13:34 20 جنوری 2019
تحقیقات نو: وقتیکه میمیریم، ما راجع به این میدانیم

تحقیقات نو: وقتیکه میمیریم، ما راجع به این میدانیم

© Sputnik / Alexander Polegenco
جهان
دریافت لینک کوتاه
0 11

مغز انسان بعد از آن که قلب متوقف گردد، هنوز فعالیت میکند.

لارس هیرمانسون (Lars Hermansson) و اولریکا هیرمانسون (Ulrika Hermansson) در مقاله منتشره در نشریه « Aftonbladet» سویدن می نویسند، معلومات نو ثابت می سازند که ما در پروسه مردن درک میکنیم که میمیریم، به خاطری که مغز هنوز طی مدت زمان بعد از آن که قلب از تپش می افتد، فعالیت میکند. دانشمند و طبیب امریکایی از 2060 نفر از کشورهای مختلف که سکته قلبی را پشت سر گذاشته پرسیده و چیزی غیرمنتظره را شنیده است. راستی، برخی همکاران نسبت به کشف او با شک و تردید آشکار برخورد کرده اند.

در لحظه کوتاه ما در اسارت مرگ قرار می گیریم، وقتی که سرنوشت ما تعیین میشود.

احساس نزدیکی به مرگ — ممکن، برازنده ترین چیزی باشد که انسان میتواند با آن مواجه گردد. اکثراً این پدیده را به مثابه خاطره تشریح میکنند که در برابر چشمان تمام زندگی خطور میکند، انسان تونل نوری را مشاهده میکند یا خود را خارج از جسم خود احساس میکند، او فکر میکند که او با خویشاوندان و نزدیکان «از جانب دیگر» در تماس میشود که زمان تسریع میشود یا، برعکس، بطی میشود.

کسی حتی عقیده دارد که زندگی بعدی را دیده است. اما در واقعیت امر چه رخ میدهد؟

مریضان به خاطر می آورند که چگونه آنها را به زندگی برگشتاندند

دوکتور سیم پارنیا (Sam Parnia)، دانشمند و دوکتور احیاکننده از نیویارک، در مورد انجام دادن تحقیق بر مواد جمع آوری شده از 2060 نفر از اروپا و امریکا فیصله نمود: بسیاری مریضان که با سکته قلبی مواجه شده بودند، به او قصه خود را بیان نمودند. معلوم شد که 46% که معالجه شده بودند، پروسه احیاشدن شان را به خاطر داشتند، اگرچه بعد از صحت یابی اکثر شان خاطرات شان را از دست دادند.

چیزی بسیار ناگهانی اینکه دو مریض خاطرات مفصل و وسیع (بصری و سمعی) راجع به کار تیم احیاکننده حفظ کرده بودند و میدیدند که چگونه دوکتوران راجع به مرگ شان اعلام کردند. این سه دقیقه کامل بعد از آن رخ میداد، وقتیکه قلب از تپش افتاده بود، مغز فعالیت میکرد و گراف مغز هیچگونه اهتزازات برقی را نشان نمی داد.

تحقیقات نو: وقتیکه میمیریم، ما راجع به این میدانیم
© Fotolia / Andrea Danti
تحقیقات نو: وقتیکه میمیریم، ما راجع به این میدانیم

اگر ساده تر گفته شود، طوریکه گویا چنین چیزی اصلاً ممکن نیست.

در تحقیقات سیم پارنیا گفته میشود، آیا ممکن بوده میتواند که ادارک به کدام شکلی مستقل از فعالیت نورمال مغز وجود دارد؟ این توضیح کرده میتوانست که چرا مریض به چنان شکل روشن احیای خودی را به خاط دراد.

دانشمند سویدنی شک و تردید دارد

هنریک یورینتل (Henrik Jörntell)، استاد رشته اعصاب پوهنتون لوند نسبت به این با روحیه شک و تردید برخورد میکند.

او میگوید:« من باید به شما بگویم، این تحقیقات تا اندازه مشکوک اند، چون همه طبابت غربی، هنگام تعیین نمودن مرگ، از مفهوم "مرگ مغز" کار میگیرند».

سیم پارنیا بحث مرگ مغز را کاملاً از تحقیق خود مستثنی ساخته و او بنا بر این قضاوت میکرد که بعد از افتادن قلب از کار مغز به هیچ وجه فعالیت نمی کند.

نشانه های آن وجود دارند که بعد از سکته قلبی ما به مراتب دیرتر، نسبت به آنکه دانشمندان قبلاً فکر میکردند، ادارک را حفظ میکنیم.

معمای مرگ در اینست که ما دقیقاً نمی توانیم بدانیم که چه رخ میدهد، ما چه وقت میمیریم و تحقیقات ادامه دارد.

مرگ مغز چیست

مرگ مغز — این مرگ کلینیکی است که تقریباً در تمام طبابت غربی استفاده میشود. در سویدن این از سال 1988 بکار برده میشود. از برکت مفهوم مرگ مغز ما امروز میتوانیم پیوند اعضا با استفاده از ارگان های اشخاصی که میمیرند، انجام دهیم.

برای تثبیت مرگ مغز باید محک های آتی رعایت شوند:

— در پروسه دو اندازه گیری کلینیکی که توسط کارشناسان در باره تشخیص مرگ مغز با فاصله بینی حد اقل دو ساعت، هیچگونه فعالیت مغزی تثبیت نشده باشد؛

— تمام رفلیکس های بنیادی: واکنش چشم، واکنش های درد، حرکت چشمان و حرکت تنفسی نباید وجود داشته باشد؛

— علت صدمه دیدن مغز، بطور مثال، صدمه فزیکی یا خونریزی، معلوم اند.

مستثنی ساختن حکم مرگ مغز میتواند در موارد وضع پیچیده، مانند سرمای شدید، مسمومیت، اضافه روی در مصرف مواد مخدره و غیره صورت گیرد. آنگاه به اساس قانون، تا راجع به مرگ مغز اعلام داشت، برعلاوه موارد فوق الذکر معاینات اضافی ضروری می باشند.

 

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک