17:27 03 اگست 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 20
ما را در دنبال کنید

پوتین میگوید که قطعنامه اتحادیه اروپا یک عنصر "سیاست آگاهانه برای از بین بردن نظم جهانی پس از جنگ" است. اما حقیقت باز هم کمتر فاجعه بارتر و فصیح تر است.

نایجل گولد دیویس (Nigel Gould-Davies) می نویسد، ولادیمیر پوتین در مقاله دراز خود که در صفحات نشریه The National Interest (امریکا) در هفته گذشته منتشر شد، دیدگاه خود را درباره علل آغاز جنگ جهانی دوم ارایه کرد. بسیاری از مفسران غربی این مقاله را رد کردند و آنرا تبلیغی مغرضانه خواندند. من به عنوان دانشمندی که مدت طولانی در آرشیف مسکو کار کرده و بعداً به صفت دیپلمات خدمت کرده ام، با این موضوع موافق نیستم. برای درک اینکه چرا، دانشمندان و دیپلمات ها باید پاسخ خلاقانه تری ارائه دهند. و برای درک این موضوع، باید چهار سوال بپرسیم.

1.پوتین چه گفت، و آیا حقیقتی در سخنان او وجود دارد؟

مهمتر از همه، پوتین می خواهد پیمان Molotov-Ribbentrop را که در اگست سال 1939 به امضا رسید، توجیه کند و به این ترتیب مسوولیت آغاز جنگ جهانی دوم را از اتحاد جماهیر شوروی رفع نماید. به جای این پیمان، پوتین پیشنهاد می کند که به توافقنامه میونیخ سال 1938 توجه دقیق مبذول گردد و مسوولیت را برعهده آن کشورهایی گذاشته شود که آن را امضا کرده اند. در مورد اشتباهات آشکار در مقاله پوتین، نقص های آشکار و استفاده انتخابی از منابع، چیزهای زیادی نوشته شده است. و گرچه، به اینها واقعاً باید توجه مبذول مبذول گردد، زمینه وسیع تری از اهمیت بیشتری برخوردار است.

هر مورخ آگاه می تواند در مورد اشتباهات انگلیس و فرانسه بسیار بیشتر بگوید. به گونه مثال، در مقاله خود، پوتین به توافق نامه بحری انگلیس یا آلمان یا توافقنامه کر-لاوال سال 1935 اشاره نمی کند، هر چند که هر دو این توافق نامه ها پایه های امنیت جمعی را تضعیف کردند. کمتر کسی با ادعای پوتین استدلال می کند که "همه کشورهای پیشرو به این یا آن درجه سهم قصور آغاز جنگ جهانی دوم خود را بر عهده دارند". پوتین در مصاحبه با تلویزیون روسیه در ماه مارچ، با تعجب گفت: "بگذارید سایر کشورها صادقانه بگویند که چگونه رفتار رهبری خود را در آن روزها ارزیابی می کنند." ظاهراً پوتین درک نمی کند که انتقاد از سیاست جذابیت متجاوز تا به امروز موضوع اصلی بحث در غرب است. مورخان همیشه به روشهای مختلف انتخاب می کنند، به ترتیب اهمیت بنا می کنند و حقایق تاریخی را با هم ترکیب می کنند تا استدلال های خود را بیان کنند. ولی هر چقدر اختلاف نظرهای آنها جدی باشد، آنها هرگز متهم به "جعل تاریخ" نیستند، همانگونه که امروزه در روسیه اتفاق می افتد.

اهمیت استدلال های پوتین نه آنقدر به این مربوط است که آنها تا چه حد به واقعیت مطابقت دارند، بلکه به آن مربوط است که آنها می توانند در مورد دیدگاه های رئیس جمهور روسیه و وضعیت مناسبات روسیه و غرب برای ما معلومات دهد.

2. چرا پوتین این مقاله را نوشت، و این راجع به چه حکایت میکند؟

پوتین مقاله خود را در پاسخ به قطعنامه - "در مورد اهمیت حفظ حافظه تاریخی برای آینده اروپا" که در سپتامبر گذشته توسط پارلمان اروپا به تصویب رسید، نوشته است. ماده دوم از 22 بند قطعنامه، پیمان Molotov-Ribbentrop، پروتوکل های مخفی آن و تقسیم اروپای شرقی را که به دنبال امضای پیمان صورت گرفت، محکوم می کند. برخلاف ادعاهای پوتین، این قطعنامه به هیچ وجه نمی گوید که این پیمان جنگ جهانی دوم را تحریک کرد. در آن فقط گفته شده که پیمان  به علت "مستقیم" تبدیل شده است. این کلمه کلیدی پس از بررسی اولین گزینه خود، به متن قطعنامه اضافه شد. این به معنای درک دلایل عمیق تر واقعی است. اگر این کلمه نبود، پوتین درست می گفت.

برخی از ناظران بر این باورند که برای پوتین دفاع از یاد جنگ جهانی دوم برای آن ضروری است، تا مشروعیت رژیم خود را تامین کند. هر چه این جنگ در گذشته دور می شود، به همان اندازه نقش آن به مثابه ستون رژیم کنونی متبارزتر می شود - از همینجا تشدید کنترول بر عقاید و افکار مخالف جرم شمرده میشوند.

3. چرا پارلمان اروپا این قطعنامه را تصویب كرد؟

پوتین ادعا می کند قطعنامه اتحادیه اروپا یک عنصر "سیاست آگاهانه برای از بین بردن نظم جهانی پس از جنگ" است. اما حقیقت هنوز هم کمتر نمایشی و فصیح تر است.

اولاً، این قطعنامه به اتفاق آرا تصویب نه شده: 20% از اعضای پارلمان اروپا به آن رأی دادند. منبع اصلی مخالف - 24 رای از جمله 73 رای - نمایندگان انگلستان دادند. یعنی 38% اعضای انگلیس پارلمان اروپا به این قطعنامه رای دادند - این بالاترین درصد اختلاف نظر در بین همه کشورها به جز یونان و قبرس است. از جمله کسانی که با این قطعنامه مخالفت کردند، آن ویدکومب، وزیر پیشین انگلیس بود. نه تنها مورخان غربی درباره دلایل آغاز جنگ جهانی دوم استدلال می کنند. سیاستمداران نیز این کار را انجام می دهند.

تقریباً تمام اعضای پارلمان اروپا که از این قطعنامه حمایت کردند، نمایندگان اروپای مرکزی و شرقی بودند. آنها به گذشته روی می آورند،زیرا نگران حال هستند. آنها به وحشت به هر نوع افراط گرایی، از جمله در جامعه اروپا اشاره می کنند، زیرا می تواند دوباره بوجود آید و به "یک تهدید مدرن برای دموکراسی" تبدیل شود. چرا ذکر پیمان Molotov-Ribbentrop ضروری بود؟ زیرا این کشورها از تکرار تاریخ می ترسند.

4. اکنون غرب چه باید بگوید؟

فکر کنید این قسمت چقدر عجیب است. پوتین اسناد ناچیز را نادرست تفسیر کرد و برای نوشتن پاسخی انتقادی که تعداد کمی از مردم می توانند آن را قانع کنند، تلاش کرد، اما می تواند باعث بی اعتمادی روسیه شود. آیا راهی برای خروج از این وضعیت وجود دارد؟ دیپلمات ها در جایی که می توانند به توافق برسند، تمرکز می کنند. اکنون غرب باید سه کار انجام دهد.

اولاً، مهم نیست که چقدر اختلاف نظر در مورد دلایل وقوع جنگ جهانی دوم وجود داشته باشد و مهم نیست که رژیم شوروی چقدر وحشتناک بود، هیچ کس نمی تواند با این واقعیت که اتحاد جماهیر شوروی بزرگترین فداکاری در آن جنگ را انجام داد - اختلاف نظر داشته باشد - روس ها، اوکراینی ها، بلاروس ها، قزاق ها و ملل دیگر در این جنگ بزرگترین تلفات متحمل شدند. و غرب باید این را به روشنی و با صدای بلند بگوید. این کار هیچ تلاشی ویژه از وی نمی خواهد. و پارلمان اروپا حتی ممکن است قطعنامه دیگری تصویب کند.

ثانیاً، پوتین اصرار دارد که در ارزیابی جنگ "اساساً مهم است که فقط به مواد آرشیفی، شهادت معاصران اعتماد کنیم، تا هرگونه حدس و گمان های ایدئولوژیک و سیاسی مستثنی ساخته شوند". البته اینطور است. همه ما باید تعداد زیادی از اسناد دریافت شده از منابع بیشتر را مبادله کنیم.

سوم اینکه، در مورد تاریخ به زبان خود مشاجره کنید. اگر اقدامات یک کشور را در گذشته محکوم می کنید، این بدان معنی نیست که در حال حاضر مقصر است. هیچ اشتباهی در یک ارزیابی انتقادی صادقانه وجود ندارد و نباید از آن هراس داشته باشید. امروزه بسیاری از کشورهای غربی با عواقب وحشت برده داری و نژادپرستی روبرو هستند. شناخت گذشته سنگین و دردناک است، اما لازم است. حقیقت تاریخی بازی ای نیست که در آن فقط یک برنده وجود داشته باشد.

اینگونه است که غرب باید واکنش نشان دهد. او نباید به دنبال آن افراد مسوول باشد و امتیازات را بشمارد. بیایید در مورد آن صریح و صادقانه صحبت کنیم. ندای حقیقت همیشه دانه های خود را می افکند. و، اگر پوتین را به سختی بتوان متقاعد کرد، افرادی هستند که می توان متقاعد ساخت و آنها بیشتر از او زنده خواهند ماند.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر