21:03 23 سپتمبر 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 10
ما را در دنبال کنید

این داستان راجع به این است که چگونه یک هلندی عجیب در یک پناهگاه زیرزمینی غول پیکر ساخته شده توسط اردوی آلمان اقامت گزید - و یک کمپنی سرویری را رهبری می کرد که به جرایم سایبری ترجیح می داد.

اید سیزار (Ed Caesar) د ر مطلب منتشره در نشریه The New Yorker (امریکا) می نویسد، در اواسط دهه 1970، اردوی آلمان غربی، بوندسویر (Bundeswehr)، یک پناهگاه زیرزمینی بزرگ در نزدیکی شهر ترابن-تراباخ بنا کرد. این شهر در پنج سطح زیرزمینی واقع شده بود، مساحتی بیش از 5،500 متر مربع را در بر می گرفت و در صورت حمله هسته ای طراحی شده بود. این پناهگاه شامل ذخیره مواد غذایی برای 80 روز، بیش از یک میلیون لیتر آب آشامیدنی و منبع تغذیه اضطراری بود. ورود به محل از طریق یک دروازه غیرقابل نفوذ صورت می گرفت. در داخل، درجه حرارت دائماً ثابت به 21 درجه سانتیگراد حفظ می شد. دیوارها از بتن با ضخامت 78 سانتی متر که بعضی از آن ها توسط ورقه های مسی پوشانده شده بودند. اتاق ها ضد صدا بودند و هیچ سیگنالی از آن عبور نمی کرد. بین سالهای 1978 و 2012، این پناهگاه مقر واحد هواشناسی بوندسویر بود و در هر زمان حدود 350 پیمانکار در آنجا مشغول به کار بودند. بیشتر آنها بر روی پیش بینی و در نظر گرفتن شرایط آب و هوا در مکان هایی کار می کردند که اردوی آلمان نیروهای خود را در آنجا مستقر می کرد. کارمندان جدید اغلب در این اتاق ها راه را گم می کردند. دیوارهای هر سطح از پناهگاه با رنگی معین رنگ آمیزی شده بود تا رفت و آمد مردم راحت تر شود - اما خود این پناهگاه به صورت متناظر طراحی شده بود و یک بال می توانست با دیگری اشتباه گرفته شود. هیچ نور طبیعی وجود نداشت. در زمستان، کارگران در شیفت روز تاریک کار می کردند و وقتی که تاریک بود، محل کار را ترک می کردند.

© AFP 2020 / Sam Panthaky

در سال 2012، بوندسویر واحد هواشناسی خود را به مکان دیگری منتقل کرد. آژانس املاک غیرمنقول آلمان فدرال ، معروف به ( (BImA، این پناهگاه را با قیمت 350 هزار یورو در معرض فروش قرار داد. قیمت پایین به دلیل غیر استاندارد بودن عمارت و هزینه های لازم برای نگهداری آن اعلام شده بود. این پناهگاه در زیر زمینی در حدود 121.500 متر مربع، در یک منطقه جنگلی در یک تپه در نزدیکی ترابن - تراباخ، یک ساعت با موتر در شرق مرز آلمان و بلجیم واقع شده بود. این ملکیت توسط یک حصار و یک محاصره خاکی احاطه شده بود و چندین تاسیسات بزرگ در سطح زمین قرار داشت که شامل یک پوسته بازرسی، یک ساختمان اداری، یک برج با آنتن بلند و دیش آنتن ها و وسایل ماهواره ای، میدان برای هلیکوپتر و بارک ها بود که توسط نازی ها در سال  1933 ساخته شده بود. بوندسویر 12 نفر را که در شیفت های روز کار می کردند، استخدام کرده است که وظایف آنها تنها نظارت بر تهویه بی وقفه پناهگاه و نبود تسخین بود. مقامات آلمانی امیدوار بودند كه برخی از شركتهای فناوری یا شاید یك هوتل به این تاسیسات علاقه مند شوند، اما خریداران واقعی بسیار اندک بودند.

نقل مکان واحد بوندسویر ضربه ای برای اقتصاد محلی بود. ترابن-تراباخ یک شهر افسانه ای است که در دو طرف خم و پیچ رودخانه فیروزه ای موزله امتداد دارد. ترابن در ساحل شمالی، تراباخ در جنوب واقع شده است. این شهر که در جوار آن قلعه ویران شده قرن چهاردهم در سطح مرتفع قرار دارد، مملو از تاسیسات نفیس معماری و غذا های لذیز می باشد. در اینجا فقط حدود شش هزار نفر زندگی می کنند، اما هزاران گردشگر هر تابستان به اینجا می آیند.

کمپنی هایشهردار ترابن-تراباخ، پاتریس-مسیحی-راجر لانجر (Patrice-Christian-Roger Langer)، مردی صحبتگر با ریش خاکستری ضخیم است که حدود سی سال در این پناهگاه کار می کرد و 11 نفر از آنها مسوولیت اصلی او را بر عهده داشتند. او از کار در زیر زمین لذت می برد. اما، همانطور که او به من گفت، "همه افراد قادر به تحمل کار در پناهگاه نیستند".

در سال 2012، پیشنهادی برای خرید پناهگاه و مناطق اطراف آن از یک صندوق که توسط یک هلندی پنجاه و سه ساله به نام هرمان-یوهان زنت (Herman-Johan Xennt) اداره می شد، مواصلت نمود. Zennt به ترابن-تراباخ سفر کرد تا برنامه های خود را در جلسه بسته شورای شهر ارائه کند.  Zennt به شورا گفت كه می خواهد یك شركت میزبان وب را در پناهگاه ایجاد كند و قول داد كه حداقل صد شغل برای مردم محلی ایجاد خواهد کرد.

زینت در جون سال 2013 به پناهگاه تراباخ آمد. Angerer فعالیت Zennt را زیر نظر داشت، اما کمی بیشتر از یک سال بعد اجازه تحقیقات کامل در مورد CyberBunker را داد. قبل از آمدن Zennt به ترابن-تراباخ، هیچ تحقیق علیه صاحبان میزبان در آلمان به موفقیت نه انجامیده بود.

من در نامه خودم از Zennt در مورد سرگرمی پرسیدم كه نقش اساسی در زندگی خارق العاده او داشت: پناهگاه ها. او از تجربیات دوران کودکی خود در مجتمع جنگ جهانی دوم در آرنم به من معلومات داد که چقدر او را مجذوب این فضا کرده بود. او به یاد می آورد: "من بلافاصله عاشق او شدم." به گفته وی، اولین CyberBunker، در غاز، تجسم "رویایی" برای مالک شدن "یکی از این ساختمانها، نوسازی آن و تبدیل آن به ارگ ​​مدرن با تکنولوژی پیشرفته" بود. ولی او جزئیات فوق العاده ای را توضیح نه داد. Zennt نوشت: «من نمی توانم آنچه را كه پناهگاه ها مجذوب می كند، توضیح دهم. چرا کسی همبرگر را دوست دارد؟ یا موتررانی را؟ من نمی توانم به این سوال پاسخ دهم. من فقط عاشق پناهگاه ها هستم و این همه چیز است».

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر