13:59 23 اکتوبر 2017
    مهاجرین در اروپا

    مساله احوال نفوس

    © REUTERS/ Laszlo Balogh
    جهان
    دریافت لینک کوتاه
    0 76 0 0

    وضعیت نفوس در جهان

    جهان معاصر دو پرابلم دارد — متقاعدین و قروض. این واقعیت که امروز همه و هرچیز مقروض اند — خطر جدی برای اقتصاد شمرده میشود. مشکل اساسی در باهم پیوستن این پرابلم ها نهفته است: نسبت تغییر وضع نفوس طرز تفکر نو به سطح سیاستمداران  ضروری می باشد.

    مساله احوال نفوس بصورت عنعنوی در جمله پرابلم های عمده نام برده نمی شود و از همینرو در بسیار اقتصادهای بزرگ، بشمول امریکا، اروپا و جاپان، توجه به مراتب بیشتر به پرداخت قروض مبذول میگردد. ولی این واقعیت که جمیعت پیر میگردد همه را به تغییر مودل اقتصادی مجبور می سازد که در گذشته بصورت موفقانه از عهده حل مسایل برامده میتوانست. به عباره دیگر، در صورت تعداد کمتر کارمندان جوان با استفاده از مودل کهنه مساله بازپرداخت قروض همچنان بدون پاسخ می ماند. زیرا مشکلات اقتصادی بسیار خانواده های جوان را به تعویق انداختن تولد اطفال و یا صرفنظر از داشتن اطفال مجبور می سازند. این بهتر است، وقتیکه مساله تولد اطفال تا زمان بهتر به تعویق انداخه میشود، ولی به گفته اندری کوروتایف پروفیسور مکتب عالی اقتصاد، اکثراً بر ان خط بطلان می کشند:

    پرابلم سطح پائین تولد — این پرابلم نه تنها اروپا و یا جاپان نمی باشد، به خاطریکه در تایلند و ایران نیز سطح تولدات پائین است. نسبت سطح فوق العاده پائین تولدات، انحرافات در ساختار عمری بوجود می ایند، افزایش سریع تعداد متقاعدین و کاهش تعداد جوانان رخ میدهد.

    ولی قسمت باقیمانده جوانان هرانچه در توان دارند، انجام میدهند، تا در بهترین شرایط، نسبت به انچه که والدین انها زندگی میکردند، زندگی نمایند. چنین ارزو اکثراً به علت مبدل میگردد که به بروز یک پروسه دیگر منجر میشود که امروز اوضاع احوال نفوس را در جهان مشخص می سازد و ان مهاجرت است. نیکولای کوردیوموف رئیس اتحادیه بین المللی «مهاجرت کاری» برخی نتائیج این پروسه را چنین بیان میدارد:

    جریانات مهاجرت کاری همین اکنون تشکیل شده اند. موج بزرگ مهاجرت از ترکیه به المان صورت گرفت. در مثال این جریان مجموعه کتلوی خصوصیات مختلف جدا می سازند و ترکان حالا در المان بخش بزرگ جامعه را تشکیل میدهند. انها در انجا ماندند و از مهاجرین کاری به اعضای کامل الحقوق جامعه مبدل گشتند. مهاجرت از افریقای شمالی به فرانسه وجود دارد. اتباع الجزایر بخش قابل ملاحظه این پرابلم را تشکیل میدهند. اطفال انهایی که در فرانسه پذیرفته شده بودند، خود را در وطن احساس نکردند و بصورت متناوب مشکلات مربوط به سوختاندن موترها و بی نظمی های دیگر ایجاد میکنند. تمام اروپای جنوبی — نسبت اقلیم گرم، کارهای زیاد در عرصه زراعت، با چنین موج مهاجرت مواجه می باشند.

    تولدات پائین، پیرشدن جمیعت و مهاجرت زیر نظر دایمی قرار دارند و به سطوح مختلف مورد بحث قرار میگیرند. اندری کوراتایف میگوید، ولی پرابلم های دیگر نیز وجود دارند:

    به نظر من، جدی ترین پرابلم — ادامه رشد انفجارامیز جمیعت در افریقای استوایی می باشد. این مساله در درجه دوم قرار گرفته است. ولی اگر پیشبینی های سازمان ملل متحد را مدنظر گرفت، پس به اساس اخرین پیشبینی های سازمان ملل جمیعت یوگندا تا اواخر قرن به سطح جمیعت روسیه و جمیعت کینیا با نفوس روسیه برابر خواهد شد و جمیعت تانزانیا به دوبرابر جمیعت روسیه خواهد رسد. حتی کشور کوچک، مانند ملاوی که کسی در روی نقشه یافته نمی تواند، نیز با افزایش نفوس مواجه می باشد. در نایجیریا 800 میلیون نفر زندگی میکنند و این تعداد از تمام جمیعت اروپا، بشمول روسیه، بیشتر است. چنین سرعت رشد نفوس خطر بروز فاجعه در قبال دارد. چنین فاجعه در چین رخ داده بود — وقتیکه در قرن 19 قیام به اصطلاح تاپین رخ داد، وقتیکه 118 میلیون نفر کشته شدند. در اینجا صحبت بر سر صدها میلیون نفر مطرح بوده میتواند و این کار به همه صدمه خواهد رساند. و موج کنونی که ما حالا مشاهده میکنیم، حرف های بچه گانه خواهند بود.

    در نتیجه جهان با چند مساله دشوار مواجه میگردد که طالب حل می باشند: پدیده« پیرشدن جمیعت» بصورت گسست ناپذیر با خواست یافتن زندگی و کار دورتر از وطن مربوط می باشد و با خون گرم افریقایی میلیون ها نایجیریایی، تانزانیایی و بسیاری مردم دیگر که تازه به دنیا می ایند، گره خورده است.

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک