16:37 26 جون 2017
    چرا ما فراموش میکنیم؟

    چرا ما فراموش میکنیم؟

    © Fotolia/ Andrea Danti
    جهان
    دریافت لینک کوتاه
    0 21823

    گیدا ابو حیران (Gida Abu Heiran) در مقاله منتشره در مجله نون پست «NoonPost» چاپ مصر می نویسد، یادفراموشی در زندگی روزمره امر معمول شمرده میشود. تقریباً هر روز انسان با موارد جداگانه یادفراموشی مواجه می گردد که میتوانند کاملاً ساده و بی ضرر باشند.

    میتوان فراموش کرد که کلید را در کجا گذاشته ایم یا زنگ زدن به دوست را فراموش کرد، اگر چه به او وعده داده بودیم.
    یادفراموشی خطرناک نیز وجود داشته میتواند که عواقب منفی در قبال خواهد داشت، به گونه مثال، وقتیکه شاهد جزئیات حادثه را فراموش میکند که باید در محکمه به قاضی در باره آن معلومات دهد.
    ممکن، در این کار شما به یادداشت های روزمره اتکاء نموده باشید، یا آن را همیشه استفاده کرده باشید و در آنجا یادداشت های خود را نوشته کرده باشید. یا از برنامه ریزی در تیلفون استفاده کرده باشید، تا خود را از دچارشدن به مشکلات در صورت که اگر ناگهان چیزی فراموش کنید، خود را رهایی بخشید. شاید شما از جمله کسانی باشید که از تکلیف فراموش کردن حوادث و اشیا رنج می برید و یا یکی از جمله مردم باشید که همیشه می پرسد:« کلیدها را من در کجا گذاشته ام؟»، «کسی عینک مرا نه دیده؟»، «آیا شما به تیلفون من زنگ زده میتوانید؟ فراموش کردم که من آن را در کجا گذاشته ام!». آیا شما کدام وقتی در این باره اندیشیده اید که چرا فراموش میکنید؟ یادفراموشی چیست و چطور توضیح میشود؟
    اولتر از همه، فرض میکنیم که یادفراموشی بدان معنی نیست که این معلومات از حافظه از بین رفته یا بطور کامل پاک شده است. علت این — عدم موفقیت است که به کدام علت، تلاش کسب معلومات از آن بخش مغز که وظیفه آن حافظه دراز مدت می باشد، شخص با آن مواجه میگردد.
    روانشناسان در طول سالیان دراز تیوری های زیادی طرح کرده و جهت توضیح پدیده یادفراموشی تلاش ها نموده اند. یکی از اولین تیوری ها تیوری بود که روانشناس آلمانی هیرمان ایبینگاوز « Hermann Ebbinghaus» در سال 1885 پیشنهاد کرده بود. او مستقلانه یک سلسله تجارب انجام داد که به کمک آنها رابطه مستقیم بین زمان که برای ما لازم است، تا معلومات نو را حفظ کنیم و آن را به خاطر بسپاریم و توانایی ما در باره حفظ، به خاطرآوردن یا فراموش کردن این معلومات، تعیین کرده توانست.
    ایبینگاوز در یکی از تجارب خود فهرست کلمات بی مفهوم که از سه حرف تشکیل شده بودند، ترتیب نمود و بالای آنها به این منظور کار میکرد، تا این کلمات را در حافظه حفظ کند و بعداً جهت با خاطرآوردن آنها تلاش ورزد. وقفه زمانی که او بعد از آن میخواست آنها را به خاطرآورند، از 20 دقیقه تا 31 روز را در بر می گرفت. ایبینگاوز نتائیج را در اولین تحقیق خود تحت عنوان «راجع به حافظه: سهمگیری در روانشناسی تجربوی» منتشر ساخت.
    نتائیج تجارب انجام شده او که بعدها بنام «منحنی فراموشی» شهرت یافت رابطه بین یادفراموشی و زمان را آشکار ساخت. بعد از آموزش، در ابتدا ما معلومات را به سرعت از دست میدهیم. برای سرعت از دست دادن معلومات عوامل دیگر، ، بطور مثال، شیوه فراگیری معلومات و مدت زمان تکرار آن، نیز نقش بازی میکنند. ولی، «منحنی یادفراموشی» همچنان نشان داد که کاهش یادفراموشی تا زمان ادامه نمی یابد، تا تمام معلومات از بین بروند. پروسه یادفراموشی، زمانیکه به نقطه معین برسد، متوقف میشود. این بدان معنی است که معلومات در حافظه درازمدت بصورت ثابت حفظ میشود و کدام تهدید از بین رفتن آن وجود ندارد.
    دانشمندان، بعد از تجارب ایبینگاوز، طرح نمودن فرضیه و پیشبرد تحقیقات را ادامه دادند و بصورت تدریجی بسوی تیوری های پیش رفتند که پدیده یادفراموشی و عوامل را توضیح نمایند که باعث بروز آن میگردد. به مهمترین تیوری ها مراجعه میکنیم که هرکدام آنها یکی از عوامل بعدی و بصورت مشخص: عدم موفقیت در به خاطرآوردن معلومات، ناکامی به حافظه سپردن معلومات، مغالطه هنگام حفظ معلومات و علل دیگر که به یادفراموشی منجر میشوند، توضیح میکنند.
    تیوری «انتیرفریشن» یا تداخل
    اگر شما از روانشناسان سال های 40-50 قرن گذشته راجع به علل یادفراموشی می پرسیدید، پس، اصلاً، یک پاسخ دریافت میکردید و بصورت مشخص، «انتیرفیریشن».
    طبق این تیوری، خاطرات ما با آن چیزهای خلط میشوند که ما در گذشته راجع به آنها آگاهی حاصل نموده بودیم و با آنهایی که ما بعداً در باره آن خواهیم دانست. فکر میشود که همه معلومات که در حافظه درازمدت وجود دارد، میتواند با معلومات نو خلط گردد که ما میخواهیم به خاطر بسپاریم که به تغییرشکل یا عارضه حافظه منجر میشود. برای شما به خاطرآوردن انچه که با شما در روز دوم پوهنتون رخ داده، به خاطر که از آن زمان حوادث زیادی رخ داده و خاطرات نو زیاد بوجود آمده اند و آنها اصلاً یکی روی دیگر قرار گرفته، دشوار است.
    تیوری انتیرفیریشن یا تداخل بنام الان بیدیلی (Alan Baddeley) روانشناس انگلیسی توضیح میکند که یادفراموشی به خاطر بوجود می آید که خاطرات مزاحم یکدیگر میشوند و یکدیگر را تخریب میکنند. به عباره دیگر، فراموش کردن معلومات نسبت مداخله خاطرات و معلومات دیگر در مغز ما صورت میگیرد.
    دو طریق ممکن انتیرفیریشن وجود دارند: انتیرفیریشن بسیار فعال، وقتی صورت می گیرد، زمانیکه ما نمی توانیم کدام معلومات را بنا بر آن حفظ نمائیم که معلومات دیگر را چندی قبل حفظ کرده بودیم. خاطرات کهن مزاحم معلومات نو میگردند، بطور مثال، اگر شخص تیلفون را تغییر داد، پس شماره پیشین تیلفون در ابتدا همیشه شماره نو را در حافظه عقب می زند. انتیرفیریشن سابقاً فعال زمان رخ میدهد، وقتیکه ما معلومات را نمی توانیم، نسبت معلومات نو، به خاطر آوریم که ما قبلاً در حافظه خود حفظ کرده بودیم. به عباره دیگر، معلومات نو مانع معلومات قبلاً دریافت شده میگردد و خاطرات نو امکان کار کردن با معلومات سابقه رانمی دهد.
    قابل یاداوری است که حوادث بی مانند و نامی در برابر انتیرفیریشن کمتر آسیب پذیر اند. در اصل، شما روز فراغت از مکتب یا ختم تحصیل در پوهنتون، روز عروسی یا لحظه تولد طفل را به یاد دارید.
    تیوری از بین رفتن
    طبق این تیوری، حافظه با مرور زمان معلومات را هرچه بد و بدتر حفظ میکند. یادفراموشی شما از محوشدن تدریجی معلومات در حافظه دراز مدت در نتیجه آن ناشی میگردد که این معلومات در مدت زمان طولانی استفاده نمی شود و تازه نمی گردد.
    تصور کنید که شما کدام شخص را بسیار وقت نه دیده اید و با او تماس نداشتید. زمانیکه شما با او بصورت تصادفی ملاقات میکنید، برای شما به خاطرآوردن نام او و اینکه او را در کجا دیده اید، دشوار خواهد بود، به خاطر که حافظه شما در جریان این مدت زمان بر آن کار میکرد، تا معلومات راجع به آو را پاک کند که شما در طول مدت زمان طولانی استفاده نمی کردید.
    این تیوری یک سلسله مشکلات دارد. مهمترین نتیجه گیری که دانشمندان به آن رسیده، اینست که زمان نمی تواند یگانه عامل باشد که پدیده یادفراموشی را توضیح کرده بتواند، ولی، بطور معین، زمان میتواند یک سلسله تغییرات را بوجود آورد که به یادفراموشی منجر میشوند. این تیوری نمی تواند این امر را توضیح دهد که چرا مردم شنا را، باوجود آن که در جریان سال های زیاد تمرین نکرده، فراموش نمی کنند. برعلاوه این، تیوری هچنان نمی تواند توضیح کند که چرا برخی حوادث و خاطرات به سرعت از حافظه ناپدید میشوند و برخی دیگر برای مدت زمان بسیار طولانی پابرجا باقی می مانند.
    تیوری بهره برداری
    طبق این تیوری یادفراموشی بطور حتمی همیشه به معنی زدودن معلومات در حافظه نمی باشد. اصلاً مشوق ها و عوامل کافی وجود نمی داشاته باشند که امکان بهره برداری از آن را فراهم سازد. این بدان معنی است که سطح به حافظه سپردن به یک عده کلیدها و یاداوری ها برای بهره برداری از معلومات مربوط می باشد. بوی معین، موسیقی یا آهنگ، چهره آشنا و بسیاری چیزهای دیگر میتوانند به چنین کلیدها مبدل گردند.
    باوجود ان که یادفراموشی به مثابه چیزی منفی تلقی میشود، این جز نورمال زندگی است. بسیاری چیزها وجود دارند که شخص میتواند، به امید بهبودبخشیدن حافظه خود انجام دهد. در جمله آنها تمرکز توجه، تکرارنمودن، رابطه معلومات نو با معلومات قبلی یا مواضع حیاتی شامل اند. و، روشن است که باید از چیزهای حذر کرد که میتواند باعث مغشوش ساختن ذهن گردند، باید خوابید، تا به مرکز حافظه در مغز سره امکان استراحت کردن فراهم ساخت.

     

     

    قوانین اظهار نظر بحث
    نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک