15:31 29 اکتوبر 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 10
ما را در دنبال کنید

سون دگان، همکار علمی انستیتوت تحقیقات بین المللی در پوهنتون فودان، در مصاحبه ای اعلام داشت: انفجار در بیروت – تصادف فاجعه بار است، اما آن توانایی های ضعیف مقامات لبنانی را در اداره اقتصادی و اجتماعی آشکار ساخت. نسبت مبارزه سیاسی حکومت "عملاً از کار افتاده است."

سون دگان، گزارش گران سیاو تین و سیو تزیون در مطلب منتشره در نشریه گوانچا (چین) می نویسند، روز 4 اگست، دو انفجار جدی در بخش بندری بیروت، پایتخت لبنان رخ داد که سراسر جهان را لرزاند. در زمان انتشار این مقاله، بنا بر گزارش ها، در اثر انفجار حداقل صد نفر کشته و چهار هزار زخمی شده اند. رهبران بسیاری کشورها تسلیت خود را به حکومت لبنان ابراز کرده و گفتند که آنها برای ارائه کمک های بشردوستانه آماده هستند. گوانچا در مصاحبه با آقای سون دگان، همکار علمی موسسه مطالعات بین المللی، پوهنتون فودان، از وی خواست كه درمورد مشكلات که این واقعه فاش کرد و پیامدهای احتمالی آن معلومات دهد.

- انفجار در پایتخت لبنان بسیار غیر منتظره به نظر می رسد، اما طبق گزارش رسانه های محلی، 2750 تن نیترات آمونیوم که باعث بروز این فاجعه شده است، به مدت شش سال در بندر بیروت ذخیره شده بود. ما همچنین می دانیم که اوضاع لبنان در شش سال گذشته یک مبارزه حزبی و رکود اقتصادی بوده است که مانع از پروسس این محموله نیترات آمونیوم به مدت شش سال شده است. آیا این انفجار مربوط به ناکارآمدی حکومت لبنان و سهل انگاری مدیریت است؟

وی گفت: "این حادثه در عرصه امنیت عامه - یک حادثه تصادفی است، اما آن توانایی ضعیف لبنان را در مدیریت اقتصادی و اجتماعی نشان داد. در سال 2019، «بهار عربی 2.0 » نسبت افزایش قیمت ها، رکود اقتصادی دوامدار، بدهی عمومی بالا، بیکاری زیاد و مردم که به تظاهرات های خیابانی برآمدند، در لبنان آغاز شد. در اکتوبر سال 2019، صدراعظم لبنان، سعد حریری استعفا داد و حسن دیاب نخست وزیر جدید شد. ولی اقتصاد لبنان هرگز بهبود نیافت. به این موارد، اپیدمی جدید کرونا ویروس در سال 2020 اضافه شد که صنعت گردشگری لبنان از آن به شدت صدمه دیده، و همچنین کار های بازسازی و تولید را متوقف ساخت که باعث تشدید منازعات اجتماعی شد.

- اوضاع داخلی لبنان در حال حاضر چگونه است؟ چگونه مبارزه بین احزاب و فرقه های گوناگون مانع عملکرد موثر حکومت می شود؟

- سنی ها، شیعیان و عیسویان مارونی لبنان به ترتیب مقام های صدرات، ریاست مجلس و ریاست جمهوری را کنترل می کنند. با گذشت سالها، مساله عدم تمرکز قدرت عامل اختلاف نظر مداوم بین سه طرف بوده است. علاوه بر این، زخم های ناشی از جنگ داخلی لبنان بهبود نیافته است، و بیشتر باعث عدم اعتماد به نفس بین جناح های مختلف می شود. فقدان قدرت حکومت و نبود رهبر قدرتمند و همچنین تفرقه محلی باعث شده است که لبنان به طور کامل نتواند به طور جدی به تولید و به زندگی عادی پس از جنگ داخلی بازگردد. کارآیی حکومت کاهش یافته و عملاً کار را متوقف کرده است، در عین حال مسائل مربوط به بهزیستی مادی جمعیت حل نشده اند. اگرچه این سه جناح به توازن شکنند رسیده اند، در صورت عدم رسیدگی به مشکلات اقتصادی و اجتماعی، موج جدیدی از تکان های اجتماعی در لبنان آغاز خواهد شد.

- نیروهای مذهبی تأثیر زیادی بر اوضاع سیاسی در شرق نزدیک دارند و حتی می توانند آن را مدیریت کنند. ترکیه، اسرائیل، عربستان سعودی و ایران همه در این موقعیت قرار دارند و از این گذشته، قدرت مذهبی در سالهای اخیر رو به رشد است. آیا شرق نزدیک در آینده در مبارزات مذهبی عمیق تر خواهد شد و آیا بنیادگرایی و ملی گرایی همچنان رو به رشد خواهد بود؟

- ناآرامی ها در لبنان شرایط مساعدی را برای بازی های ژئوپلیتیکی بین قدرتهای اصلی شرق نزدیک ایجاد کرده است. آنها به طور کتلوی اجنتان خود را در لبنان تغذیه می کنند و بیروت را که در ابتدا به مثابه "پاریس شرق" شناخته می شد، به "تخته شطرنج" برای بازی بین قدرتهای اصلی تبدیل کرده، جایی که هر حزب لبنانی به مهره کدام کشور مبدل گشته است. بیکاری زیاد، بدهی خارجی زیاد و رکود اقتصادی مداوم، رقابت برای منابع بین همه طرفین را تشدید کرده و حلقه شرارت ایجاد کرده است. سازمان های افراطی و تروریستی نیز از این فرصت استفاده کرده اند، تا به لبنان نفوذ کنند و از هرج و مرج عمومی بهره مند شوند.

-  پاندیمی کروناویروس نیز امسال آغاز شد. اقدامات مقابله با این بیماری همه گیر بر اقتصاد لبنان حتی ضربه سخت تر وارد کرده است. پوند لبنان نیمی از ارزش خود را از دست داده و موجب اعتراض عمومی و اعتراضات خیابانی شده است. اقتصاد لبنان در آستانه فروپاشی است و خود این کشور یکی از کشورهای جهان با بیشترین بدهی خارجی است. مبارزات سیاسی داخلی در لبنان چه تأثیری بر توسعه اقتصادی در داخل کشور بجا گذاشته است؟

- در سالهای اخیر، کشورهای اصلی شرق نزدیک راهبردهای توسعه میان مدت و بلند مدت از جمله صنعتی شدن، جستجوی منابع جایگزین انرژی و توسعه فناوریهای بالا را با هدف تحول اقتصادی و تقویت ظرفیت مدیریتی حکومتها مطرح کرده اند. غیبت طولانی یک دولت مرکزی قدرتمند در لبنان باعث تفرقه میان جناح های سیاسی شده و تشکیل یک نیروی سیاسی متحد را دشوار کرده و بیشتر از همه بسیج و سازماندهی کل کشور را پیچیده تر ساخته است. می توان گفت که لبنان مدت طولانی نتوانسته کار اصلاحات، انکشاف و تقویت روابط سیاسی داخلی خود را انجام دهد. عمده ترین مشکلات اجتماعی لبنان اقتصاد و رفاه مردم است، اما مبارزه سیاسی بین جناح های مختلف ارزش انکشاف اقتصادی و اجتماعی را کاهش داده و باعث ایجاد بحران عمیق اجتماعی شده است.

-  پس از انفجار، اردوی اسرائیل اعلام داشت که "اکنون زمان کنار گذاشتن منازعات متقابل فرارسیده است" و گفت که آنها جهت ارایه کمک های بشردوستانه و طبی به لبنان آماده اند. درگیری بین اسرائیل و حزب الله لبنان مدت هاست که وجود داشته است. با توجه به شرایط فعلی، آیا امکان نرمش در روابط دو طرف وجود دارد؟

- در کوتاه مدت، همه کشورها که کمک های بشردوستانه می کنند، میتوانند منازعات را کنار بگذارند و وجوه مشترکی پیدا کنند و در عین حال تفاوت های را حفظ کنند، تا به لبنان در غلبه بر مشکلات موقتی کمک کنند. ولی از آنجا که تنش بین قدرتهای منطقه ای و لبنان بسیار زیاد است، در طولانی مدت ممکن است درگیری قدرتهای بزرگ در لبنان تشدید گردد و خطر درگیری ممکن است افزایش یابد.

-  طبق گزارش بی بی سی ، لبنان در حال حاضر با یک بحران غذایی روبرو است. فکر می کنید دولت لبنان چگونه این مشکل را حل خواهد کرد؟

-  لبنان کشور کوچکی است که دارای زمین های قابل کشت و زراعی محدود است و بیشتر به واردات مواد غذایی وابسته است. در آینده، بحران مواد غذایی، اپیدمی کرونا ویروس جدید، بیکاری زیاد، مشکل بدهی های بزرگ خارجی و مسوولیت مشکل امنیت عمومی جمع خواهند شد و توانایی مدیریتی صدراعظم را آزمایش می کنند. اگر او نتواند به درستی این مسائل را مورد بررسی قرار دهد، مخالفان دوباره از نارضایتی مردم و شورش علیه دولت استفاده خواهند کرد، و سپس یک بحران فراگیر سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در لبنان فوران خواهد کرد.

- درگیری بین اسرائیل و کشورهای همسایه ادامه دارد و در این کار آشکارا مداخله ایالات متحده مشاهده می شود. با درنظرداشت کاهش سیاست کلی اداره ترامپ، ایالات متحده چگونه نفوذ خود را در شرق نزدیک ادامه خواهد داد؟

- از زمان تصدی دونالد ترامپ، او شرق نزدیک را بار سنگین برای ایالات متحده دانست ، بنابراین وی كمكهای اقتصادی به لبنان، فلسطین و كشورهای توسعه نیافته اقتصادی را به میزان قابل توجهی كاهش داد و همچنین آمادگی قابل ملاحظه کمتری نسبت به مشاركت در امور امنیتی در شرق نزدیک نشان داد. حکومت امریکا در آینده از استراتژی شرق نزدیک "جدایی کامل و پیشرفت هدفمند" را با تأکید بر همکاری های امنیتی و اقتصادی در حوزه خلیج فارس و اسرائیل دنبال خواهد کرد که این امر باعث تشدید بحران اقتصادی و سیاسی در کشورهای بی ثبات مانند لبنان خواهد شد.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر