17:20 20 سپتمبر 2017
    чехов

    زندگی نامه نویسنده مشهور روسی چیخوف

    nesiditsa.ru
    جهان
    دریافت لینک کوتاه
    سمیع الله پویا
    0 111 0 0

    تگانروگ شهر که در ان انتون پاولویچ چیخوف بدنیا امد

    تگانروگ را در سال ۱۶۹۸ پتراول امپراطور کبیر روسیه بنا نمود وقرار عنعنه در روسیه به فرمان وی اولاً قلعه بزرگی با دیوار های ۸ متر بلندی آن اعمار گردید و در اطراف قلعه جوی به عمق ۵ متر٬ عرض ۴۰ متر و طول ۳ کیلومتر عفر نمودند. در داخل قلعه قرار معمول کلیسا ٬ مقر اقامه برای امپراطور٬ دوکان ها ٬ بازار ٬ رستوانت و محلات رهایشی بنا نمودند. اولین پایګاه نظامی بحری روسیه در این شهر بنا گردید. این همه در آن زمان به مقصد دفاع از تعرضات ترکها عثمانی اعمار گردید ند. تگانروگ از جمله شهرهای تاریخی روسیه شمرده می شود که اولین بار از زمان ایجاد آن تعمیرات آن به اساس ماستر پلان تایید شده اعمار گردیده در قرن نزده این شهربه مرکز تجارتی مبدل گردید. از آن زمان تا به حال قصر های تجاران ایتالیوی و یونانی به میراث شهر باقی مانده. در زمان جنګ دوم جهانی تگانروگ را قوای هتلری تحت تصرف خود درآورد٬ که جنایات بزرګی به حق اتباع این شهر مرتکب ګردیدند ٬ مخصوصا جنایات فاشست های هتلری در حق اطفال این شهر در صفحات تاریخ درج ګردیده. دوستان درالمساکین این شهر که مملو از اطفال بی پدر و مادر بود ٬به مرکز بانک خون برای عساکر المانی مبدل ګردید و از آخرین قطرات خون اطفال برای زخمیان خود استفاده میکردند. این شهر ۶۸۰ روز به تسخیر فاشیست ها قرار داشت٬ تا قوای سرخ شوروی به همراهی پارتیزان های تگانروگ قادر شدند المانی ها را از این شهر عقب بزنند. امروز تگانروگ یکی از شهر های عمده و زیبای روسیه به شمار می رود ٬ در این شهر ۶۰ فابریکه بزرگ تولیدات صنعتی ٬ ده پوهنتون دولتی ٬ ۱۰ تخنیکم مسلکی ٬ ۴۰ مکتب عالی ٬ دها موزیم ٬ ۱۴ تیاتر و سینما ٬ ۴ مکتب موسیقی ٬ دوکتاب خانه بزرگ مرکزی ٬ دها کتاب خانه غیر دولتی و دها مراکز کلتوری فعال است ٫ عزیزان باید گفت که این شهر از زیبا ترین شهر های روسیه به شمار می رود که سالانه تعدادی زیادی توریستان از سراسر روسیه و کشور های مختلف از این شهر دیدن می کنند٬ و تعدادی زیادی محصلین خارجی در تگانروگ مصروف تحصیل هستند ٬ از سالهای ۱۹۷۹-۱۹۹۲ تعدادی زیادی از محصلین افغانی نیز در موسسات تعلیمی تگانروگ مصروف تحصیل بودند ٬ اما متاسفانه امروز من یک محصل افغانی را در این شهر نیافتم. 


    انتون پاولویچ چیخوف نویسنده و دراماتورگ نامور جهانی در سال ۱۸۶۰ در تگانروگ متولد گردید ٬ دوران طفولیت خود را در این شهر سپری نمود٬ وی ازاین شهر خاطرات زیادی نوشته ٬ اما اگر راست اش را بگویم تا جای معلوم دل خوش نداشته٬ چون دوران طفولیت وی مملو از مشکلات بود ٬ وی در خاطرات خود می نویسد که از اوان طفولیت ۵ صبح از خواب بیدار می شد و همرا با برادرش پدرخود را در دکانداری کمک می نمود ٬ تا به مکتب رفت٬ در مکتب همواره مصروف درس بود و در مواقع فراغت از درس با پدرش کار و زحمت می کشید٬ وی در دوره مکتب باری به تیاتر رفت و از همان اولین بار عشق و علاقه خاص به هنر تیاتر پیدا نمود و دست به خواندن کتاب های ادبی زد. وی ازطفلیت شروع به نوشتن داستان های کوتاه نمود و حتا سناریو ای برای دُرام ها در مکتب می نوشت و با شاګردان مکتب به نمایش می گذاشت. چخوف در جوانی به سن ۱۷ سالگی تگانروگ را با فامیل خود یکجا ترک نمود و به مسکو کوچ نمودند ٬ برای من جالب بود که بدانم دلیل آنکه چرا ایشان سراسیمه این شهر زیبا را که چخوف بسیار به آن عادت نموده بود٬ ترک نمودند. در مورد معلومات محدود بود ٬ به هر ترتیب دریافتم که پدر چخوف در آنوقت صاحب دوکان خوراکه فروشی بود٬ بسیار قرضدارشد و ورشکسته گردید٬ به سبب عدم توانایی پرداخت قرضه های بانکی مجبور به فرار شد٬ در مسکو مدت سه سال به حالت فوق العاده غربت زندګی می کردند٬ تا توانستند کم و بیش به به پای بیستند٬ چخوف درپوهنتون دولتی مسکو در رشته طب شامل فاکولته شد ٬ همزمان وی به نوشتن اثار خود ادامه می داد. در سال ۱۸۸۰ اولین داستان خود را به در مجله مشهور به «بمبیرک» به چاپ رساند ٬ از همین جا فعالیت های ادبی وی رونق یافت و به مجلات مختلف نوشته های خود را ارسال می نمود.
    Pushkin-related sites. Alexander Pushkin Museum-Reserve in Vyazyomy Estate
    © Sputnik/ Sergey Pyatakov

    در اوایل که داستان های کوتاه و بذله نویسی های خود را به نامهای مستعار به چاپ می داد. بعد از ختم پوهنتون وی منحیث داکتر در قرات و قصبات مختلف به کار ګماشته شد٬ که با شوق و کار زیاد وظایف خود را انجام می داد٬ تا اینکه بدور از انتظار وی پیشنهاد کاررا در معتبر ترین مجله وقت بدست می آورد. ازاین به بعد چیخوف به نام های مستعار نه ٬بلکه به نام و تخلص فامیلی خود به نوشتن اثارش پرداخت٬ وی اثار هنری برای تیاتر های مسکو می نوشت. بعد از ۸ سال همکاری با مجلات و تیاتر های مسکو به دلایل نا معلوم مسکو را با فامیل خود یکجا ترک میکند٬ عازم خارکوف و بعدآ ادیسه میشود و بعد از چندی دوباره به مسکو می آید و فعالانه به فعالیت های ادبی و هنری خود می پردازد٬ صد ها اثر ادبی وهنری می نویسد. در سال ۱۸۹۰ ناګاهانه مسکو را به مقصد سایبریا ترک میکند ٬ و از آنجا به جزیره سخالین ٬جای که در آن وقت مجرمین را به تبعید می فرستادند ٬ سفر میکند. در این جزیره وی با محبوسین ارتباط قایم می کند ٬ اګر چه وی را اجازه تماس با محبوسین سیاسی نمی دادند٬ اما به هر ترتیب چیخوف با بسیاری از آنها داخل صحبت می شود و موادی زیادی برا ی نوشتن آثار خود جمع آوری میکند٬ در سخالین ۷ اثر بزرګ می نویسد که مشهور ترین آنها: «یاداشتهای از سایبریا» ٬ »«جزیره سخالین»٬ «قتل»٬ « در تبعید»٬ «قصه های ګمنام» است. وقتی دوباره به مسکو می آید ٬ پایتخت برایش بعد از چنین سفرجالب نمی باشد و به سانکت پترزبورګ نزد ناشر مشهور وقت سوورین می رود ٬ از آنجا هر دو تصمیم می ګیرند که روسیه را به مقصد سفر به اروپا ترک کنند٬ ایشان به اتریش ٬ شهر های زیبای ایتالیا و بلاخره به پاریس می رسند٬ بعد از دو سال وی در قریه کوچک در اطراف مسکو به نام میلیخوف اقامت اختیار می کند و آرزوی دیرینه خود را برآورده می سازد.

    сочи
    © Sputnik/ Nina Zotina

    چیخوف از زمانها آرزو داشت که در قریه ای زندگی زمینداری و باغداری نماید. باید گفت که جایداد وی در میلیخوف امروز به موزیم چیخوف تبدیل شده و مردم از هر گوشه و کنار روسیه و جهان از این محل دیدن می کنند. در سال ۱۸۹۵ چخوف از لئو نیکلایویچ تولستوی نویسنده توانا و فیودال بزرګ روسیه که در صد کیلومتری از وی زندگی می کرد ٬دیدن می کند ٬ تولستوی قرار نوشته خودش سالها انتظار دیدار با چخوف را داشت. از آن زمان به بعد چخوف و تولستوی مداومآ در کریمه با هم سفر می کنند. از سالهای ۱۸۹۲-۱۸۹۸ چخوف ۱۲ اثر مشهور خود رابه چاپ می رساند. سفر وی به سایبریا و سخالین درآن شرایط سخت و سرمای شدید که هزاران کیلومتر را بالای اسپ زیر برف و باران طی نمود و همچنان معاشرت با تبعید شد ګان ایکه اکثرآ به امراض گوناگون مخصوصآ توبرکلوز دچار بودند٬ بی تاثیر باقی نماند٬ در آنجا تقریبآ همه به مرض توبرکلوز دچار می شدند و چیوف از آنها مستثنا نبود ٬ در سال ۱۸۹۷ این مریضی وی شدیدآ وخامت یافت و مجبور به بستر شد. در سال ۱۹۰۰ وی عضویت افتخاری اکادمی علوم سان پترزبورګ را بدست می آورد و با هنرمند مشهور تیاتر کنیپر اولګا لیاناردوفنا که نقش عمده را در درام ایکه به نوشته چخوف به نمایش ګذاشته میشد٬ معرفی ګردید و از همان روز آینده زندګی شان با هم ګره می خورد. یک سال بعد از أن چخوف جهت تداوی به ایتالیا می رود. اما مریضی وی را رها نمیکند و در سال ۱۹۰۴ به المان برای ادامه تداوی همراه با خانمش می رود٬ بدبختانه با همه تلاش ها مرګ سراغ اش را می ګیرد و این نویسنده و دراماتورګ بزرګ را با خود می برد٬ جسد و ی را از المان انتقال می دهند و در مسکو خاک سپرده می شود. باید گفت که اثارچیخوف تا به امروز به صد لسان دنیا به چاپ رسیده است.

     

     

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک