19:42 27 جنوری 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 10
ما را در دنبال کنید

حس پیشبینی همه دانشمندان نسبتاً ضعیف انکشاف یافته است. بجای این آنها از دقت بالایی در کار برخوردار هستند. گاهی اوقات ممکن است این احساس بوجود آید که "کار طوری لازم صورت نه گرفته"، اما بطور کل، حس پیشبینی تقریباً هرگز به جایی منتهی نمی شود.

مارک-اندری میزیر (Marc-André Miserez) در مطلب منتشره در نشریه (Swissinfo) می نویسد، دیدیی کیلو (Didier Quéloz)  که در سال 2019 جایزه نوبل فیزیک را به همراه رهنمای سابق خود، پروفسور میشل ماژور دریافت کرد، سرانجام وقت را پیدا کرد و مصاحبه خوبی با ما انجام داد. در میان چیزهای دیگر، ما با او "ردپای سوئیس" را در علوم جهانی مورد بحث و گفتگو قرار دادیم، این علم به کجا حرکت می کند و کار همکار ما در این سفر طولانی به سوی ارتفاعات شهرت علمی چگونه آغاز گردید. حال توجه شما را به بخش های از این مصاحبه جلب میداریم.

Swissinfo : میتوان گفت که جایزه نوبل باعث تعجب شما و میشل بزرگ شد. در 8 اکتوبر سال 2019، شما حتی به یاد هم نمی آوردید که در این روز معمولاً برندگان جوایز فیزیک اعلام می شوند. با وجود این، با توجه به اهمیت این کشف و این واقعیت که قبلاً چندین بار نامزد شده اید، باز هم باید شما انتظار چنین تصمیمی را از طرف آکادمی سویدن، در اعماق قلب داشتید؟ ..

دیدیی کیلو (Didier Quéloz): هم بلی و هم نه! تصمیم در مورد نامزدی شما دقیقاً بدان معنی است که شما یک کشف واقعاً مهم را انجام داده اید. بنابراین اشتباه است، اگر بگویم در جایی در سطح ناخودآگاه هنوز به پیروزی امیدوار نبودم. امیدوار بودم اما در همان زمان، ما برای مدتی، در سال 2008 یا 2010 نامزد شدیم. یک عادت بوجود می آید و به خودتان می گویید که به هیچ وجه دیگر نباید منتظر باشید و امیدوار باشید که اکنون، امسال، این اتفاق بالاخره رخ دهد. بنابراین می توانید تصور کنید که وقتی با من تماس گرفتند چقدر شوکه شدم و گفتند که این جایزه به میشل و من تعلق گرفته است.

دیدیی کیلو (Didier Quéloz)

متولد 1966، پس از دریافت سند ماستری فیزیک در پوهنتون ژینو، دو سال دیگر تحصیلات خود را در اسپرانتوری در رشته تخصص فیزیک ستارگان تکمیل نمود. وی دفاع از رساله دکترای خود را تحت رهبری میشل ماژور انجام داد. کشف اولین سیارات خارجی به مثابه بخشی از این کار در سال 1995 اتفاق افتاد.

سپس كیلو به صفت استاد پوهنتون ژینو منصوب شد كه هنوز هم در آنجا تدریس می كند. به موازات آن، او مقام را در لابراتوار معتبر کاوندیش «Cavendish Lab» در کمبریج دارا می باشد، جایی که وی برنامه ای تشکیل پروسه های سیارات خارجی (اکزوپلانیت) را اجرا می کند.

وی همچنین در مرکز لابراتور فضایی ناسا «Jet Propulsion Lab» کار کرده که مأموریت های فضایی ناسا را طراحی میکرد و در توسعه و طراحی تلسکوپ فضایی فرانسه CoRoT و تلسکوپ فضایی CHEOPS سوئیس شرکت داشت. در اکتوبر سال 2019، او برای کشف نخستین سیارات فراخورشیدی 51 Pegasi b جایزه نوبل فیزیک را به همراه میشل بزرگ دریافت کرد.

 - بیاییدبه زندگی در کائینات برگردیم. برخی می گویند که کائینات مملو از زندگی است، برخی دیگر می گویند که ما در جهان تنها هستیم؟ نظر شما چیست؟

-  مشکل اصلی درک این مساله است که چه مواد برای ایجاد زندگی لازم است. متخصصان در زمینه شیمی مولکولی پیش از این گام های بزرگی در این زمینه برداشته اند. مثلاً آنها ثابت كردند كه با كمك تعداد كمي از مواد اساسي كه تقريباً در هر سياره مشابه زمين وجود دارد، مي توان آمينو اسيد را توليد كرد كه به ذات خود اساس پروتئين هاي ماست.

البته، این برای رشد زندگی کافی نیست، همچنین لازم است شرایطی برای شکل گیری قشر سلولی ایجاد شود که مولتی لیپیدها هستند، اما در اینجا، به طور کلی، مکانیسم های شیمیایی بسیار ساده به نظر می رسند. خوب، پس ما به نوعی مکانیسم تولید مثل احتیاج داریم که اساس آن را RNA و DNA تشکیل میدهد. در نتیجه، برای مبتدیان، ما نمی توانیم چیزی پیچیده، متشکل از میلیارد ها جز جداگانه، ایجاد کنیم. در ابتدا این چیزی ساده، متشکل از 40-50 عنصر، خواهد بود، همانطور که در کمپیوترهای اولی بود. این خوب یا کمتر خوب کار خواهد کرد، اما برای شروع نوعی پروسه تکاملی کافی خواهد بود.

-  شما در مورد ایجاد زندگی در ظرف لابراتواری صحبت می کنید. اما در مورد مسائل اخلاقی چطور؟

- این مشکل اساسی شناخت است. مطمئناً می توانید بگویید که دانش زیادی غم و اندوه زیادی به همراه دارد که اگر کمتر می دانستیم، شر کمتری به بار می آوردیم. و احتمالاً ما برحق خواهیم بود، زیرا در حال حاضر ما تمام وسایل را برای نابودی خود داریم. با درنظرداشت چارج های ترموهسته ای، ما با آمارهای ساده ای سروکار داریم: هرچه بیشتر منتظر چیزی باشید، احتمال وقوع آن بیشتر می شود.

بنابراین در اینجا ما یک مشکل واقعی داریم: ما بر قدرت اتم تسلط داریم، فردا می توانیم ژنتیک را کنترل کنیم، پس می توانیم زندگی را از ابتدا ایجاد کنیم، می توانیم تمام ساختارهای منطقی را کنترول کنیم و سپس هوش مصنوعی سرانجام - دیر یا زود - بر ما پیشی خواهد گرفت. بر تمام امکانات قابل تصور و غیرقابل تصور مغز انسان. این دانش (ادراک) نامیده می شود.

اما کاری که با همه این فرصتها انجام می دهیم کاملاً به ما بستگی دارد. از دیدگاه جامعه، از دیدگاه تکامل، ما یک مشکل کوچک دیگر داریم. انسان هنوز تمایل به رفتارهای دیرینه دارد، او تمایل دارد با خدایان و با نیروهای نامرئی مختلف، اعتقادات اساطیری را دنبال کند. بنابراین نگرش ما درباره واقعیت هنوز با چیزی کاملاً غیرواقعی تنظیم می شود. و این ترسناک است، اما این دیگر موضوع فیزیک نیست، بلکه موضوع جامعه شناسی و روانشناسی است.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر