سال از لحظه مداخله روسیه در سوریه تکمیل گردید که به اولین عملیات نظامی آن در خارج از ساحه اتحاد شوروی طی 30 سال اخیر مبدل گشت.

جینیک باشلامیش در مطلب منتشره در نشریه Medya Günlüğü (ترکیه) می نویسد، چهار سال - این مدت کافی برای آنست، تا انتظارات انتزاعی قبل از عملیات مسکو و نتایج مشخص به دست آمده را باهم مقایسه کرد.

به این ترتیب، بررسی میکنیم که روسها چهار سال پیش چه می خواستند و در این مدت به کدام دستاوردها دست یافته اند.

1. هنگامی که کریمیا به روسیه پیوست و در اوایل سال 2014 از جدایی طلبان در اوکراین حمایت کرد، غرب علیه آن تحریم های اقتصادی وضع کرد. منجمله تحت تائثیر سقوط شدید قیمت نفت کشور را بدترین بحران اقتصادی در 20 سال گذشته تکان داد و روسیه از اعتراضات ضد حکومتی ترسید. یکی از علل عمده عملیات در سوریه، تلاش جهت منحرف ساختن توجه مردم از مشکلات اقتصادی در این کشور بود.

اگرچه اثرات بحران اقتصادی مانند گذشته احساس می شوند و اپوزیسیون بیشتر به خیابان ها می برآید، رهبری کشور حداقل به این اهداف دست یافته است.

2. روسان، ضمن نشان دادن مبارزه با داعش (سازمان ممنوع در فدراسیون روسیه – تبصره مدیریت مسوول) به عنوان یکی از دلایل اصلی مداخله در سوریه، سعی کردند در عرصه بین المللی امتیاز کسب کنند و بر "انزوای دیپلوماتیک" غلبه کنند که غرب با وضع نمودن تحریم های اقتصادی روسیه را در آن قرار داده بود.

قبل از مداخله در سوریه، تمام رهبری ایالات متحده در آن زمان مقامات عالی رتبه روسیه از جمله رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین را «در لیست سیاه» شامل ساخته بودند و تمام تماس ها را قطع نموده بود. اما روسها پس از مداخله در سوریه توانستند از این انزوا خارج شوند.

3. طی این عملیات، روسیه امیدوار بود که به مثابه "کشوری که به کمک غرب در سوریه آمده" عمل کند و از این طریق به رفع تحریم ها دست یابد.

در این زمینه، مسکو نتوانست به موفقیت دست یابد و تحریم ها همچنان حفظ شدند.

4. مسکو می خواست به جوامع غربی (و البته روسیه) نشان دهد که روسیه "کشوری نیست که بتوان آن را تحقیر نمود" و باید با آن کنار آمد.

در این مساله روسیه نیز بر اهداف خود دست یافت و همه را به این اعتراف مجبور ساخت كه او اریکه های قدرت در سوریه را در دست دارد.

5. ناآرامی هایی که در اواسط دهه 2000 در اوکراین، گرجستان، قرغیزستان رخ داد و به سرنگونی مقامات منجر شدند (روس ها آنها را "انقلاب رنگه" می نامند)، و سپس "بهار عربی"، که از سال 2010 آغاز شد، باعث ترس رهبری روسیه گردید که این سوال را مطرح میکرد که "آیا نوبت ما هم فرا میرسد؟" وقتیکه قیام به سوریه گسترش یافت که در آن زمان یگانه متحد مسکو در منطقه بود و این به معنی «سقوط آخرین قلعه» بود، روسان فکر میکردند که بعداً نوبت ایران و روسیه خواهد رسید.

6. در ابتدا روسیه جهت خنثی کردن ترکیه سعی می ورزید که پیوسته به آن در جریان جنگ داخلی در سوریه که از سال 2011 آغاز شده بود، مشکلات ایجاد میکرد و سپس ترکیه را میخواست به سمت خود جذب کند و فعالیت های آن را کنترول کند.

"بحران طیاره" در 24 نوامبر 2015 به روسیه امکان خنثی کردن ترکیه را در سوریه فراهم ساخت و به این ترتیب، بعداً انقره را به سمت خود جذب کرد.

7. روسیه همچنان با کمک عملیات در سوریه هدف – صیقل نمودن اعتبار پوتین را به مثابه "رهبر قوی" و بالا بردن سطح محبوبیت رئیس جمهور روسیه هم در داخل و هم در خارج از کشور دنبال میکرد.

این پلان روسیه نیز کار داد و پوتین موقعیت خود را در عرصه بین المللی تقویت کرد.

به این ترتیب، روسیه توانست عملاً به تمام اهدافی که چهار سال پیش تعیین کرده بود، دست یابد. روسیه نه تنها به بحیره مدیترانه و شرق نزدیک بازگشت، بلکه سلاح های خود را نیز به طور گسترده تبلیغ کرد. بر خلاف ایالات متحده که " به هر جا که بخواهد وارد می شود"، روسیه به "دعوت" حکومت سوریه حضور خود را در سوریه قانونی ساخت. روسیه با استفاده از ایران و نیروهای وابسته با آن، حداقل خسارت را برای خود تامین کرد. دیپلوماسی انعطاف پذیر و عمل گرایانه روسیه در عرصه بین المللی احترام کسب کرده است.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر