11:12 28 فبروری 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 15
ما را در دنبال کنید

اسپوتنیک، به گفته الیزر تسافریر، مامور موساد، اسرائیل با امتناع از از بین بردن خمینی، اقدام صحیحی انجام داد. اگر موساد این کار را می کرد، جهان هرگز مسئله ای که ناشی از "رژیم آیت الله" بود، نمی فهمید.

مانند هر سال، عامل سابق و رئیس اداره موساد در ایران، الیزر تسافریر، جشنی که در تهران هر سال در این روز برگزار می شود را دنبال می کند. این تاریخ  پایان سلطنت شاه و تشکیل جمهوری اسلامی در سال 1979 است. اما اسرائیلی ها در ایران زمان های بهتری داشتند. کسی به آنها در آنجا تهدید نمی کرد و از آنها با آغوش باز پیشواز می کردند.

هر چند ایران مخالف طرح سال 1947 سازمان ملل برای تقسیم فلسطین بین یهودیان و اعراب بود، ایران پس از ترکیه دومین كشور مسلمان شد كه دولت یهودی تازه تاسیس شده در سال 1948 را به رسمیت شناخت. اسرائیل به روابط خود با یک کشور مسلمان به ویژه با توجه به دشمنی هایی که همسایگان عرب این کشور به تل آویو نشان دادند، قدر و همت قائل شد. به نوبه خود، ایران از رشد پان عربیسم به رهبری جمال عبدالناصر، رهبر آن زمان مصر، هراس داشت، به همین دلیل تهران اسرائیل را نه تنها راهی به واشنگتن و حمایت مالی آن ، بلکه به عنوان یک متحد طبیعی نیز می دانست.

هر دو کشور همچنین روابط اقتصادی پایدار داشتند. ایران نفت را به اسرائیل فروخت، که بسیاری از کشورهای همسایه این کار را بدون میل و رقبت انجام دادند و تل آویو به یکی از وارد کنندگان اصلی تهران تبدیل شد و کالاها و خدمات اسرائیلی را در اختیار ایران قرار داد که یکی از آنها، آموزش و آماده سازی ساواک پولیس مخفی مشهور شاه بود، که معلوم است توسط سرویس های امنیتی اسرائیل انجام شد. 

تسافریر گفت: اما ممکن نبود این وضع زیاد طول بکشید. بروز فاجعه اجتناب ناپذیر بود. ما می دانستیم که روزهای شاه انگشت شمار است. اما نمی دانستیم چه زمان تمام می شوند. ایران دومین متحد مهم اسرائیل بود. در آخرین سال حکومت شاه، حدود 1300 اسرائیلی در ایران کار می کردند: بازرگانان، زراعت کاران، مهندسان و غیره.

در سال 1978، در رابطه با ناآرامی های جاری در آن زمان،" نیویارک تایمز" حساب کرد که پانزده سال دیگر  تا سرنگونی نهایی رژیم سلطنت ایران مانده است. در موساد و حتی در پولیس مخفی شاه، نظریات مشابهی داشتند. همه آنها اشتباه کردند.

اعتراضات گسترده در نوامبر 1978 فوران کرد. طی تظاهرات در تهران، هزاران نفر از معترضین به دفتر ال آل - شرکت هواپیمایی ملی اسرائیل به زور رخنه کردند.

آنها ساختمان را آتش زدند. تسافیر: "مردم مجبور بودند از پشت بام ها فرار کنند تا در دست جمعی از افراد خشمگین قرار نگیرند. وی گفت: همه اینها  5  ساعت طول كشید تا مسئولین به فکر نجات بیفتند و حمله کنندگان را متفرق كنند. و بعد فهمیدیم که باید امور را به دست خودمان بگیریم."  

تسافیر با تل آویو تماس گرفت و این واقعه را به رئیس خود گزارش داد. در پاسخ، اسرائیل سه هواپیما را برای تخلیه همه زیردستان و شهروندان خود مقیم ایران فرستاد و رئیس سابق این اداره در تهران مجبور بود اطمینان حاصل كند كه همه چیز به طور صحیح پیش می رود.

در آن لحظه ، اسرائیل از پیش فهمید كه روابط با ایران به نقطه بازگشت ناپذیری رسیده است. اما تل آویو در این امر تنها نبود. شاه نیز این را می دانست و می فهمید که کشورش در کدام جهت حرکت می کند.

تسافیر گفت: "در ماه دسمبر ، یک مقام عالی رتبه به من رسید، وی درخواست شخصی شاه را به من اعلام کرد. او می خواست بداند که آیا موساد قصد دارد آیت الله خمینی را در پاریس بکشد. من بلافاصله این را به تل آویو گزارش دادم ، اما بی میلی دریافت کردم. به من گفته شد که "اسرائیل پولیس جهان نیست".

انقلاب جدید اجتناب ناپذیر است

اکنون با نگاهی به اوضاع و احوال دوران گذشته، تسافیر از هیچ چیز پشیمان نیست.

وی افزود: "اگر ما او را ترور می‌كردیم ، تمام جهان علیه ما بود و جامعه بین المللی هرگز از فاجعه ای كه ما آنها را از آن نجات داده ایم آگاه نشده بود. اکنون آنها این را درک می کنند.

تل آویو و ایالات متحده، ایران را به ساختن بمب هسته ای متهم می كنند كه به گفته آنها احتمالاً علیه غیرنظامیان اسرائیل و سایر كشورها قابل استفاده است. تهران همه ادعاها را رد می کند.

جمهوری اسلامی ایران همچنین متهم به آزار و اذیت اقلیت ها، نقض حقوق بشر و استفاده بیش از حد از زور برای مهار کردن مخالفان رژیم خود است. تسافیر گفت: "همه اینها روزی تمام خواهد شد". وی افزود: "80٪ از جمعیت ایران، زن و مرد جوانی هستند که از محدودیت های اعمال شده توسط این رژیم خسته شده اند. آنها می خواهند پطلون جین بپوشند و لب های خود را ماتیک بزنند، از تفکیک در مکان های عمومی خلاص شوند و از همه مهمتر، می خواهند حقوق خود را بازیابی کنند."

طی سالهای گذشته، ایران شاهد اعتراضات بزرگ علیه رهبری فعلی کشور بوده است. یکی از بزرگترین آنها راهپیمایی ها در سال 2009 پس از پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود.

صدها هزار نفر با اعتقاد به تقلب و دستکاری در انتخابات، به خیابان ها رفتند. آنها خواستار برکناری رئیس جمهور شدند. در جریان این اعتراضات ، دست کم 20 نفر کشته شدند ، بسیاری از آنها زخمی یا دستگیر شدند.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر