04:02 01 جون 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 10
ما را در دنبال کنید

با تحلیل سهم کشورهای عضو سازمان ملل در پیروزی در جنگ جهانی دوم، روزنامه «موند» در شماره 10 می سال 1945، به سهم ارزنده روسیه که بزرگترین مساعی نظامی را انجام داده و سنگین ترین تلفات متحمل شده، اشاره می کند.

همزمان، جنرال دی گول، پادشاه جورج ششم، وینستون چرچیل و رئیس جمهور ترومن به اعضای سازمان ملل متحد در باره پایان عملیات جنگی در اروپا اعلام داشتند. با تشکر از ارتش و مردم خود نسبت تلاشهای قهرمانانه در این جنگ، از هریک از آنها از ملل بزرگ و کوچک که در کنار هم برای آزادی جنگیدند، مراتب قدردانی و احترام شان را ابراز کردند.

از ویژگی های این درگیری طولانی و دشوار این است که هرکدام مطابق با موقعیت و وسایل دست داشته خود، در پیروزی سهیم بودند و اینکه همه، برای استقلال خود می جنگیدند و معتقد بودند که از یک آرمان مشترک دفاع می کنند: حق زندگی، پذیرش موجودیت خود و مرزهای خود که کشور اشغالگر می خواست از اروپاییان بگیرد.

برای محافظت از این حق، انگلستان و فرانسه در تاریخ 3 سپتامبر سال 1939 وارد جنگ علیه آلمان شدند. انگلیس با شجاعت بی سابقه ای، وقتی که همه چیز از دست رفته تصور می شد، یک سال تمام به تنهایی جنگید. فرانسه هرگز خدمتی را که انگلیس و صدراعظم آن وینستون چرچیل در این مدت انتظار: از جمله اقدامات بیشمار در طول 5 سال، سخنان دوستانه بیان شده توسط صدراعظم انگلیس، سهم نیروهای مسلح انگلیس، کانادا، استرالیا و افریقای جنوبی در آزادسازی آفریقای شمالی و قلمرو ما، به کشور ارائه کرده، فراموش نخواهند کرد

در سال 1941، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده وارد جنگ شدند. روسیه تمام جهان را غافلگیر کرد و تقریباً سه سال تمام سختی های مبارزه با نیروهای ورماخت را پشت سر گذاشت که در ابتدا مقاومت می کرد و سپس آنها را از استالینگراد تا برلین راندند. سهم اتحاد جماهیر شوروی در امر پیروزی متفقین بسیار ارزشمند است: در نتیجه او بزرگترین مساعی نظامی را انجام داد و شدیدترین تلفات را متحمل شد. شجاعت رزمی و روحیه ایثارگری سربازان شوروی، مهارت جنرالان شوروی، توانایی بلندی هماهنگ کننده مارشال استالین از اصلی ترین عوامل پیروزی است.

ایالات متحده، بزرگترین قدرت صنعتی جهان، دیپوی تسلیحات برای متحدان بود. آنها تانک ها، اسلحه ها و طیارات را به همه جبهه ها می فرستادند، بدون این امر پیروزی در جنگ مدرن غیرممکن بود. آنها بزرگترین عملیات دیسانت در جنگ در جبهه غربی، جای که جنرال آیزنهاور خود را به مثابه سازمانده و استراتژیست برجسته ثابت ساخت، انجام دادند. آنها را رئیس جمهور روزولت رهبری میکرد که خاطره ای فراموش ناشدنی وی در همه قلب ها حفظ شده است. چه کسی بهتر از او می توانست در آمادگی جنگ و صلح، برای پشتیبانی بهتر و هدایت تلاشهای عظیم نظامی مردم خود، برای درک بهتر شرایط دنیای آینده و تلاش های بیشتر برای دستیابی به آن مشارکت داشته باشد؟

سازمان ملل متحد نه تنها سه قدرت را شامل می شود که به دلیل اهمیت، نقش اصلی را ایفا کرده اند. همه کسانی که در نزدیکی آنها هستند، آنها را آزاد کرده اند یا در کنار آنها جنگیده اند، بخشی از این سازمان هستند. اولا، پولند، نخستین قربانی تجاوز آلمان، ملتی رنج کشیده که فرانسه همیشه عاشق آن بوده که میلیون ها نفر از مردم، غیرنظامیان و سربازان را که در جبهه های نبرد در افریقا و ایتالیا، فرانسه و آلمان جنگیده اند، از دست داده است. سپس یوگسلاوی که یکی از بهترین نمونه های مقاومت مسلحانه در برابر مهاجمان را از خود نشان داد. یونان که چند ماه با ایتالیا فاشیست مخالفت کرد. هلند، ناروی غیر مسلح و سایر کشورهای اشغال شده از خود در برابر گشتاپو و ورماخت دفاع کردند.

همه در پیروزی که در 9 می جشن گرفته شد، سهیم بودند. همه امروز با احساس شادی و قدردانی متقابل ارتباط برقرار می کنند. اما روزهای جشن نسبت به روزهای آزمون بسیار کوتاه اند. نشان دادن همبستگی در لحظات موفقیت آسانتر از شکست است. امیدواریم که سازمان ملل مانند گذشته یکپارچگی در جنگ را برای سازماندهی صلح و حمایت از آن حفظ نماید.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر