07:17 06 جون 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
161
ما را در دنبال کنید

شرکت کنندگان تخلیه کارمندان سفارت روسیه در افغانستان در سال 1992 جزئیات این عملیات خطرناک را فاش کردند.

مواد محرم ماموریت در کابل و پروازهای محرم

در اگست سال 1992، به مسکو که مصروف اصلاحات بود، اطلاعات نگران کننده از سفارت روسیه در افغانستان میرسیدند.

کابل پیوسته هدف آتشباری تانک ها و توپخانه قرار داشت. اکثر ساکنان، با فرار از مرگ و بجا گذاشتن همه چیز، شهر را ترک می کردند. همراه با آنها، هیئت های دیپلماتیک بسیاری دول نیز رفتند. به ساحه سفارت روسیه و نماینده گی تجارتی آن که در آن بیش از 160 نفر قرار داشتند، مرمی ها و گلوله ها اصابت میکردند. مقامات افغانستان نمی تواند از هموطنان ما محافظت کنند. هر روز و حتی یک ساعت تأخیر می تواند به فاجعه منجر  شود.

در مسکو صحبت ها در مورد تخلیه شهروندان روسی آغاز کردند. اما چگونه می توان تقریباً دو صد نفر و همه آرشیف های محرم سفارت را از افغانستان در حال جنگ داخلی بیرون کشید؟ انجام این کار با ترانسپورت زمینی غیرممکن بود، زیرا شبه نظامیان به سادگی چنین "غنیمت" را از دست نمی دادند. تنها یک راه وجود داشت – آنها را باید توسط طیارات ترانسپورتی خارج کرد. وظیفه انجام عملیات محرم به قوماندان غند 110 ترانسپورت هوایی نظامی، افگینی زیلیونوف سپرده شد. طیاره دوم را پیلوت اناتولی کوپیرکین اداره میکرد.

در مصاحبه اختصاصی با برنامه «مواد محرم» زیلیونوف و کوپیرکین درباره جزئیات این عملیات معلومات دادند.

قرار بود این عملیات تحت پوشش هوانوردی ملکی صورت گیرد. اما پیلوتان می دانستند که با وظیفه مرگبار روبرو هستند. اگرچه رسماً این عملیات پرواز صلح آمیز به خارج از کشور نامیده شد. برای اطمینان، آنها حتی گرفتن پاسپورت های خارجی را با خود مطالبه کردند.

زیلیونوف جزئیات را چنین به خاطر می آورد:« آنها از طریق تیلفون، ارتباط بسته، به من اطلاع دادند که من، قوماندان غند، وظیفه دارام گروهی از سه فروند طیاره را برای تخلیه سفارت روسیه از کابل آماده کنم. همه افراد اوضاع سیاسی و نظامی را کاملاً می دانستند، عملیات نظامی وجود داشت و سفارت ما نیز عملاً توسط مجاهدین محاصره شده بود. تا این زمان، دیپلوماتهای ما توانستند با جنایتکاران موافقت کنند. آنها قول دادند دو ساعت برای تخلیه شهروندان روسی ما از کابل فراهم کنند».

برای پشتیبانی نظامی از پیلوتان و امنیت دیپلومات ها، در هر طیاره تعداد از کماندوهای فرقه دیسانت تولا قرار داشتند. برای رعایت رژیم محرمیت، به همه افراد کماندو دستور داده شد تا لباس خود را بردارند.

پس از 12 اگست، مجاهدین روزانه به ساختمان دفاتر نمایندگی روسیه در کابل شلیک می کردند. به دستور سفیر و رئیس نمایندگی تجارتی، کلیه کارمندان به پناهگاه نقل مکان کردند که تنها در موارد اضطراری می توان آنها را ترک کرد. هر روز آنها را برای تخلیه آماده می کردند. آنها اسناد و آرشیف های محرم بسته بندی کرده بودند و چیزی های از تجهیزات را آتش زدند، اسلحه را نابود کردند و منتظر پیام های مسکو بودند.

در شب 27 اگست سال 1992، افراد کماندو به سمت میدان هوایی کوکایدا (ازبکستان) پرواز کردند. خدمه های نوگورود نیز دوره ای را در آنجا گذراندند. غند هوایی نظامی که اخیراً به اردوی ازبکستان پیوسته بود، در کوکایدا مستقر بود. قوماندان آن هم صنفی زیلیونوف در آکادمی نطامی، دگرمن اولیگ استروکوف بود. وی بعد از ارزیابی اوضاع، گفت كه منطقه پرواز طیارات ایل را بر فراز افغانستان كنترول خواهد كرد. و در صورت وضع اضطراری، او نظامیان را برای کمک اعزام می کند.

استروکوف با قبول ترس و خطر خود عمل کرد. هیچ مجوز رسمی برای پوشش پرواز طیارات روسی وجود نداشت.

شام 27 اگست، سفیر فوق العاده و مختار فدراسیون روسیه در افغانستان، افگینی اوستروینکو، تخلیه را اعلام کرد.

در تاریخ 28 اگست، ساعت 3 صبح، به "اسیران کابل" دستور داده شد تا برای عزیمت به میدان هوایی آماده شوند. گلبدالدین حکمتیار، ​​رهبر مجاهدین، ​​دو ساعت به روسها فرصت داد، تا افغانستان را ترک کنند. فقط ضروری ترین چیزها در موترها گرفته شد.

ساعت 3:30 بامداد، کاروان از بس ها و کامازها پر از افراد و پر از چیزها بی سر و صدا در خیابان های تاریک کابل به سمت میدان هوایی حرکت کرد. در جلو موتر سفیر قرار داشت. در انتهای قطار آمبولانس با اجساد کشته شدگان قرار داشت. این مسیر به گونه‌ای تنظیم شده بود که در این مسیر، نمایندگی های دیپلوماتیک چین، کوریای شمالی، منگولیا و اندونزیا قرار داشتند.

در حالی که کاروان موترها در مسیر کابل به سمت میدان هوایی حرکت می کرد، افگینی زیلیونوف اولین نفری بود که برای پرواز آماده می شد. تا کابل 40 دقیقه وقت لازم بود. سحرگاه، تا زمانی که جنایتکاران هنوز از خواب بیدار نشده بودند، وی قصد داشت در آنجا باشد. او برای ارزیابی اوضاع در زمین و تأمین نشست بی خطر برای رفقای خود نیاز به وقت داشت، زیرا در میدان هوایی کابل هیچ دیسپچر وجود نداشت.

طیارات ترانسپورتی ایل نو از مرز ازبکستان و افغانستان عبور کرده بودند که خبر نگران کننده از طریق رادیو آمد. اولیگ استروکوف از میدان هوایی کوکایدا به افگینی زیلیونوف نسبت به ظهور طیاره جنگی افراد مسلح در ده کیلومتری طیاره ترانسپورتی هشدار داد.

طبق مشخصات، این احتمالاً طیاره شکاری MiG-21 بود. خدمه تقریباً بی دفاع IL-76 برای بدترین وضعیت آماده شدند.

طیاره شکاری ناشناخته مانورهای خطرناک را ادامه می داد. معلوم نبود که این طیاره متعلق به کی بود. سپس گفته شد كه جنگجویان جنرال دوستم - یكی از مدعیان قدرت در افغانستان، آن را به هوا بالا کرده بودند. قطعات مسلح وی ولایات شمالی کشور را کنترول می کردند. او تا حدودی به روسیه وفادار بود. شاید از این طریق جنرال نشان می داد که او صاحب خانه است. یا شاید آنها تعلق طیارات ترانسپورتی را معلوم میکردند.

پیلوتان نمی دانستند كه جنرال دوستم برای دیپلوماتهای روسی پوششی فراهم كرده است. مردم وی امنیت جابجایی کاروان در داخل کابل و خود میدان هوایی را کنترل می کردند.

یکی از دیپلمات ها در تاریخ 28 اگست سال 1992 عکس های بی مانند را در میدان هوایی کابل عکاسی کرده بود که در اختیار کانال تلویزیونی «زویزدا» قرار گرفته اند.

در این ویدئو، یک کاروان موترها با دو صد مسافر به میدان هوایی وارد می شود. تقریباً در همان زمان، اولین IL-76 در آسمان ظاهر شد و پس از آن دو طیاره دیگر دیده شدند. در آن لحظه از محل به جهت کابل شلیک توپ شنیده می شود. بدیهی است که رهبر یکی از گروه ها، گلبدین حکمتیار، ​​قول خود را مبنی بر عدم گشودن آتش نقض کرده بود.

گلوله باران که آغاز شده بود، یگانه مزاحمت نبود. گزارش هواشناسی دریافت شده از مسکو، از فشار جوی632 واحد در منطقه میدان هوایی خبر داد. آنها از تجربه خود می دانستند که در ماه اگست در این ساعت روز فشار باید کمتر باشد.

گلوله باران آغاز گردید و هر دقیقه اوضاع داغ تر می شد. ایل دوم، اثنای تیراندازی های شدید، بر زمین نشست.

وی گفت: "حملات ضد هوایی از شهر، هنگام غروب افتاب رخ داد. با وجود این ، ما هنوز بلندتر بودیم، اما چهار ضربه بر ساختمان میدان هوایی وارد گردید. "

با شروع بارگیری طیاره دوم، مجاهدین حکمتیار گلوله باران را شدت بخشیدند. مین ها و گلوله ها نزدیک طیاره منفجر شدند. اولین ایل در حال آمادگی برای پرواز بود، وقتی که طیاره سوم سرگئی ملنیکوف در حال فرودآمدن بود.

چند دقیقه قبل از پرواز طیاره دوم ، یک جیپ به طور ناگهانی در نزدیکی قوماندان خدمه آناتولی کوپیرکین متوقف شد. در داخل آن نه دیپلمات هندی قرار داشتند. آنها خواستند که آنها را با خود ببرند. پیلوت نتوانست به آنها جواب رد بدهد. هندوها به سرعت سوار طیاره شدند و طیاره سنگین ترانسپورتی شروع به حرکت كرد و جای را برای طیاره سوم خالی کرد. در این طیاره آخری باید دیپلمات ها به رهبری سفیر و یک موتر کاماز با اشیا پرواز میکرد. بارگیری فقط زمانی شروع شد که گلوله به معنای واقعی کلمه در زیر بال طیاره منفجر شد.

پیلوتان از دریچه زیرین کابین پیلوتان بیرون آمدند. دو نفر مجروح شدند. در طیاره آتش سوزی آغاز شد و همه با عجله از نزدیک طیاره از ترس منفجرشدن آن دور شدند.

ایل -76 دوم برای برخاستن آمادگی گرفت. سپس کوپیرکین فهمید که شاسی طیاره آسیب دیده است. هواپیما سرعت زیاد نگرفت. تایر توسط پارچه های مرمی تخریب شده بود. اما او برخاست.

دو طیاره که تقریبا 140 نفر را حمل می کردند، در پشت سلسله کوه ناپدید شدند. در باند میدان هوایی، ایل سوم آتش گرفت. به همراه طیارات، امید به نجات روس های باقیمانده در میدان هوایی کابل از بین رفت. 58 کارمند نمایندگی دیپلوماتیک روسیه به رهبری سفیر، در میان آنها چندین زن در میدان بودند. همچنان هشت تن از افراد کماندو در آنجا ماندند که در جمله  آنها یک قوماندان با زخم جدی شامل بود. همه آنها منتظر سرنوشت خود در پناهگاه نمناک و تاریک میدان هوایی بودند. افراد جنرال دوستم که برای محافظت از روسها فرستاده شده بودند، در آنجا روی درازچوکی ها نشسته بودند.

بعد از 40 دقیقه، افگینی زیلیونی طیاره ترانسپورتی خود را در میدان هوایی نظامی ازبکستان در ترمز بر زمین شاند. بعداً، بدون مشکل، طیاره دوم فرود آمد.

وی گفت: "احساس می شد که ما در پخته نشستیم و طیاره در ریگ فرود آمد و با انرژی توقف را آغاز کرد و متوقف شد. خوب، او متوقف شد. وقتی ما اموال و کاماز را تخلیه کردیم، مسافران برآمدند. البته از خوشحالی گریه می کردند، کسی می خندید. آنها رقصیدند، در نزدیکی طیاره عکس گرفتند. همه خوشحال و راضی بودند. "

در آن لحظه، مسکو تصمیم گرفت که با افرادی که در کابل مانده چه کار کند. در مذاکرات و وضع نامعلوم یک روز و پس از آن شب گذشت. و صبح در میدان هوایی کابل، سه فروند طیاره ترانسپورتی به کمک جنرال دوستم ظاهر شدند. نیم ساعت بعد، این طیارات در شمال افغانستان که تحت کنترول جنرال بود، بر زمین شستند. از آنجا، ازبکستان که برای شهروندان شوروی سابق بخشی از سرزمین آبایی باقی مانده بود، بسیار نزدیک بود.

همه شرکت کنندگان این عملیات بی نظیر - افگینی زیلیونوف، اناتولی کوپییرکین و بریدمن سرگئی عارفیف که تقریباً یک شبانه روز از افرادی دفاع میکردند که در پناهگاه مانده بودند – به دریافت لقب قهرمانان- کشور جدید - فدراسیون روسیه مفتخر شدند.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر