03:57 29 سپتمبر 2021
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 0 0
ما را در دنبال کنید

جورجی ماچیتیدزه، کارشناس روس، عضو گروه پشتیبانی تحلیلی و نظارت بر تحریم‌ها علیه داعش، القاعده و طالبان در شورای امنیت سازمان ملل از سال 2014 تا 2019، در یک گفتگو ویژه با خبرگزاری اسپوتنیک افغانستان در خصوص تروریسم بین الملبی تفاوت ایدئولوژی طالبان، القاعده و داعش، اوضاع افغانستان پس از خروج نیروهای خارجی، پیشروی سریع گروه طالبان، دلایل موفقیت این گروه و منافع پاکستان در افغانستان صحبت کرد.

وضعیت افغانستان را پس از خروج نیروها چگونه ارزیابی می کنید؟
وضعیت افغانستان بر اساس سناریوی طالبان در حال توسعه است. به قدرت رسیدن. اما پرسش این است که چگونه می توان به قدرت رسید؟ با خشونت؟ تنها اهرم فشار آنها فشار بر دولت است. همانطور که آنها در میدان جنگ موفق می شوند، خواسته های خود را افزایش می دهند.
طالبان ادعا می کنند که 85 درصد از خاک این کشور را تحت کنترل خود دارند ، اما در حقیقت ، گفتن آن دشوار است. بر اساس گزارش سازمان ملل متحد ، طالبان تا 70 درصد از خاک کشور را خارج از مراکز ولایت های مورد مناقشه زیر کنترل خود قرار دارند و همچنین کنترل 57 درصد از مراکز اداری ولسوالی ها را در دست دارند. خیلی زیاد است. تعداد جنگجویان طالبان 60 هزار جنگجوی دائمی است و 30-40 هزار نفر به صورت دوره ای به آنها ملحق می شوند.
در حال حاضر ، طالبان به سمت شمال حرکت می کنند ، جایی که نیروهای قابل توجه خود را در آنجا مستقر کرده اند. در ولایت های بغلان ، کندز و تخار ، اول از همه ، آن شهرهایی که جمعیت غیر بومی پشتون های که از جنوب در این جاها مسکن گزین شده بودند به دست طالبان افتادند. این حمایت اجتماعی طالبان است.
دلیل توجه طالبان به شمال چیست؟ اینها نظامی-سیاسی و اقتصادی هستند. نخست ، طالبان در تلاش هستند تا گروه های قومی محلی را از ایجاد یک کانون جدی مقاومت جلوگیری کنند. در صورت ایجاد یا ایجاد شبه نظامیان ضد طالبان ، از دریافت کمک خارجی به آنها جلوگیری کنند. ثالثاً ، تصرف بنادر و پاسگاه های گمرکی به این معنی است که طالبان در جریان مذاکرات بیشتر از اهرم و فشار جدی بر کابل برخوردار خواهند شد. هزینه گمرک در حال حاضر به طالبان تعلق می گیرد.
بلی، آنها در کابل از کمبود شکایت کردند.
چهارم، کنترل شبکه های جاده ای آزادی حرکت ارتش افغانستان را برای انتقال واحدها محروم می کند. ما می دانیم که اغلب آنها نمی توانند تیم های تقویتی را انتقال دهند. طالبان همچنین تجارت مواد مخدر در منابع معدنی را که به پاکستان می فروشند ، تسهیل می کنند. اساساً اینجا پاکستان است. ایجاد ایست های بازرسی غیرقانونی در جاده ها برای جمع آوری عوارض و مزاحمت برای مقامات دولتی استفاده می شود. موارد مکرر وجود داشت که آنها کارمندان دولتی را پیدا کردند و با آنها برخورد کردند.
از آنجا که ما درباره گروه های قومی و سنی صحبت می کنیم ، طالبان چگونه روابط خود را با هزاره های شیعه توسعه می دهند؟
فکر نمی کنم چیز خوبی در آنجا وجود داشته باشد. تا کنون ، این امر خود را نشان نداده است ، زیرا آنها با مناطق محل زندگی هزاره ها سروکار ندارند. بی اعتمادی بر اساس تنش های قومی تاریخی بین پشتون ها و شمالی ها وجود دارد. تنش همیشه بوده و هست. این کشور همواره مانع تشکیل دولت متحد در افغانستان بوده است. این احتمال وجود دارد که جنگ ویژگیهای یک درگیری بین قومی را بدست آورد. جنگ داخلی سالهاست که ادامه دارد اما در مقیاس وسیع تری به طول خواهد انجامید.
سرانجام چه زمانی سربازان خارج می شوند؟
وقتی همه اقوام به این نبرد می پیوندند.
آیا شما در مورد نیروهای شبه نظامی مردمی صحبت می کنید ، به عنوان مثال از دسته های اسماعیل خان در هرات ، که به نیروهای دولتی پیوستند ؟
بلی. گسترش منطقه نفوذ طالبان در شمال نمی تواند باعث ترس در ساکنان محلی ، شمالی ها و رهبران آنها شود. برای هزاره ها ، اگرچه آنها در شمال نیستند ، اما این نیز نگرانی هایی را ایجاد می کند. آنها برای دفاع از منافع خود یک سازمان مسلح به نام جنبش مقاومت برای عدالت ایجاد کردند. مشکل شمال عدم وحدت است.
آیا می توان این مشکل را حل کرد؟
آنها برنامه عملی مشترکی ندارند ، رهبر قوی ندارند. اگر احمدشاه مسعود بود ، می توانست این کار را انجام دهد.
آیا مسعود جوان می تواند رهبر شود؟
نه ، او این کشش را ندارد. روابط پرتنشی بین ربانی (صلاح الدین ربانی - رئیس یکی از مهمترین احزاب در افغانستان ، انجمن اسلامی ، تقریباً اسپوتنیک) و نور (عطا محمد نور - والی سابق ولایت بلخ ، تقریباً اسپوتنیک) وجود دارد. هیچ توافقی بین آنها وجود ندارد.
آیا طالبان از قدرت و منابع کافی برای به دست گرفتن قدرت برخوردار خواهند بود یا جنگ تا زمان توافق در دوحه ادامه خواهد داشت؟
این می تواند به ظهور سازمانهای جدید افراطی یا احیای آنها منجر شود. داعش ممکن است رشد کند ، لشکر طیبه و دیگران.
دولت در تلاش برای انجام چه کاری است؟ غنی در نشست اضطراری پارلمان از یک طرح امنیتی جدید خبر داد که بر اساس آن ارتش باید بر حفاظت از تاسیسات استراتژیک تمرکز کند. بحث دفاع است نه تهاجمی. امنیت ملی و شورای امنیت مردم را بسیج خواهند کرد ، در واقع ، این به معنای بسیج عمومی است. این بدان معناست که مقامات اعتقادی به ارتش ندارند. مواردی وجود داشت که آنها بدون مبارزه تسلیم شدند. تا زمانی که بین کابل و طالبان سازش ایجاد نشود ، آنها نمی توانند تهدید گروه های کوچک تروریستی را مسدود کنند. گروه های مسلح با خط سخت از خلاء امنیتی در افغانستان برای تشدید مبارزه مسلحانه در این کشور و احتمالاً برنامه ریزی حملات تروریستی در خارج از کشور استفاده خواهند کرد. هیچ کس قدرت مبارزه با آنها را نخواهد داشت.
آیا طالبان می توانند قدرت را به دست بگیرند؟ کابل تنها در صورت برآورده شدن تعدادی از شرایط در آینده نزدیک قادر به دفاع از قدرت خواهد بود. اگر ارتش و پولیس تعداد ، قابلیت کنترل و کارآیی رزمی خود را حفظ کنند ، اگر فساد در ارتش کاهش یابد ، اگر روحیه ای که فقط نیروهای ویژه دارند افزایش یابد ، آنها می توانند برای مدت طولانی مقاومت را سازماندهی کنند.
کدام دوره؟ نیم سال؟ سال؟ پنج سال؟
نجیب‌الله بیشتر از غنی مقاومت کرد چون در وضعیت بدتری قرار داشت. غنی از هر طرف سلاح و مهمات کمک می‌شود.
تعداد نیروهای امنیت ملی افغانستان 308000 نفر است که کمتر از برنامه ریزی شده است. تعداد واقعی افسران پولیس حتی کمتر است. پرسنل مفقود شده که امریکا برای آنها پول اختصاص می دهند، وجود ندارد. امریکایی ها آنها را "شبح" می نامند. پول وارد می شود، در جیب کسی قرار می گیرد، اما هیچ انسانی وجود ندارد. استخدام افراد برای ارتش در میان شکست ها دشوارتر شده است. توانایی رزمی ارتش نیز به کمک های مالی، نظامی و فنی خارجی بستگی دارد. وحدت نخبگان سیاسی کشور نیز لازم است. همچنین مهم است که چقدر عملیات هوایی آمریکا کاهش می یابد. اگر این عوامل موثر نباشند، طالبان به زور به قدرت می رسند. من فکر می کنم که این می تواند حتی با فشار غرب اتفاق بیفتد، جایی که آنها گفتند که در صورت تصرف خشونت آمیز قدرت توسط طالبان، افغانستان منزوی شده و تبدیل به یک مطرود خواهد شد
آیا می توان ادعاهای طالبان مبنی بر پذیرش دستاوردهای 20 ساله را باور کرد؟ درحالیکه طبق گزارش رسانه‌ها منتشر می شود، گروه طالبان قوانین دهه 90 را در مناطق تحت کنترل خود اجرا می‌کنند.
هیچ اعتمادی در جامعه افغانی وجود ندارد. مردم از بازگشت دهه 90 می ترسند. رهبری طالبان مخالفانی با نفوذی از مذاکرات صلح است. سراج الدین حقانی و ملا یعقوب آنها به اشرف غنی اعتماد ندارند، و آنها به فکر فشار روی دولت هستند. آنها در کویته در پاکستان قرار دارند. آنها توانایی عبور مرز را دارند تا داخل هلمند شوند و دستورالعمل بدهند و برگردند. آنها در کویته محفوظ هستند. وقتی امریکایی ها در جستجوی سراج الدین حقانی بودند، به یاد دارم که پاکستانی ها او را انتقال میدادند. امریکایی‌ها با پاکستانی ها توافق کردند که می توانند در منطقه قبیله ای بمباران کنند، اما پاکستانی‌ها سراج الدین حقانی و دیگران را خارج از این منطقه بردند، جایی که امریکایی‌ها توان حملات هوایی را بالای آنها نداشتند. توافقنامه ای که در دوحه امضا شد، موقعیت های نظامی و سیاسی طالبان در این کشور را تقویت کرد و موفقیت های نظامی آنها بال‌های بیشتری به آنها داد. طالبان تمایل خود را برای سناریوی خود بیشتر کرده اند. اما آنها همچنین ایده های خود را اثبات می کنند. چرا آنها با ایده انتخابات و دولت مخالفت کردند؟. چون باید جنگ متوقف شود، که به معنی از بین بردن شبه نظامیان طالبان برای چندین ماه است. بعداً جمع کردن آنها مشکل است. دوم، طالبان برای ادغام در جامعه به زمان نیاز داشتند، اما این زمان را نداشتند. اخیراً خواسته های اصلی طالبان آزادی زندانیان طالبان و حذف لیست تحریم های سازمان ملل متحد است.
چرا طالبان خواهان حذف نام‌شان از لیست سیاه سازمان ملل است؟ بطور مثال کابلوف گفت که آنها سال‌ها است که در لیست سیاه سازمان ملل قرار دارند، این یک عمل کاملاً نمادین با اهمیت روانی است.
وقتی اجازه حرکت به شماری از اعضای طالبان داده نشود، در هر میدان هوایی آنها را متوقف خواهند کرد. اخلاقاً چیز مهمی نیست. آنها خود را تروریست نمی‌خوانند. شورشی می‌دانند. اخیراً آنها برای اینکه سلاح خود را به زمین بگذارند، در صورت استعفای غنی قبول کرده اند. این کار تحت فشار پاکستان انجام شده است.
گزارش‌ها از نشست کویته حاکی از آن بود که درصورت وارد شدن طالبان به کابل، غنی، عبدالله و کرزی دستگیر و اعدام شوند. روابط آنها با کرزی تیره شده است.
چرا؟
آنها دوست نداشتند که کرزی اقدامات طالبان را محکوم کند و از غنی حمایت کند. طالبان تصمیم گرفتند از او روی بگردانند.
آیا طرف‌ها در دوحه توافق خواهند کرد؟
فکر میکنم، نه. آیا دشمنان سابق باهم کار کرده می‌توانند؟ جایی که صدها نفر جان خود را ازدست داده اند، غلبه به این چالش ها مشکل است. تاریخ نشان داده است که مذاکرات و امضای توافقنامه‌ها تضمین کننده حل و فصل مسالمت آمیز نیست. این آغاز یک فرایند پیچیده است که روی کاغذ ثبت شده است. بزرگترین چالش برای افغانستان، ایجاد مکانیزمی برای مطابقت با مفاد توافقنامه خواهد بود.
خواست پاکستان چی است؟
یک حکومت وفادار با پاکستان: توافق برسر به رسمیت شناختن خط دیورند، به عنوان مرز دو کشور و تقسیم آبها.
هدف اصلی پاکستان، این است که مانع تقویت هند در افغانستان شود. چون از جنگ کشمیر و افغانستان حراس دارد. پاکستان از خروج نیروهای خارج از افغانستان و توافق نامه دوحه حمایت می‌کند.
حالا که نیروهای خارجی درحال خروج هستند، اسلام‌آباد از مذاکرات صلح در دوحه حمایت می‌کند و طالبان را برای مذاکره تشویق میکنند. پاکستانی ها تلاش دارند که طالبان را قناعت بتن تا در دولت ائتلافی موقت شرکت کنند و خشونت ها را کاهش دهند و آآتش بس اعلام کنند.
معلوم نیست رفتار طالبان در صورت گرفتن قدرت چگونه خواهد بود، آیا با تکیه به کشورهای دیگر از پاکستان مستقل می‌شوند یا نه. آیا کشورهای دیگر با آنها همکاری خواهند کرد، درحالی که برخی از کشورهای غربی گفته اند که اگر طالبان قدرت در افغانستان به دست بگیرند، کمک‌های خود را قطع خواهند کرد. آیا خط دیورند را به رسمیت می‌شناسند؟ دید آنها به گروه‌های افراطی پاکستانی در افغانستان و داعش چگونه خواهد بود.
و اینکه آیا آنها با مشارکت غنی در سیستم سیاسی جدید توافق خواهند کرد؟ آنها قبلاً در گفتگو با اسپوتنیک گفته بودند که غنی را مانند یک شهروند خواهند پذیرفت.
فکر میکنم که او باید برود، حتی اگر به او چیزی وعده میکنند. چون هستند کسانیکه میخواهند از نظر فزیکی اورا حذف کنند. او با اشغالگران توافق را امضا کرده است. اگر آنها بتوانند کرزی را ببخشند و به توافق برسند، گرچند اطلاعاتی وجود دارد که کرزی روی پناهندگی سیاسی خود کار میکند. من استثنا نمیکنم، ممکن او در اینجا در این مورد صحبت کند.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر