17:22 08 اپریل 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 10
ما را در دنبال کنید

کاربر Sohu (چین) می گوید، روسیه بخشی از غرب است و به همین دلیل ترقی آن می تواند به قدرتمندتر شدن آن کمک کند. اما پس از رسیدن پوتین به قدرت، ترقی روسیه اروپا را نگران ساخت. سه دلیل وجود دارد که چرا دول غربی از رستاخیز آن می ترسند.

پیشینه واقعی تاریخی

از نقطه نظر تاریخ جهان، تعالی دولت - شعار ابدی جهان است. تاریخ جهانی در واقع داستان ظهور قدرتهای بزرگ است، بنابراین قدرتهای جدید همچنان پا به عرصه وجود می گذارند و جایگزین کشورهای قدرتمند قدیمی می شوند و این روند ادامه دارد. اگر به تاریخ معاصر نگاه کنیم، این روند مداوم ظهور قدرتهای بزرگ غربی است و طی چند صد سال گذشته غرب بر جهان حاکم است. ولی پس از جنگ جهانی دوم، با ظهور قدرتهای جدید در حال توسعه مانند چین و هند، وضعیت غرب همچنان به طور پیوسته رو به زوال است. و او چاره ای جز تحمل ندارد. اما بدترین چیز برای قدرت های غربی ظهور روسیه است. چرا؟ سه دلیل اصلی برای این وجود دارد.

بسیاری می توانند روسیه را یک کشور غربی بنامند. صرف نظر از نژاد یا عقاید و حتی نظام سیاسی فعلی، روسیه واقعاً بخشی از غرب است. بنابراین منطقی است که فرض کنیم که ظهور آن بخشی از احیای غرب است. به ویژه در حال حاضر، ترقی آن می تواند به غرب کمک کند، تا هرچه بیشتر قوی تر گردد.

اما پس از رسیدن ولادیمیر پوتین به قدرت، رستاخیز روسیه برای اروپا نه تنها به یک پدیده نامطلوب، بلکه به روشی تبدیل شد که او سعی می کند با تمام توان آن را مهار کند، بدون توجه به زیان های اقتصادی، تحریم ها علیه آن را تحمیل می کند، به حدی که کشورهای غربی برای روبرو شدن با روسیه در میدان نبرد آماده هستند. فقط برای بازداری احیاشدن آن، به همین دلیل بسیاری نمی دانند که چرا غرب از احیای روسیه اینقدر می ترسد؟ چندین دلیل برای این وجود دارد.

اول، ترس از انتقام جویی

اگر راجع به کشورهای غربی که روسیه نیز به آنها تعلق دارد، صحبت نمود، آنها هنوز هم کینه های دیرینه ای علیه آن را دامن می زنند. این امر به ویژه در سالهای اول اتحاد جماهیر شوروی مشهود بود، هنگامی که 14 کشور در امور آن دخالت کردند، و همچنین در سالهای آخری آن، هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی به دلیل محاصره غرب از هم فروپاشید. بجای آن، روسیه به وجود آمد که در آن "شوک درمانی" غربی را، تا سرحد فروپاشی برای دومین بار آزمایش میکردند ... در نتیجه، این منجر به نفرت متقابل بین غرب و روسیه شد. از همینرو غرب نگران است که اگر روسیه قدرتمند شود، می خواهد حساب های خود را با آنها تصفیه کند. علاوه بر این، این امر باعث ترس در کشورهای غربی و پیروی روسیه از اصل "چیزی که گفته شد - انجام می شود" می گردد.

هشدار وزیر دفاع روسیه به استقرار راکت‌های امریکا در آسیا و اروپا
© Sputnik / Press Service of the Ministry of Defense of the Russian Federation

دوم اینکه، این فاجعه برای اروپا است

اگر نگاهی به تاریخ جدید و اخیر اروپا و جهان بیندازیم، روشن است که هر بار برتری روسیه به فاجعه ای برای اروپا تبدیل شده است. در دوره روسیه تزاری، این کشور قدرتمند بود، زیرا توسعه طلبی مداوم خود به اروپا غربی ادامه داد و آغازگر بسیاری از جنگها شد. اردوی روسیه تزاری اروپا را شکست داد و به پولیس نظامی آن تبدیل شد.

در زمان اتحاد جماهیر شوروی، روسیه دوباره به پا ایستاده شد و پس از ایالات متحده به دومین ابرقدرت جهان تبدیل گردید. به همین دلیل، اتحاد جماهیر شوروی به سرعت کنترول قسمت جنوب شرقی اروپا را به دست گرفت، در نتیجه تمام منطقه در نفاق، دودسته گی و منازعات غرق شد. این امر نه تنها اروپای شرقی را به بیراهه کشاند، بلکه فشار و تهدید عظیمی را برای اروپای غربی به وجود آورد. یاد تطبیقات و "تمرینات" شکست اروپا هنوز هم قدرت های اروپایی را می ترساند.

سوم اینکه، این تهدیدی برای قدرتمندی غرب است

آنچه که به غرب مربوط میگردد، پس آن همیشه از این اصل پیروی میکرد: «به هیچکس نباید اجازه ورود به حوزه نفوذ خود داده شود». بنابراین، روسیه، این «چهارمین وحشی بربریت» بیگانه است که بسیار وحشتناک به نظر می رسد. وقتی روسها، این "مردم جنگجو" ضعیف بودند، قدرتهای اروپایی مانند انگلیس، فرانسه و آلمان کارهای خوبی برای کنترول سایر کشورهای اروپایی انجام دادند. ولی هنگامی که روسیه قدرتمند می شود، سرزمین های پهناور و منابع عظیم آن، با احیای مجموعی قدرت ملی دوباره می تواند از مجموع نیروهای انگلیس، فرانسه و آلمان پیشی بگیرد و در این صورت کنترول قدرتهای غربی بر منطقه دشوار خواهد شد.

بنابراین، قدرت روسیه برای حوزه نفوذ قدرتهای اروپایی در منطقه یک مشکل جدی است. غرب از قدرتمند شدن روسیه می ترسد. اگر دوباره به پا ایستاده شود، ضربه مهمی برای غرب خواهد بود و این برای او به فاجعه واقعی مبدل خواهد گشت. از همینرو قدرت های غربی فقط می توانند تمام تلاش خود را برای بازداری روسیه انجام دهند، و تمام تلاش های آن را جهت رستاخیز در نطفه از بین برد.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر