09:58 22 سپتمبر 2018
چرا تعداد زیادی مردم به اثر امراض قلبی میمیرند؟چرا تعداد زیادی مردم به اثر امراض قلبی میمیرند؟

چرا تعداد زیادی مردم به اثر امراض قلبی میمیرند؟

© Sputnik / Aleksandr Kondratuk © Fotolia / Syda Productions
1 / 2
جهان
دریافت لینک کوتاه
0 0 0

ارگان های مهم حیاتی ما نسبت تکامل ما را دچار مشکل می سازند. و در طول سالیان زیاد کارشنسان نیز به ما راه نادرست نشان میدادند.

اولگا خزان (Olga Khazan) در مطلب منتشره در نشریه «The Atlantic» امریکا می نویسد، آسوریان «مرض نبض شدید» را به وسیله جوک معالجه میکردند. کارنیلی تزیلس دانشمند رومی کشیدن خون سفارش میکرد و یونانیان باستان در روی ستون فقرات بوتل ها می شاندند، تا ارواحان حیوانی را برانند.

صدها سال بعد امراض قلبی قاتل عمده در امریکا باقی مانده، اگرچه از فیض پیشرفت طب تعداد مردم که توانایی زنده ماندن بعد از حمله قلبی کسب میکنند، تا اندازه زیادی افزایش یافته است. در برخی مناطق کشور این امراض گسترش یافته: در اپلاشین به اثر امراض قلبی تعداد بیشتر مردم، نسبت به سال های 1980 میمیرند.

هایدر واریچ (Haider Warraich)، کارمند دیپارتمنت امراض قلبی — ریوی در مرکز طبی پوهنتون دیوکا کتاب می نویسد که چگونه امراض قلبی به چنین تهدید گسترده برای بشریت مبدل گشته اند. ما با او راجع به برخی مشاهدات صحبت نمودیم که او در جریان مطالعات و تجارب خود انجام داده است. تفسیر تصحیح شده صحبت ما را در اینجا نقل میکنیم.

- یعنی، به نظر شما، تکامل — این علت اساسی گسترش امراض قلبی در مردم می باشد. چرا این اتفاق افتاد؟

— اگر به تاریخ نظر انداخت و تحلیل کرد که چه چیز بشریت را در طول بیش از 95% موجودیت آن تهدید میکند، پس سه تهدید اساسی وجود داشت: امراض ساری، صدمات و زخم ها و سوءتغذی. در آن شرایط شخصی بسیار موفق بود که سیستم مصوونیت بسیار شکاکی تنفر از بیگانه داشت که توانایی تعیین موجودیت هرگونه فعالیت بیرونی داشت و سعی میکرد آن را بعداً هرچه زودتر نابود سازد.

حالا ، واضحاً، حالات تغییر کرده است. ما به مقابله با تعداد عظیم امراض، خاصتاً، در کشورهای با سطح بلند عواید، مجبور نیستیم، اما نتیجه چنین شد که در بدن ما در نتیجه انتخاب طبیعی سیستم بسیار محکم مصوونیت بوجود آمده است.

در طول بخش اعظم تاریخ بشریت موارد، مانند گزیدن کدام حیوان وحشی یا دچارشدن به هرگونه صدمات، بخش روزمره امرار حیات انسان بود. و ما با آنها به وسیله التهاب مبارزه میکردیم. تب نیز هنگام دچارشدن به مرض ساری، در واقع، نتیجه التهاب است که کار سیستم ایمنی بدن ما را تحریک میکند.

خبر نو برای ما اینست که التهاب اساس اتیروسکلیروز تشکیل میدهد که به نوبه خود، هسته تمام امراض قلبی، حملات و سکته های قلبی شمرده میشود. در کرویات سفید خون، اگر دقتیقتر گفته شود، در بسیاری آنها، مقدار زیادی کلوسترول وجود دارد و آنها تجمع میکنند. به مروز زمان، نظر به انکشاف این رسوبات به مانع در داخل رگ های خون مبدل میگردند که باعث حملات و سکته های قلبی میشوند.

مصوونیت بسیار مستحکم ما تا حدی با زرادخانه هستوی بعد از ختم جنگ سرد قابل مقایسه است، وقتیکه تهدید وجود ندارد، ولی سلاح تا به حال موجود است. از همینرو ما با امراض خودایمنی و همچنان با تعداد عظیم موارد انکشاف اتیروسکلیروز مواجه میشویم.

حتی باوجود اینکه غذای ما تغییرات قابل ملاحظه متحمل شده، میکانیزم تطابق که وظیفه آن حفاظت بدن ما از گرسنگی می باشد، حالا در واقع به شیوع امراض چاق شدن و شکر منجر شده که یکی از علل اساسی آن شمرده میشود که امراض قلبی قاتل شماره یک در جهان باقی مانده اند.

— من متوجه شدم که تعداد مرگ و میر به اثر امراض قلبی، در واقعیت امر، در برخی مناطق کشور افزایش می یابد. آیا شما میدانید که این به چه ارتباط داشته میتواند؟

— دو پدیده رخ میدهد. بسیاری مردم از جدیدترین گروه که در امریکا وارد مرحله پیری شده، نسبت به مردم در زمان گذشته، به مراتب بیشتر از چاقی رنج می برند.

پدیده دوم اینست که اگر شما تناقض، مربوط به امراض قلبی را تحلیل کنید که، بطور مثال، از مرض سرطان تفاوت دارند — در بسیاری موارد امراض قلبی، شما شیوه های کاملاً موثر جلوگیری از آنها و معالجه آنها دارید. ما داروهای خوب داریم، اما ما نبرد به خاطر اطلاعات و اعتماد را می بازیم. بسیاری مردم، زمانیکه کار تا معالجه و سفارشات میرسد، بر دوکتوران باور ندارند.

ما تا به حال هنگام گزینش معالجه درست برای هرشخص مشخص با تعداد زیادی پرابلم ها مواجه میشویم.

-  شما میخواهید بگوئید که مریضان بر دوکتوران تا حدی اعتماد ندارند، تا ستاتین توصیه شده به آنها را مصرف کنند؟

—  تحقیقات نشان میدهند که حتی آن مریضان که قبلاً با حمله قلبی مواجه شده بودند ستاتین را مصرف نمی کنند و یا آنها را به مقدار کافی مصرف نمی کنند. این مشکل بزرگ است.

یکی از پدیده های گسترده، مربوط به ستاتین ها، اینست که آنها (احتملاً) باعث درد عضلات و کسالت میگردند. ما جامعه علمی باید مریضان را متقاعد سازیم که آنها میتوانند بر ما اعتماد کنند.

-  ولی شما در عین حال گفتید که کارشناسان در طول تاریخ در مورد امراض قلبی دچار اشتباه میشدند. مقصد شما چه بود؟

—  زمانیکه دوکتوران فشار خون را کشف کردند، آنها عقیده داشتند که فشار بلند خون برای آن ضروری است، تا خون به دورترین یا قسمت های به مشکل قابل دسترسی رسانده شود.

در واقعیت امر، از برکت کمپنی های بیمه که مدارک میلیون ها نفر را جمع آوری میکنند، روشن شد که فشار بلند با افزایش موارد مرگ و میر مربوط می باشد. با وجود این، با دریافت این معلومات، کارشناسان در وقت خود هیچگونه تحقیقات علمی و کاردیولوژیکی را بر اساس انها انجام ندادند.

ده ها سال و تلاش های مجدانه نه تنها از جانب کمپنی های بیمه، بلکه از جانب محققان لازم بود، تا جامعه کاردیولوجستان را متقاعد ساخت که در واقعیت امر، علاج فشار بلند خون — این راه حل درست است. کاردیولوجستان مشهور، مانند ویلیام اوسلیر (William Osler) یگانه کسانی بودند که با مفکوره پائین آوردن فشار خون مخالف بودند.

در لحظه هنگام جنگ دوم جهانی به اثر فشار بلند خون هر سرباز دوم امریکایی جان داده بود، ولی در آن زمان دوکتوران عمده قلبی عقیده داشتند که پائین آوردن فشار خون به عواقب منفی منجر خواهد شد. این عقیده در سال های 60، 70 و 80 قرن گذشته بصورت بنیادی تغییر نمود.

سوال اینست که کدام اعتقادات ما — کاذب اند؟ کارشناس — این شخصی است که دانش معاصر داشته باشد، نه دانش آینده. به نظر من، باید توازن در بین مردم را پیدا کرد که نه تنها دانش کارشناسی داشته باشند، بلکه بدانند که مفکوره های معمول همیشه اخرین حقیقت شمرده شده نمی توانند.

 

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک