14:07 24 اکتوبر 2017
    بلاول بھٹو زردار یپسر بی نظیر بهوتنو

    قتل سیاسی: کی و چرا؟

    © AFP 2017/ MAX NASH
    جهان
    دریافت لینک کوتاه
    0 114 0 0

    علل قتل های سیاسی در جهان

    قتل سیاسی — بخش از تاریخ جهانی است. بسیاری حاکمروایان در یونان باستان و عده حکمروایان و امپراطوران امپراطوری روم قربانی قاتلان گردیده که مشهورترین انها یولی سیزار بود. نه اروپای قرون اوسطایی، نه امریکای جوان و نه هم روسیه از این امر مستثنی نبود: طی مدت زمان کمتر از 200 سال در روسیه سه امپراطور — پتیر سوم، پاویل اول و الکساندر دوم به قتل رسیدند.

    قتل سیاسی مدتها قبل تعریف خود را کسب نموده است. این قتل ها به علل مربوط به فعالیت دولتی یا شهرت اجتماعی صورت میگیرند. و حتی این واقعیت که اهداف مطروحه سفارش دهندگان چنین جنایات همیشه دستیاب نمی گردند، تعداد قتل ها به علل سیاسی را کاهش نمی دهند. الکساندر کانفیس آخور استاد دیپارتمنت روانشناسی سیاسی پوهنتون دولتی سانکت پتیربورگ میگوید:

    قتل های سیاسی و قتل رقبای سیاسی در طول تاریخ بشریت وجود داشتند. از زمانه های قدیم گرفته تا عصر حاضر قتل های سیاسی وجود داشتند. هرگونه قتل های سیاسی میتوانند به عواقب کاملاً متفاوت منجر شوند: رقبای داخلی را از بین می برند، مردم بسیار بانفوذ را بر میدارند و انهایی را از بین می برند که میتوانند رهبر شوند. عین نابودسازی میتواند از خارج صورت گیرد. نه از داخل کدام دولت، بلکه به کمک کدام دولت خارجی. این کار به چه منجر شده میتواند؟ پاسخ های مشخص وجود ندارند. اگر این رهبر کدام اپوزیسیون باشد، پس اپوزیسیون میتواند نسبت نداشتن کدام رهبر، پیشاهنگ و نطاق برازنده از هم فروپاشد. ولی اثر برعکس نیز در صورت ممکن است، وقتیکه قتل کدام شخص میتواند طرفداران او را باهم متحد سازد، تا قتل  بی فایده رخ ندهد و شخص به چنین سادگی بمرد. و انها با شدت هرچه بیشتر خواهند جنگید، به خاطر مفکوره خود مبارزه خواهند کرد و از ایدیال های خود دفاع خواهند کرد.

    ولادیمیر کیرییف کارشناس بنیاد انستیتوت انکشاف جامعه مدنی «دیپلوماسی مردمی» میگوید، نقشه های انجام قتل های سیاسی طی قرون متمادی تغییر نمی کند:

    قتل سیاسی منشاهای مختلف میداشته باشند، در موارد مختلف به تضادهای اقتصادی یا ازردگی های شخصی مناسبت می داشته باشند و میتوانند کدام منافع تشبثاتی وجود داشته باشند، یا کدام کشورهای خارجی مخالفان خود را از بین می بردند. سفارش دهندگان و علل نیز متنوع بودند، عمده تاً انهایی که قاتل را استخدام میکرد مطمئین بود که خدمات امنیتی خود او امنیت او را تضمین میکنند، میتوانست قتل دشمن خود را سفارش دهد.

    الکساندر کانفیس آخور میگوید، در جهان معاصر نه تعداد زیاد محافظان (این یاداوری کافی است که اندیرا گاندی صدراعظم هند در سال 1984 توسط دو محافظ خود هنگام گردش در باغ به قتل رسید) و نه وسایل بسیار پیشرفته حفاظتی نجات داده نمی تواند. یگانه چیزی که این جنایات را از اعمال مشابه در گذشته جدا می سازد — حمایت اطلاعاتی است. هیچ قتل پر سر و صدا بدون توجه رسانه ها باقی نمی ماند. ژورنالیستان همیشه اماده اند از این خبر عمده بسازند:

    من فکر میکنم که هیچگونه نسخه ها، تبصره ها و عواقب واحد قتل های سیاسی وجود داشته نمی توانند. در هرگونه فعالیت تروریستی عمده ترین مساله این است، تا رسانه ها ان را تنویز کنند، تا این حادثه به حادثه درجه یک، خبر کلیدی مبدل گردد، تا عقول را هیجان زده سازد. قتل سیاسی با قتل سیاسی مطابقت ندارد، این چیزهای مختلف اند که میتواند به عواقب کاملاً مختلف منجر گردند. این همه به اشخاص مشخص، اوضاع مشخص، کشور و لحظه سیاسی مربوط می باشند.

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک