11:44 29 سپتمبر 2020
تحلیل و مقالات
دریافت لینک کوتاه
120
ما را در دنبال کنید

نقش روسیه این خواهد بود، تا تعادل بین قدرتهای هژمونیک ایجاد کند و وظیفه ضامن اتحاد جدید کشورهای غیر منسلک را ایفا نماید.

پی پی ایسکوبار (Pepe Escobar) در مطلب منتشره در نشریه Asia Times (هانگ کانک) می نویسد، در محافل تأثیرگذار سیاست خارجی، پروفسور کاراگانوف غیررسمی "کیسینجر روس" خوانده می شود. در عین حال، وی یک امتیاز اضافی دیگر نیز دارد: شما نمی توانید بر او تاپه "جنایتکار جنگی" دخیل در درگیری ها در ویتنام، کامبوج، چیلی و غیره بزنید.

کاراگانوف – رئیس فاکولته اقتصاد جهانی و امور بین المللی پوهنتون تحقیقاتی دولتی «مکتب عالی اقتصاد» است. وی همچنین رئیس افتخاری هیئت رئیسه شورای سیاست خارجی و دفاعی است.

در دسامبر سال 2018، من با کمال خوشی با کاراگانوف در دفتر مسکو او مستقیماً صحبت کردم. در ماهیت امر، صحبت بر سر اوراسیای بزرگ و مسیر روسیه در جهت همگرایی اوراسیا مطرح بود.

کاراگانوف افکار عمده خود را با نشریه ایتالیایی پیرامون ژئوپلیتیک در میان گذاشت که بیشتر به خاطر نقشه های آن شناخته شده، نه به خاطر "مواد تحلیلی" کاملاً قابل پیش بینی که مستقیماً از انتشارات مطبوعات ناتو گرفته شده است.

کاراگانوف اظهار داشت که اتحادیه اروپا "یک نهاد عمیقاً ناکارآمد" است که به آهستگی در حال تجزیه است (و این یک کاستی بزرگ است) و خاطر نشان کرد که روابط بین روسیه و اتحادیه اروپا به تدریج به سمت عادی شدن نسبی پیش می رود.

در دهلیز های بروکسل این موضوع طی چندین ماه فعالانه مورد بحث قرار دارد. دقیقاً چنین اجندا برای اتحادیه اروپا اصلاً دولت امریكا در دولت - و اداره ترامپ - برای آن پیش بینی نشده بود. میزان عصبانیت نسبت به عملکرد تیم ترامپ بی سابقه است.

با وجود این، کاراگانانوف اعتراف می کند: "دموکراسی های غربی نمی دانند چگونه بدون دشمن وجود داشته میتوانند." کافی است عبارات معمول سرمنشی ناتو استولتنبرگ را در مورد "تهدید روسیه" به یاد بیاوریم.

حجم تجارت روسیه با آسیا در حال حاضر با حجم تجارت با اتحادیه اروپا برابر است. در این زمینه، "تهدید" جدید در اروپا بوجود آمده: و آن چین است.

هفته گذشته به مثابه پلتفورم جدید اهریمن سازی، اتحاد بین پارلمانی درباره چین (Inter-Parliamentary Alliance on China) اختراع شد که در آن نمایندگان جاپان، کانادا، استرالیا، آلمان، انگلیس، ناروی، سویدن و همچنین اعضای پارلمان اروپا شامل اند.

چین، تحت رهبری حزب کمونیست، باید مقاومت کند، زیرا این یک "تهدید برای ارزش های غربی" - سه گانه قدیمی دموکراسی، حقوق بشر و نولیبرالیسم است. این پارانویا، که تهدید مضاعف روسیه و چین ممثل آن است، چیزی جز نمایش گرافیکی درگیری در تخته بزرگ شطرنج: درگیری ناتو و همگرایی اوراسیا، نیست.

قدرت بزرگ آسیا

کاراگانوف مهمترین مشارکت استراتژیک بین روسیه و چین را توسط فرمول که به آسانی حفظ می شود، بیان می کند. تا آنجا كه پیكن از قدرت استراتژيك روسيه به مثابه وزنه متقابل امريكا حمایت کسب مي كند، مسكو مي تواند به قدرت اقتصادي چين حساب كند.

او یک واقعیت مهم را به یاد می آورد، وقتی فشارهای غرب بر روسیه پس از اوج حوادث در میدان و همه پرسی کریمیا به اوج خود رسید. در آن روزها، «پیکن کریدت نامحدود به مسكو پیشنهاد كرد، اما روسیه تصمیم گرفت به تنهایی از عهده اوضاع برآید.

یکی از عواقب سودمند این بود که روسیه و چین از رقابت در آسیای میانه خودداری کردند که من با چشم خودم هنگام مسافرت به آنجا در پایان سال گذشته مشاهده کردم.

این بدان معنا نیست که رقابت از بین رفته است. مکالمات با دیگر تحلیلگران روسی نشان می دهد که ترس از نفوذ بیش از حد و قدرت چین همچنان ادامه دارد، به خصوص وقتی صحبت راجع به روابط چین با کشورهای ضعیف و فاقد حاکمیت مطرح باشد. اما به عقیده چنین شخصیت مجرب برازنده سیاست رئالیستی مانند کاراگانوف، "روی آوردن به سمت شرق" و نزدیکی استراتژیک با چین به روسیه در بازی شطرنج بزرگ کمک کرد.

کاراگانوف به خوبی می داند که روسیه با در نظرداشت همه شرایط - از سیاست خودکامه گرفته تا ثروت های طبیعی سایبیریا، یک قدرت بزرگ آسیایی است.

کاراگانانوف کیسینجر و برژینسکی را "استراتژیستهای معقول" می داند و شکایت می کند که اگرچه آنها بر این مساله اعتراف نمی کردند، اما "طبقه سیاسی امریکا" "جنگ سرد جدید" علیه چین اعلام کرد. او اهداف واشنگتن را فاش می کند و میگوید ایالات متحده با تکیه بر پایگاه های مقدم باقی مانده در سیستم جهانی در حال فروپاشی ما، همانطور که والرستاین نامیده است، وارد «آخرین نبرد» گردیده است.

جنبش جدید عدم انسلاک

کاراگانوف با بسیار دقت راجع به تمایل روسیه به استقلال و مستقل بودن صحبت می کند. روسیه همیشه در برابر همه کسانی که آرزو داشتند هژمونی جهانی یا منطقه ای در سر داشتند، از فرزندان چنگیز خان و پادشاه سویدن چارلز XII گرفته تا ناپلئون و هیتلر، از خود مقاومت شدیدی نشان می داد. روسیه در عرصه های نظامی و سیاسی، خودکفا است. اما این به عرصه های اقتصادی، فناوری و سایبرنتیک مربوط نمی گردد، جایی که به بازارها و شرکای خارجی نیاز دارد که روسیه به دنبال و یافتن آنها خواهد بود. "

در نتیجه، رویای نزدیک شدن بین روسیه و اتحادیه اروپا هنوز زنده و سالم است، اما به آن از طریق منشور اوراسیا نگاه می کنند.

و در اینجا مفهوم اوراسیای بزرگ به وجود می آید که من در دیدار ما با کاراگانف راجع به آن صحبت کردم. این یک "مشارکت چند جانبه و هگرا است که پیکن رسماً از آن حمایت می کند. این "سیستم روابط متساوی الحقوق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دول مختلف است" و چین در این مشارکت نقش اول را در بین دول باهم برابر بازی میکند. و اوراسیای بزرگ "بخش قابل ملاحظه از انتهای غربی قاره اوراسیا، یعنی اروپا را نیز در بر می گیرد."

در چنین سیستم، نقش روسیه "ایجاد تعادل بین دو قدرت احتمالی هژمونیک" و به مثابه "ضامن اتحاد جدید کشورهای غیرمنسلک" خواهد بود. و این اشاره ای به پیکربندی بسیار جالب جدید جنبش غیرمنسلک است.

به این ترتیب، آشنا شوید: روسیه به مثابه یکی از مبارزان مشارکت چند جانبه و چند جهته جدید، برچسب "حاشیه اروپا و آسیا" را از خود دور می کند و به "یکی از مراکز اساسی شمال اوراسیا" تبدیل می شود. این کار آغاز شده است و با سرعتی پایدار پیش می رود.

دیدگاه‌ها و نظریاتی که در مقالات نشر می‌شوند، مربوط به سخنران می‌باشند و ممکن با نظریه اسپوتنیک، مطابقت نداشته باشند.

قوانین اظهار نظر بحث
نظر از طریق اسپوتنیکنظر از طریق فیسبوک
  • نظر