12:59 22 نوامبر 2019

صلح در شرق نزدیک: آیا ترامپ برحق است؟

© REUTERS / Yuri Gripas
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
0 01
ما را در دنبال کنید

رئیس جمهور امریكا پس از خروج نیروهای امریکایی از شمال سوریه، بار دیگر اعلام كرد كه اداره وی فقط دو منافع ملی را در شرق نزدیک – بازداری ایران و امنیت اسرائیل - را به رسمیت می شناسد.

ژیرار ارو (Gérard Araud) در مقاله منتشره در نشریه Project Syndicate (امریکا) می نویسد، آنچه که به مورد اول مربوط میگردد، پس امریکا اخیراً نیروهای اضافی را به عربستان سعودی اعزام كرد و این حریف اصلی منطقه ای ایران است. در مورد دوم، ترامپ بارها گفته است که قصد دارد طرح صلح بین اسرائیل و فلسطینی ها را ارائه کند. چنین ابتکار عمل می تواند به عامل مهم در طول انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده در سال 2020 تبدیل شود، از همینرو ترامپ به زودی به این تصمیم گیری مجبور خواهد شد که آیا او این وعده ها را باید زمان اجرا کند، وقتی که در نتیجه انتخابات پارلمانی ماه سپتمبر در اسرائیل حکومت نو شروع به کار میکند.

ترامپ به داماد خود، جارد کوشنر دستور داد، تا برنامه صلح تفصیلی تهیه کند. این رویکرد جدید بیانگر وقفه در تلاش های دیپلوماتیک قبلی امریکا است که همواره با هدف فشار آوردن بر اسرائیلی ها و فلسطینی ها برای مذاکره درباره پیمان صلح تحت نظارت ایالات متحده انجام میشدند. باوجود این،  ضروری نیست که آن را یک مفکوره بد تلقی کنیم، زیرا هر دو طرف به وضوح نمی توانند به تنهایی بر پیشرفت دست یابند. تشکیلات خودگردان فلسطین (که در سال 2006 از حمایت در مراکز رای دهی در نوار غزه ، که توسط رهبران سابق اداره می شد، به اثر فساد تضعیف شده)، مشروعیت لازم برای دستیابی به امتیازات خاص را از دست داده است. در عین حال، اسرائیل از نظر سیاسی آنقدر به سمت راست حرکت کرده که هیچ دولتی نمی تواند به کنست یک طرح صلح قابل قبول برای هر دو طرف ارائه دهد. بصورت نظری یک داور می تواند بر همه این موانع غلبه کند. علاوه بر این، روابط نزدیک کوشنر با اسرائیل، به طور حیرت انگیز می تواند یک سرمایه اضافی باشد.

طور که تاریخ نشان می دهد، کسانی که در درگیری های ژئوپولیتیکی پیروز شدند، تقریباً هرگز به طور داوطلبانه ثمره آن را نمی دهند. اسرائیل ابرقدرتی منطقه ای است که دارای اقتصاد بعد صنعتی، تسلیحات هسته ای و اتحاد مستحکم با ایالات متحده است و او، واضحاً، این ابزارها برای تحمیل اراده خود بر یک دشمن ضعیف، مانند فلسطین در اختیار دارد.

هیچ وریانت از توافق صلح اسرائیل و فلسطین نمی تواند این عدم تعادل قدرت را نادیده بگیرد. و هیچکدام نیروی خارجی، چه قدرتهای بزرگ اروپایی باشد و چه حتی دولت های عربی، به اثرگذاری بر تعادل فعلی قادر نیستند: اروپایی ها د مورد این مساله اختلاف دارند و کشورهای حوزه خلیج فارس به طور واقعی با اسرائیل در مبارزه با ایران متحد شده اند.

بر این اساس، کلید حل مناقشه در دست اسرائیل است. این بدان معنی است که باید جامعه اسرائیلی را متقاعد ساخت که با تأسیس دولت خارجی، یک دشمن احتمالی و آنهم فقط در 15 کیلومتری پایتخت این کشور موافقت کند.

همه این ملاحظات در توضیح برخی از هدایای اخیر که اداره ترامپ به اسرائیل داده است، از جمله انتقال سفارت امریکا در آن کشور از تل ابیب به یورشلیم، و همچنین به رسمیت شناختن الحاق ارتفاعات جولان توسط اسرائیل از طرف ایالات متحده، کمک میکند. هدف كوشنر این است كه به اسرائیلی ها نشان دهد كه وقتی او پیشنهادهای صلح خود را ارائه می دهد، می توانند به ترامپ اعتماد كنند. از آنجا که ترامپ اکنون در اسرائیل محبوب تر از نخست وزیر بنیامین نتانیاهو است، رویکرد امریکا به روشنی کار کرده است.

برنامه كوشنر همین اکنون آماده است. آن حاوی 50 صفحه است و این را خود او چند ماه پیش به من گفت. محتوای این طرح بطور اشد محرم حفظ می شود، اما به احتمال زیاد، به مواضع اسرائیل نزدیک خواهد بود. بر این اساس، پیشنهاد امریکا می تواند به جای یک کشور تمام عیار، و همچنین حفظ تعداد بیشتر شهرک های اسرائیلی در کرانه غربی رود اردن، میزان بیشتر خودمختاری را به فلسطینی ها بدهد.

ترامپ، مانند سایر روسای جمهوری امریكا، احتمالاً در مورد پیمان صلح اسرائیل و فلسطین به نتیجه نخواهد رسید. اما با ارائه وریانت از این پیمان و نه تنها تلاش برای فشار آوردن بر هر دو طرف برای دستیابی بر نتیجه، وی هنوز می تواند الگوی جدیدی را ایجاد کند که جانشینان وی از آن پیروی کنند.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق فیسبوکنظر از طریق اسپوتنیک
  • نظر